۩*&&*۩ عباس یعنی عشق، یعنی پاکبازی ۩*&&*۩

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: ۩*&&*۩ عباس یعنی عشق، یعنی پاکبازی ۩*&&*۩

پست توسط طهورا »

 تصویر  
 

 عباس يعني ......  
    
  تصویر  
    
  عباس یعنی تا شهادت یکه تازی

عباس یعنی عشق، یعنی پاکبازی


عباس یعنی رنگ سرخ پرچم عشق
  
    
  یعنی مسیر سبز پر پیچ و خم عشق
  
    
  جوشیدن بحر وفا ، معنای عباس

لب تشنه رفتن تا خدا، معنای عباس

     بی لب نهادن لب به جام باده عشق

بی کام نوشیدن تمام باده عشق


این است مفهوم بلند نام عباس

در ساحل بی ساحلی، آرام عباس


           تصویر 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: ۩*&&*۩ عباس یعنی عشق، یعنی پاکبازی ۩*&&*۩

پست توسط طهورا »

 تصویر 

   
 کرامات حضرت عباس (علیه السلام)

مصيبت وارده
 
 
حضرت حجة الاسلام والمسلين حاج آقاى نمازى منبرى معروف اصفهان از قول صديق شريفشان فرمود: دو چيز در حرم ديدم ، يكى : در صحن آقا حضرت قمر بنى هاشم ع و آن در شب جمعه اى بود كه من وعِدّه ديگرى مشغول كار بوديم ، ديدم يك دسته پرنده كه مثل مرغابى بودند آمدند دور گنبد امام حسين علیه السلام و دور گنبد حضرت اباالفضل ع دور زدند مثل اينكه مى خواستند تعظيم كنند سر فرود آوردند و رفتند، ما دست از كار كشيديم و به اين صحنه نگاه مى كرديم .   
دوم : شب كه آمديم حرم آقا اباالفضل علیه السلام ، جوانى را مشاهده كرديم كه به مرض روانى مبتلا بود و سه چهار نفر هم از عهده او برنمى آمدند، و با زنجير پايش را به ضريح بسته بودند.   
زيارت و كارهايمان را كرديم و به منزل رفتيم و صبح آمديم كه زيارت كنيم و به كار مشغول شويم ديديم اين جوانى كه هيچكس از عهده او بر نمى آمد، آرام شده ، ولى زنجير هنوز به پايش بسته است ، اما طرف ديگر زنجير كه به ضريح بسته بود باز شده است .
خادم زنجير را هم از پايش باز كرد، و زوار نيز به جوان پول مى دادند.   
به پدرش گفتيم : فرزند شما چه مرضى داشت ؟!   
پدرش گفت : اين فرزند يك قسم نا حق به حضرت خورده بود، و از آن ساعت حواس پرتى پيدا كرد، هر جا هم كه برديم نتيجه اى نگرفتيم ، آورديمش اينجا و متوسل به حضرت ابوالفضل علیه السلام شديم خلاصه حضرت شفايش دادند.    شب هم كه او را ديديم داشت وضو مى گرفت كه به حرم آقا حضرت امام حسين علیه السلام برود.  




  تصویر  
 
 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: ۩*&&*۩ عباس یعنی عشق، یعنی پاکبازی ۩*&&*۩

پست توسط طهورا »

 تصویر 
   
   
 

 
 فقط روضه ابوالفضل  
 
حضرت حجة الاسلام والمسلين حاج آقاى نمازى از قول حاج آقاى مولانا از مداحين بااخلاص اصفهان نقل فرمودند: هر سال ايام عاشورا براى تبليغ به آبادان مى رفتيم ، يكسال يك آقا سيدى كه ظاهراً اهل گلپايگان يا از شهر ديگرى بود، با ما همراه شد، تا اينكه دهه محرم تمام و وقت رفتن گرديد، ديدم خيلى ناراحت است .  
 
رفتم جلو و گفتم : آقا سيد چرا ناراحتى ؟! گفت : حقيقتش ما ايّام محرم توى شهرمان روضه خوانى داشتيم ، ولى امورات ما نمى گذشت ، امسال خانواده به ما پيشنهاد دادند كه به خوزستان بيايم تا شايد بتوانم از طريق تبليغ در شهرستان ديگر وضعمان را تغيير دهيم .  
 
اينجا هم چيزى برايمان نداشت و دست خالى دارم برمى گردم و نمى دانم جواب زن و بچّه هايم را چه بدهم .  
 
آقايى كه مسئول كار ما بود، فرمود: بليط برايتان مى گيرم و يك مقدار هم پول دادند، امّا اين جواب كار را نمى داد، آقا سيد ناراحت و سر در گريبان بود، كه يك وقت يك سيد عربى آمد و به او فرمود: آيا روضه مى خوانى ؟ گفت : بله ، ولى بليط برگشت دارم .  
 
فرمود: بليطت را عوض مى كنيم ، گفت : دست شما درد نكند. در اين هنگام سيد عرب دست او را گرفت و برد.  
 
بقيه داستان را از زبان خودش نقل ميكنم : گفت :
مرا از اين طرف شط به طرف ديگر شط برد، و از روى پل كوچكى عبور كرديم به نخلستان رسيديم ، مرا وارد يك حسينيّه بزرگى كردند كه جمعيّت زيادى در آنجا آمده بودند، و آقا سيدى هم براى آنها نماز مى خواند، و همه افراد آنجا سيد بودند و به من گفتند: فقط روضه اباالفضل علیه السلام را بخوان ، من هم صبح و ظهر و شب براى اينها روضه حضرت اباالفضل مى خواندم ، تا اينكه دهه تمام شد.  
 
وقتى كه مى خواستم بيايم ، جعبه اى با يك بسته پارچه برايم آوردند. و بعد فرمودند: اين ها نذر آقا اباالفضل ع است و كليدش را هم به من دادند، من با خودم گفتم : شايد مثلاً 100 تومان يا 200 تومان است ، ولى وقتى باز كردم ، ديدم جعبه پر از پول است . امّا به من گفتند: اينجا همين يك دفعه بود، ديگه اينجا را پيدا نمى كنى ، اين دو تا بقچه را هم ببر براى دو تا دخترهايت كه خانمت گفته بود: براى دخترهايمان چيز مى خواهيم .  
 
بعد كه به منزل آمدم ، خانمم به من گفت : همان آقايى كه بقچه ها و پولها را به تو داده بودند به من گفته بودند: مَرْدَتْ را اين طرف و آن طرف نفرست ما خودمان كارتان را سر و سامان مى دهيم .  
 
هم اكنون اين آقا وضع زندگانيش عالى است .
 
   
   
   تصویر
  
   
 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: ۩*&&*۩ عباس یعنی عشق، یعنی پاکبازی ۩*&&*۩

پست توسط طهورا »

 تصویر


 
   
 زوار ما را گرامى دار

مداح بااخلاص اهلبيت عصمت و طهارت عليهم السلام حضرت حاج آقا محمد خبازى معروف به مولانا فرمود: يكى از اين سالها كه كربلا رفتم ايام عاشورا و تاسوعا بود. عربها عادتشان اين است كه ايام عاشورا در كربلا عزادارى كنند و از نجف هم براى شركت در عزا به كربلا مى آيند، ولى آنان در موقع 28 صفر در نجف عزادارى مى كنند و از كربلا هم براى عزادارى به نجف مى روند.

صبح بيست و هفتم صفر از نجف به كربلا آمدم و چون خسته شده بودم به حسينيه رفتم و در آنجا خوابيدم ، بعد از ظهر كه به زيارت حضرت اباالفضل علیه السلام و زيارت امام حسين علیه السلام مشرف شدم ، ديدم خلوت است حتى خدام هم نيستند و مردم كم رفت و آمد مى كنند، گفتم : پس مردم كجا رفتند. گفتند: امشب شب بيست هشتم صفر است اكثر مردم از كربلا به نجف مى روند و در عزادارى پيغمبر ص و امام حسن علیه السلام شركت مى كنند.

من خيلى ناراحت شدم ، به حرم حضرت اباالفضل علیه السلام آمدم و عرض كردم : آقا من از عادت عربها خبر نداشتم و به كربلا آمده ام ، يك وسيله اى جور كنى تا به نجف برگردم .

آمدم سر جاده ايستادم ولى هر چه ايستادم وسيله اى نيامد، دوباره به حرم آمدم و به حضرت گفتم : آقا من مى خواهم به نجف بروم ، باز به اول جاده برگشتم ولى از وسيله نقليه خبرى نبود. بار سوم آمدم سر جاده ايستادم ، ديدم يك فولكس واگن كرمى رنگ جلوى پاى من ترمز كرد.
گفت : محمد آقا، گفتم بله ، گفت نجف مى آيى .
گفتم : بله گفت : تَفَضَّلْ، يعنى : بفرمائيد بالا.
من عقب فولكس سوار شدم ، راننده مرد عرب متشخصى بود كه چپى و عقالى بر روى سرش بود.
از آينه ماشين گريه كردن او را ديدم ، از او پرسيدم : حاجى قضيه چيه ؟ چرا گريه مى كنى ؟!
گفت : نجف بشما مى گويم .
آمديم نجف ، دَرِ يك مسافرخانه نگه داشت ، و مسافرخانچى را كه آشنايش ‍ بود صدا زد و گفت : اين محمد آقا چند روزى كه اينجاست مهمان ماست و هر چه خرجش شد از ايشان چيزى نگير.

