بنابرآنچه تا اینجا بیان شد ، دستگاه خلافت ، ابتدا احادیث را جمع کردند و سوزاندند ؛ و پس از آن نیز خلیفۀ سوم ، عثمان ، قرآن هایی را ـ که شامل وحی بیانی نیز بود
و مصحف نامیده می شد ـ
همه را جمع کرد و به آتش کشید ؛ ( و جمع کردن عثمان این گونه بود ! )
فقط یک نفر مصحفش را نداد و او
عبدالله بن مسعود بود . ( و می گفت که هفتاد سوره را از دو لب مبارک پیامبـر(ص) آموخته و نوشته ام . )
پس در زمان عثمان ، جمع آوری مصاحف شدت پیدا کرد ؛
همچنین صحابیانی که علیه عثمان قیام کرده بودند ، از تفسیر قرآن ( برای افشا و بر ملا کردن شخصیت خلفا استفاده می کردند ) ؛
ابن مسعود که
مُقرِئ (1) اهل کوفه بود ، در کوفه با ولید (والی آنجا) دچار اختلاف شدند . ( که مشروح آن در پاورقی صفحه بعد آمده )
(2)
ابن مسعود آیۀ : «
و إن جاءَکُم فاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا »
(3) را می خواند و می گفت که این آیه دربارۀ ولید نازل شده است
(4). لذا ( این مسئله نیز مزید بر علت و بهانه ای دیگر شد )
و عثمان مصاحف صحابه را گرفت و همه را سوزانید ؛
مگر ابن مسعود که مصحفش را نداد ، و چه ها که بر سرش نیاوردند ! و چه دروغ ها که به مصحف او نسبت ندادند.
بنی امیه برای شکستن شخصیت ابن مسعود ، دروغ های بسیاری بر او و بر مصحفش بستند ؛ از جمله اینکه مثلاً می گفتند که : در مصحف او «
مُعَوَّذَتَين » نیامده است
(5) و ...
( البته جالب اینجاست،که اگر ابن مسعود مصحفش را نداد ، پس چگونه آنها دیدند که معوذتین ندارد! )
و البته این قرآنی که نزد ماست ، همان قرآنی است که بر پیامبر اکرم (ص) نازل شده و
هیچ کم و زیاد و جابجایی (در آیات و کلمات) ندارد . فقط کاری که کردند
وحی بیانی را از آن جدا کردند ؛ چنانکه قبلاً هم
کتابت و روایت حدیث پیامبر (ص) را
منع کرده بودند .
فقط در زمان خلافت ظاهری أمیرالمؤمنین (ع) (سالهای 36ـ 40 هجری) و زمان عمربن عبدالعزیز (سالهای 99ـ 101 هجری) کتابت حدیث پیامبر (ص) مُجاز بود .
(6)
بعد هم که عمر بن عبدالعزیز را خود بنی امیه سَمّ دادند و کشتند ، دوباره نوشتن حدیث ممنوع شد ؛ تا سال 143 هجری .
(7)
حتی احادیثی هم ساختند که پیامبر (ص) فرموده :
« لا تَکتُبُوا عَنّي و مَن کَتَبَ عَنّي غَيرَ القُرآن فَليَمحُه »
« از من روایتی ننویسید و هر کس از من چیزی غیر از قرآن بنویسد باید آنرا از بین ببرد !» (8)
در تاریخ الخلفاء سیوطی (در احوال ابوجعفر منصور) و در تاریخ الاسلام ذَهَبی (در تاریخ سال 143 هـ) آمده است که اجازۀ نوشتن حدیث در عصر منصور داده شد .
(9)
سیره و حدیث و تفسیر و ... از آن زمان نوشته شد .
پس احادیث رسول خدا (ص) ، در مکتب خلفا به مدت 130 سال ، سینه به سینه نقل می شده است .
----------------------------- پاورقی ---------------------------------------------------
1ـ مُقرِئ ،یعنی کسی که تعلیم و تفسیر قرآن و آموزش احکام را به عهده دارد (برای اطلاع بیشتر القرآن الکریم و روایات المدرستین 1/287 به بعد)
2ـ ابن مسعود علاوه بر این ، خزانه دار و امین بیت المال هم بود و کلید آن در دست او بود ؛ ولید که والی کوفه شد صد هزار درهم از بیت المال قرض گرفت( برای امور شخصی ) .
خلفا ، غیر از امام علی (ع) ، این کار را می کردند و امین بیت المال در ازای پرداخت وام ، از آنها رسید می گرفت . وقت بازپرداختِ وام که رسید ، ابن مسعود از ولید مطالبه نمود ؛
ولید هم مسأله را به عثمان گزارش کرد و عثمان به ابن مسعود نوشت : « تو خزانه دار ما هستی ! به ولید کاری نداشته باش . پول گرفت که گرفت ( تو حق نداری پس بگیری ) ؛
ابن مسعود هم رفت در نماز جمعه و گفت : ( ای مردم ) من می پنداشتم که خزانه دار مسلمانان هستم و خزانه ، مال مسلمین است ؛ نمی دانستم که خزانه دار ولید هستم .
و کلید ها را انداخت و رفت . (انساب الاشراف 5/36)
و دربارۀ شأن عبدالله بن مسعود در نزد پیامبر اکرم (ص) و بد رفتاری عثمان وبنی امیه با وی نیز رجوع کنید به القرآن الکریم و روایات المدرستین 2/466-470 ،
و احادیث ام المومنین عایشه 1/113-117 ط پنجم ، 1414 هـ
3ـ الحجرات آیۀ 6 ، «اگر شخص فاسقی خبری را برای شما بیاورد ، دربارۀ آن تحقیق کنید » .
4ـ تفسیر طبری 26/78 ، تفسیر سیوطی 6/88-92 .
5ـ ( مراد از معوذتین دو سوره ناس وفلق می باشد ) الإتقان 1/81 ، مسند احمد 5/129 ، نیز رجوع کنید به القرآن الکریم و روایات المدرستین 2/104-106 .
6ـ سنن دارمی مقدمه ص 126 ، طبقات ابن سعد 7/447 ط.بیروت ، مصنّف عبد الرزاق 9/337 ط.هند،1970م ، اخبار اصبهان ابو نعیم 1/312 و تدریب الراوی سیوطی ص 90 ، فتح الباری باب کتابه العلم 1/218 .
7ـ معالم المدرستین 2/57 ، ط.اول 1412 هـ .
8ـ صحیح مسلم 4/97 ، سنن دارمی 1/119 ، مسند احمد 3/12 و39و56 .
9ـ تاریخ الخلفاء سیوطی ص 261 ، تاریخ الاسلام ذهبی 6/6 .
(22)