شيطان را ملاك و پشتوانه زندگى خود گرفتند، او هم از آنان به عنوان دام استفاده كرد، در درونشان لانه كرد، و در دامنشان پرورش يافت، چشمشان در ديدنْ چشم شيطان، و زبانشان در گفتنْ زبان شيطان شد، بر مركب لغزشها سوارشان كرد، و امور فاسد را در ديدگانشان جلوه داد، كارشان كار كسى است كه شيطان او را شريك سلطنت خود قرار داده، و با زبان او به ياوه سرايى برخاسته است.
[HIGHLIGHT=#ff0000][HIGHLIGHT=#92d050][HIGHLIGHT=#ff0000]الحمدلله الذي جعل كمال دينه و تمام نعمته بولايه اميرالمومنين
[HIGHLIGHT=#ff0000][HIGHLIGHT=#92d050]
[HIGHLIGHT=#92d050]
[HIGHLIGHT=#92d050][HIGHLIGHT=#ff0000] حضرتعلي ابن ابيطالب عليه السلام
بسم الله الرحمن الرحیم خطبه 107 در پيشگويى از حوادث آينده الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایةحضرت امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب و اولاده المعصومین علیهم السلام
الْحَمْدُلِلّهِ الْمُتَجَلِّى لِخَلْقِه بِخَلْقِهِ، وَ الظّاهِرِ لِقُلُوبِهِمْ بِحُجَّتِهِ. خَلَقَ الْخَلْقَ مِنْ غَيْرِ رَوِيَّة، اِذْ كانَتِ الرَّوِيّاتُ لاتَليقُ اِلاّ بِذَوِى الضَّمائِرِ، وَ لَيْسَ بِذى ضَمير فى نَفْسِهِ. خَرَقَ عِلْمُهُ باطِنَ غَيْبِ السُّتُراتِ، وَ اَحاطَ بِغُمُوضِ عَقائِدِ السَّريراتِ. خداى را سپاس كه با آفرينش مخلوقات بر مخلوقات تجلّى كرد، و با حجّت خود بر قلوبشان آشكار است، بدون به كارگيرى انديشه موجودات را آفريد، زيرا انديشه ها در خور آنانى است كه داراىضمائرند، و خدا را فى نفسه ضمير نيست. دانش او عمق پرده هاى غيب را شكافته، و به پيچيدگى ها و دقايق آراء نهانها احاطه نموده.
اخْتارَهُ مِنْ شَجَرَةِ الاَْنْبِياءِ، وَ مِشْكاةِ الضِّياءِ، وَ ذُؤابَةِ الْعَلْياءِ، وَ سُرَّةِ الْبَطْحاءِ، وَ مَصابيحِ الظُّلْمَةِ، وَ يَنابيعِ الْحِكْمَةِ. او را از شجره انبيا، و از چراغدان نور، و از مرتبت بلند،و از مركز سرزمين بطحا، و از چراغهاى برافروخته در ظلمت، و چشمه هاى حكمت اختيار نمود.
طَبيبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ، قَدْ اَحْكَمَ مَراهِمَهُ، وَ اَحْمى مَواسِمَهُ، يَضَعُ مِنْ ذلِكَ حَيْثُ الْحاجَةُ اِلَيْهِ: مِنْ قُلُوب عُمْى، وَ آذان صُمٍّ، وَاَلْسِنَة بُكْم. مُتَتَبِّعٌ بِدَوائِهِ مَواضِعَ الْغَفْلَةِ، وَ مَواطِنَ الْحَيْرَةِ. لَمْ يَسْتَضيئُوا بِاَضْواءِ الْحِكْمَةِ، وَلَمْ يَقْدَحُوا بِزِنادِ الْعُلُومِ الثّاقِبَةِ. فَهُمْ فى ذلِكَ كَالاَْنْعامِ السّائِمَةِ، وَالصُّخُورِ الْقاسِيَةِ. طبيبى است كه همراه با طبّش در ميان مردم مى گردد، مرهمهايش را محكم و آماده ساخته،و ابزارهايش را براى سوزاندن زخمها داغ نموده، تا هر جا لازم باشد: در زمينه دلهاىكور، و گوشهاى كر، و زبانهاى لال به كار گيرد. دارو به دست به دنبال علاج بيماريهاى غفلت،و دردهاى حيرت است. اين بيماران وجود خود را از انوار حكمت روشن ننموده، و با آتش زنه دانشى درخشان شعله نيفروخته اند. از اين بابت به مانند چهارپايان چرنده، وسنگهاى سـخت انـد . قَدِ انْجابَتِ السَّرائِرُ لاَِهْلِ الْبَصائِرِ، وَ وَضَحَتْ مَحَجَّةُ الْحَقِّ لِخابِطِها، وَ اَسْفَرَتِ السّاعَةُ عَنْ وَجْهِها، وَ ظَهَرَتِ الْعَلامَةُ لِمُتَوَسِّمِها. ما لى اَراكُمْ اَشْباحاً بِلا اَرْواح، وَ اَرْواحاً بِلا اَشْباح، وَ نُسّاكاً بِلا صَلاح، وَ تُجّاراً بِلا اَرْباح، وَ اَيْقاظاً نُوَّماً، وَ شُهُوداً غُيَّباً، وَ ناظِرَةً عَمْياءَ، وَ سامِعَةً صَمَّاءَ، وَ ناطِقَةً بَكْماءَ. رايَةُ ضَلالَة قَدْ قامَتْ عَلى قُطْبِها، وَ تَفَرَّقَتْ بِشُعَبِها، تَكيلُكُمْ بِصاعِها، وَ تَخْبِطُكُمْ بِباعِها، قائِدُها خارِجٌ مِنَ الْمِلَّةِ، قائِمٌ عَلَى الضَّلَّةِ، فَلايَبْقى يَوْمَئِذ مِنْكُمْ اِلاّ ثُفالَةٌ كَثُفالَةِ الْقِدْرِ، اَوْ نُفاضَةٌ كَنُفاضَةِ الْعِكْمِ، تَعْرُكُكُمْ عَرْكَ الاَْديمِ، وَ تَدُوسُكُمْ دَوْسَ الْحَصيدِ، وَ تَسْتَخْلِصُ الْمُؤْمِنَ مِنْ بَيْنِكُمُ اسْتِخْلاصَ الطَّيْرِ الْحَبَّةَ الْبَطينَةَ مِنْ بَيْنِ هَزيلِ الْحَبِّ. حقايق پنهان براى اهل بصيرت آشكار، و راه حق براى اشتباه كنندگان نمايان شد، و قيامت پرده از چهره برداشت، و نشانه هاى آن براى صاحب فراست ظاهر گشت. چه شده كه شما را پيكرهايى بى جان، و جانهايى بى پيكر،و عابدانى بى صلاح، و تاجرانى بى سود، و بيدارانى خواب، و حاضرانى غايب، و ناظرانى كور، و شنوندگانى كر، و گويندگانى لال مشاهده مى كنم؟! دولت ضلالت بر محور خود به پا شده، و با شاخه هايش همه جا پراكنده گرديده، شما را با كيل خود وزن مى كند،و با همه دست خود بر سرتان مى كوبد، پرچمدار اين حكومت از دين خارج است، و بر سكّوى گمراهى ايستاده،آن زمان از شما جز به مانند باقيمانده ته ديگ، يا به مثل خرده دانه اى كه در ته بقچه مانده چيزى باقى نماند.دولت ضلالت شما را به مانند به هم پيچيده شدن چرم به هم مى مالد، و همچون كوبيدن خرمن مى كوبد،اين سركشان همچون پرنده اى كه دانه درشت را از دانه ريز جدا مى كندمؤمن را از ميان شما جدا مى كنند. اَيْنَ تَذْهَبُ بِكُمُ الْمَذاهِبُ؟ وَتَتيهُ بِكُمُ الْغَياهِبُ؟ وَ تَخْدَعُكُمُ الْكَواذِبُ؟ وَ مِنْ اَيْنَ تُؤْتَوْنَ؟ وَ اَنّى تُؤْفَكُونَ؟! فَلِكُلِّ اَجَل كِتابٌ، وَلِكُلِّ غَيْبَة اِيابٌ. فَاسْتَمِعُوا مِنْ رَبّانِيِّكُمْ، وَ اَحْضِرُوهُ قُلُوبَكُمْ، وَاسْتَيْقِظُوا اِنْ هَتَفَ بِكُمْ. وَلْيَصْدُقْ رائِدٌ اَهْلَهُ، وَلْيَجْمَعْ شَمْلَهُ، وَلْيُحْضِرْ ذِهْنَهُ. فَلَقَدْ فَلَقَ لَكُمُ الاَمْرَ فَلْقَ الْخَرَزَةِ، وَ قَـرَفَـهُ قَـرْفَ الصَّـمْغَـةِ. فَعِنْـدَ ذلِـكَ اَخَـذَ الْباطِلُ مَآخِذَهُ، وَ رَكِبَ الْجَهْلُ مَراكِبَهُ، وَ عَظُمَتِ الطّاغِيَةُ، وَ قَلَّتِ الدّاعِيَةُ، وَ صالَ الدَّهْرُ صِيالَ السَّبُعِ الْعَقُورِ، وَ هَدَرَ فَنيقُ الْباطِلِ بَعْدَ كُظُوم، وَ تَواخَى النّاسُ عَلَى الْفُجُورِ، وَ تَهاجَرُوا عَلَى الدِّينِ، وَ تَحابُّوا عَلى الْكَذِبِ، وَ تَباغَضُوا عَلَى الصِّدْقِ. فَاِذا كانَ ذلِكَ كانَ الْوَلَدُ غَيْظاً، وَالْمَطَرُ قَيْظاً، وَتَفيضُ اللِّئامُ فَيْضاً، وَ تَغيضُ الْكِرامُ غَيْضاً. وَكانَ اَهْلُ ذلِكَ الزَّمانِ ذِئاباً، وَسَلاطينُهُ سِباعاً، وَ اَوْساطُهُ اُكّالاً، وَ فُقَراؤُهُ اَمْواتاً، وَ غارَ الصِّدْقُ، وَ فاضَ الْكَذِبُ، وَ اسْتُعْمِلَتِ الْمَوَدَّةُ بِاللِّسانِ، وَ تَشاجَرَ النّاسُ بِالْقُلُوبِ، وَ صارَ الْفُسُوقُ نَسَباً، وَالْعَفافُ عَجَباً، وَلُبِسَ الاِْسْلامُ لُبْسَ الْفَرْوِ مَقْلُوباً. اين راهها شما را كجا مى برد؟ تاريكى ها تا چه وقت شما را سرگشته و حيران مى نمايد؟! دروغها چگونه شما را مى فريبند؟! اين بلا از كجا به سر شما مى آيد و به كجا بازگردانده مى شويد؟! براى هر زمانى سرنوشتى است، و هر غيبتى را بازگشتى است. پس، از عالم ربّانى خود بشنويد، دلهاى خود را نزد او حاضر كنيد،واگر بر شما فرياد زد بيدارشويد. خبرگزاربايد به مردمش راست بگويد، و پراكندگى كار و افكار خود را جمع نمايد،و ذهنش را آماده سازد. عالم ربّانى حقايق را همچون شكافتن مهره براى شما شكافت،و حقيقت را همچون كندن پوست درخت براى يافتن صمغ پوست كند. به وقت برپا شدن بيرق گمراهى باطل در محلّ خود جاى گرفته، و جهالت بر مركبهايش سوار گشته، و گروه ستمگر بزرگ و فراوان گردد،و دعوت كننده به حق كم شود، و روزگار همچون وحشى گزنده حمله نمايد، و شتر باطل پس ازسكوت عربده كشد و قوّت گيرد، و مردم بر معصيت پيمان برادرى بندند، و بر دين از هم دورىنمايند، و بر دروغ با يكديگر دوست شوند، و بر راستى با هم دشمنى ورزند. در اين وقت فرزند باعث خشم پدر، و باران عامل حرارت گردد، و مردم پست فراوان، و خوبان كمياب شوند. مردم (توانمند) آن روزگار همچون گرگ، و حاكمانشان درنده،و ميانه حالشان طعمه، و نيازمندانشان مرده خواهند بود، راستى ناپديد شود، و دروغ فراوان گردد،مردم به زبان اظهار دوستى، و به دل دشمنى كنند، فسق عامل نسبت، و عفّت باعث شگفتى شود، و اسلام را همچون پوستينِ وارونه پوشند. اَللّهُمَّ صَلِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّل فَرَجَهِم مسلط به زمان است، کسی هست بدانید! شما را نگران هست، کسی هست بدانید! اللهم عجل لولیک الفرج
[HIGHLIGHT=#ff0000][HIGHLIGHT=#92d050][HIGHLIGHT=#ff0000]الحمدلله الذي جعل كمال دينه و تمام نعمته بولايه اميرالمومنين
[HIGHLIGHT=#ff0000][HIGHLIGHT=#92d050]
[HIGHLIGHT=#92d050]
[HIGHLIGHT=#92d050][HIGHLIGHT=#ff0000] حضرتعلي ابن ابيطالب عليه السلام
وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ از سخنان آن حضرت است فى ذِكْرِ الْبَيْعَةِ در مسأله بيعت فَتَداكُّوا عَلَىَّ تَداكَّ الاِْبِلِ الْهيم يَوْمَ وِرْدِها، مردم براى بيعت با من به شدت به هم مى خوردند مانند به هم خوردن شتران تشنه در روز ورود به آب قَدْ اَرْسَلَها راعيها، وَ خُلِعَتْ مَثانيها، حَتّى ظَنَنْتُ اَنَّهُمْ قاتِلِىَّ اَوْ كه ساربان آنها را رها كرده و عقال از پايشان برداشته باشد، تا جايى كه گمان بردم مرا خواهند كشت يا بَعْضَهُمْ قاتِلُ بَعْض لَدَىَّ. وَ قَدْ قَلَّبْتُ هذَا الاَْمْرَ بَطْنَهُ وَ ظَهْرَهُ حَتّى در حضورم بعضى بعض ديگر را نابود خواهند كرد. زير و روى حكومت را انديشه كردم به مَنَعَنِى النَّوْمَ، فَما وَجَدْتُنى يَسَعُنى اِلاّ قِتالُهُمْ اَوِ الْجُحُودُ بِما جاءَ صورتى كه خواب را از چشمانم گرفت، راه چاره اى جز جنگ با دشمنان يا انكار آنچه كه بِهِ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، فَكانَتْ مُعالَجَةُ الْقِتالِ اَهْوَنَ عَلَىَّ محمّد صلّى اللّه عليه وآله آورده نيافتم، پس تحمل جنگ برايم آسانتر مِنْ مُعالَجَةِ الْعِقابِ، وَ مَوْتاتُ الدُّنْيا اَهْوَنَ عَلَىَّ مِنْ مَوْتاتِ از تحمل كيفر الهى، و مشقت هاى اين دنيا برايم سهل تر از مشقّت هاى الاْخِرَةِ. آخرت بود.