بعد به من آدرس داد كه هر وقت كربلا آمدى به اين آدرس به خانه ما بيا. گفتم : اسم شما چيست ؟ گفت : من سيد تقى موسوى هستم . گفتم : از كجا مى دانستى كه من مى خواهم به نجف بيايم .

گفت : بعداً برايت به طور كامل تعريف مى كنم اما اكنون به تو مى گويم .
من عيالى داشتم كه سر زائيدن رفت ، بچه اش كه دختر بود زنده ماند، من دختر بچه را با مشكلات بزرگش كردم ، يكى دو سال بعد عيال ديگرى گرفتم ، مدتى با آن زندگى كردم ، و اين روزها پا به ماه بود، من ديدم كه ناراحت است و دكتر دم دست نداشتم ، به زن همسايه مان گفتم : برو خانه ما كه زنم حالش خوب نيست و خودم به حرم حضرت اباالفضل علیه السلام آمدم و گفتم : آقا من ديگه نمى توانم ، اگر اين زن هم از دستم برود زندگيم از هم مى پاشد، من نمى دانم ، و با دل شكسته و گريه زياد به خانه آمدم .

ديدم عيالم دو قلو بچه دار شده و به من گفت : برو دم جاده نجف ، يك نفر بنام محمد آقاست او را به نجف برسان و بازگرد.
گفتم : محمد آقا كيست ؟
گفت : من در حال درد بودم و حالم غير عادى شد در اين هنگام حضرت اباالفضل علیه السلام را ديدم . فرمودند: ناراحت نباش خدا دو فرزند دختر به شما عنايت مى كند.
به شوهرت بگو: اين زائر ما را به نجف ببرد. خلاصه من مامور بودم شما را به نجف بياورم .

من بعد از زيارت به كربلا آمدم ، منزل ايشان رفتم ، ديدم دو دختر دوقلوى او و عيالش بحمدالله همه صحيح و سالم هستند واز من پذيرائى گرمى كردند بخاطر آنكه زائر حضرت قمر بنى هاشم علیه السلام بودم .
 
   
   
   تصویر   
    
 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: ۩*&&*۩ عباس یعنی عشق، یعنی پاکبازی ۩*&&*۩

پست توسط طهورا »

 
[FONT=Times New Roman]تصویر [FONT=Times New Roman]   

   ای که خمار عشقی بر در میخانه ابالفضل
 
 
تا شوی مست مست مست ساغر  
  

  و شب غیر نام عباس ابن علی را به لب نیاری
 

  یک جرعه     از لب پیمانه  

  خدا تا ابد سر از سجده سپاس تو بر    
 

  یک بار به من بگویی غلام در خانه    
 

  مهر روی ماه قمر     از دل  

  مست قمر پرست من شده دیوانه  

  سرو قدش خجل     درخت بلند  

  هستی خم شده پیش قامت مردانه    
 
 
تصویر 
 
 
 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: ۩*&&*۩ عباس یعنی عشق، یعنی پاکبازی ۩*&&*۩

پست توسط طهورا »

 تصویر
 


 جستارى درباره كنیه‏ها و لقب‏هاى حضرت عباس علیه السلام

كنیه‏هاى حضرت عباس علیه السلام
 
 
در فرهنگ عربى به آن دسته از نام‏هایى كه با پیشوند اَبْ (در مردان) و اُمّ (در زنان) همراه باشد، كنیه مى‏گویند. سنتِ گذاشتن نامى در قالب كنیه براى افراد در میان قبایل عرب، گونه‏اى بزرگداشت و تجلیل نسبت به فرد به شمار مى‏آید.(1)
در اسلام نیز توجه زیادى به آن شده است غزالى مى‏نویسد: «رسول خدا صلی الله علیه و آله اصحاب خود را از روى احترام براى به دست آوردن دل‏هایشان به كنیه صدا مى‏زند و آنهایى كه كنیه نداشتند، كنیه‏اى برایشان انتخاب مى‏فرمود و سپس آنها را بدان مى‏خواند. 

  نیز از آن پس، فرد مذكور را به همان كنیه مى‏خواندند. حتى آنان كه فرزندى نداشتند تا كنیه‏اى داشته باشند برایشان كنیه‏اى مى‏نهاد. پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله رسم داشت حتى براى كودكان نیز كنیه انتخاب مى‏نمود و آنان را مثلاً ابا فلان صدا مى‏زد تا دل كودكان را نیز به دست آورد.»(2) در اینجا كنیه‏هاى حضرت عباس علیه السلام بر شمرده مى‏شود:  



   تصویر   
  
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: ۩*&&*۩ عباس یعنی عشق، یعنی پاکبازی ۩*&&*۩

پست توسط طهورا »

 تصویر
 
   
   
 
1. ابوالفضل  
 
در منابع بسیارى، كنیه حضرت عباس علیه السلام را ابوالفضل بر شمرده‏اند(3) كه در بین كنیه‏هاى ایشان، ابوالفضل (ابوفاضل، ابوالفضائل) مشهورترین است اما دیگر كنیه‏هاى او یا غیر مشهور هستند و یا این كه پس از واقعه كربلا حضرت را بدان خوانده‏اند. در مورد این كینه بحث وجود دارد كه آیا این كنیه واقعى بوده و ایشان پدر فرزندى به نام فضل بوده‏اند یا این كه این كنیه اعتبارى و در واقع لقبى بوده است كه به شكل كنیه به او نسبت داده‏اند. گفته‏ها و احتمالاتى در این زمینه وجود دارد كه بدان پرداخته مى‏شود:
 
 
آن چه از بررسى اسامى افراد در تاریخ به دست مى‏آید این است كه انتخاب كنیه همواره بر اساس نام فرزند بزرگ‏تر فرد نبوده و در موارد بسیارى این قاعده وجود ندارد.  
 
در فرهنگ عربى به آن دسته از نام‏هایى كه با پیشوند اَبْ (در مردان) و اُمّ (در زنان) همراه باشد، كنیه مى‏گویند. سنتِ گذاشتن نامى در قالب كنیه براى افراد در میان قبایل عرب، گونه‏اى بزرگداشت و تجلیل نسبت به فرد به شمار مى‏آید.
نوشته‏اند در خاندان بنى‏هاشم هر كه عباس نام داشته او را ابوالفضل كنیه مى‏نهادند؛ همان گونه كه عباس بن عبدالمطّلب و عباس بن ربیعة بن الحارث بن عبدالمطّلب و ... نیز مُكنّى به همین كنیه بوده‏اند(4) كه گفته‏اى مقبول و موجّه به نظر مى‏رسد.  
 
برخى دیگر گفته‏اند این كنیه برگرفته از برترى و فضلى بوده كه از كودكى در حضرت نمود فراوان داشته و او را بدان صفت مى‏شناخته‏اند آن گونه كه در سوگ او نیز سروده‏اند:  
 
اَبَاالفَضْلِ یَا مَنْ أَسَّسَ الفَضْلَ وَ الإبا أَبِى الفَضْلُ اِلاّ اَنْ تَكُونَ لَهُ أَبا؛ اى ابوالفضل! اى كسى كه هر برترى و پاكدامنى را بنا نهادى! آیا براى من برترى و فضلى وجود دارد كه تو پدر آن نباشى؟ (آیا كسى مى‏تواند فضلى داشته باشد كه در تو نباشد).(5) هم ‏چنین در بین اعراب و مسلمانان نیز چنین سنتى بسیار دیده مى‏شده كه كنیه افراد را بر اساس ویژگى‏هاى آنان مى‏گذاشته‏اند. آورده‏اند روزى رسول خدا صلی الله علیه و آله شنید كه فردى را ابوالحَكَم مى‏خوانند. پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله او را نزد خود خواند و فرمود: «همانا حَكم (داور )خداست و حُكم از آن اوست تو چرا ابوالحكم خوانده مى‏شوى؟» او پاسخ داد:
«قبیله‏ام هر گاه بر سر مسأله‏اى اختلاف پیدا مى‏كنند نزد من مى‏آیند و من بین آنان داورى مى‏كنم و با صادر كردن حكم خویش اختلاف را برطرف مى‏نمایم.» پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله به او فرمود: «چه كار خوبى مى‏كنى.»(6) و این گونه گذاشتن چنین كنیه‏هایى را بر افراد بدون اشكال دانست.  
 
گذشته از این همه، در ردیف فرزندان عباس علیه السلام نام پسرى را به اسم فضل آورده‏اند(7) اما چون كه فضل فرزندى نداشته، احتمال این كه نام او از حافظه تاریخ ستُرده شده باشد، وجود دارد. این مسأله سبب شده كه برخى براى توجیه كنیه حضرت عباس علیه السلام بر مطالبى مانند آنچه گذشت تمسك جویند گر چه هیچ یك از آنها با هم منافاتى ندارد و قابل جمع مى‏باشد. یعنى وقتى در كودكى كسى را ابوالفضل بخوانند در او زمینه‏هایى هم ایجاد مى‏شود كه نام یكى از فرزندان خویش را فضل بگذارد.  
   
 
   تصویر
   
 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: ۩*&&*۩ عباس یعنی عشق، یعنی پاکبازی ۩*&&*۩

پست توسط طهورا »

 تصویر 



2. ابو القِربَة


در لغت عرب قِربة به معناى «مشك آب» است. حضرت عباس علیه السلام را به جهت آب رسانى‏اش در كربلا به این كنیه نامیده‏اند. در بسیارى از منابع تاریخى و رجالى چنین كنیه‏اى را براى حضرت برشمرده‏اند.(8)

3. ابو القاسم
كنیه‏اى غیر مشهور براى حضرت مى‏باشد(9) اگر چه برخى نوشته‏اند حضرت عباس علیه السلام فرزندى به نام قاسم داشته كه در كربلا به شهادت رسیده است.(10)

4. ابن البَدَویّة
این كنیه نیز از جمله كنیه‏هاى غیر مشهور حضرت است و به معناى «فرزند زن بادیه‏نشین» مى‏باشد. دلیل آن نیز این بوده كه قبیله مادرى حضرت، از جمله قبایل بیابان نشین عرب بوده‏اند.(11)





   تصویر   
     
     
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: ۩*&&*۩ عباس یعنی عشق، یعنی پاکبازی ۩*&&*۩

پست توسط طهورا »

 تصویر 

 

5 . ابو الفَرجَة  
 
در لغت عرب فرجه، «گشایش در سختى و برطرف شدن اندوه» معنا شده است. برخى چنین كنیه‏اى نیز براى حضرت برشمرده‏اند كه بیشتر به لقبى در قالب كنیه مى‏ماند. دلیل آن هم برطرف كردن اندوه و گشایش در سختى‏ها در نتیجه توسل به او مى‏باشد.(12)
 
 
از علامه فقید طباطبایى؛ نویسنده تفسیر بزرگ المیزان در این باره نقل شده است كه فرمود: «مرحوم سید السّالكین و برهان العارفین، آقا سید على قاضى فرمود در هنگام كشف بر من روشن و آشكار شد كه وجود مقدس ابا عبداللّه الحسین علیه السلام مظهر رحمت كلیّه الهیه است و باب و پیش‏كار آن حضرت، سقاى كربلا، سرحلقه ارباب وفا، آقا باب الحوائج الى اللّه، ابوالفضل العباس صلوات اللّه و سلامه علیه است.»            تصویر
   
 
آخرین ويرايش توسط 1 on طهورا, ويرايش شده در 0.
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: ۩*&&*۩ عباس یعنی عشق، یعنی پاکبازی ۩*&&*۩

پست توسط طهورا »

 تصویر 
   
 


لقب‏هاى حضرت عباس علیه السلام  
 
به عناوینى كه بر اثر بروز و ظهور ویژگى‏هایى در انسان‏ها، به آنان نسبت داده شود و بیانگر ویژگى‏شان باشد، لقب مى‏گویند. حضرت عباس علیه السلام القاب بسیارى دارد. براى ایشان بیش از بیست لقب مشهور برشمرده‏اند كه معروف‏ترین آنها عبارت‏اند از:

1. قمر بنى‏هاشم  
 
حضرت عباس علیه السلام از جمال و زیبایى ویژه‏اى برخوردار بوده؛ به گونه‏اى كه سیماى دلرباى او جلب توجه مى‏كرد و چهره‏اش مانند ماه تمام، تابناك مى‏نمود. چون از دودمان هاشم، جد پیامبر صلی الله علیه و آله بوده، او را «ماه فرزندان هاشم» مى‏خواندند. این لقب، لقبى مشهور براى حضرت به شمار مى‏رود و بسیارى از منابع آن را برشمرده‏اند.(13)  
   
   
   
    تصویر
   
   
 
 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
ارسال پست

بازگشت به “مناسبت و یادواره”