[HIGHLIGHT=#ff0000][HIGHLIGHT=#92d050][HIGHLIGHT=#ff0000]الحمدلله الذي جعل كمال دينه و تمام نعمته بولايه اميرالمومنين
[HIGHLIGHT=#ff0000][HIGHLIGHT=#92d050]
[HIGHLIGHT=#92d050]
[HIGHLIGHT=#92d050][HIGHLIGHT=#ff0000] حضرتعلي ابن ابيطالب عليه السلام
در وصف مولانا و مقتدانا امير المومنين.مولي الموحدين حضرت علي ابن ابي طالب (صلوات الله و سلام الله عليه) ذکــرعلـي عبــــــاده علـي وشيـعه هم الفائزون لايبغضک يا علـي إلا منافق حب علــي ايمـان وبغضـه کفـــر انا مديـــنه العــــلم وعلــــي بابــها ياعلـــي انت صـــــــــراط المســــــــتقيم علـــــي مع الحــــــق والحـــــق مع العلــــي لافتــــــــــي الاعلـــي لاســــيف الاذوالفــــقـــــار زينتـــوامجالســـکم بذکرعلــــي ابن ابي الطــــــــــالب فانت ياعلــي اميـر من في الارض واميـرمـن في الــــــسماء و قال الله" ((ولايت علي بن ابي الطالب حصني فمن دخل حصني امن من عذابي)) چه علي که خالق. شده ميزبانش. چه علي که کعبه شده زادگاهش. همه مست فيضش. همه عبد کويش. همه مات قدرش. همگان گدايش. همگان فدايش. همگان سپاهش. همه دوستدارش. همه بي قرارش. همه جانسارش. همه خاکسارش. به حرم طلوعش. به جهان فروغش. به ملک عنايت. به بشر نگاهش. قدمش به کعبه. حرمش به گردون. کرمش به عالم. نعمش به آدم. به خداي منان.!!!!!!! به تمام قرآن.!!!!!!!!!!! به جلال احمد. به مقام حيدر. به کمال زهرا. به وقار زيتب. به شبير و شبر.به بهشت و کوثر. به قتال حمزه.!!!!! به نبرد مالک!!!!!!!! به صفاي سلمان. . به خلوص بوذر. به حقيقت دين. به تمام ايمان. به حبيب و ميثم. که چي؟!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟ : که علي است مولا. !!!!!!!!!!!!!!!!!! که علي است سرور !!!!!!!!!!!!!!!!! که علي است هادي !!!!!!!!!!!!!!!! که علي است رهبر !!!!!!!!!!!!!!!!! که علي است ظاهر !!!!!!!!!!!!!!!! که علي است باطن !!!!!!!!!!!!!!!! که علي است عالم. !!!!!!!!!!!!!!!! چه خوش است عمري. شب و روز و دائم. !!!!!!!!!! ز علي بگويم. ز علي بخوانم. به علي ببالم. به علي بنازم. ز علي بخواهم . زعلي ستانم. که علي ست عشقم.!!!!!!!!!! که عليست عمرم!!!!!!!!!!!! که عليست قلبم!!!!!!!!!!!!!!!! که عليست جانم!!!!!!!!!!!!!! گر از او نگويم. گر از او نخوانم(معاذ الله)( نستجير و بالله)(خدا آن روز را نياورد) به چه کار و آيد ؟ سخن و زبانم؟!!!!!!؟؟!!! به فداي حيدر. به فداي حيدر. به فداي حيدر. به فداي حيدر . کی ؟ من و دوستانم و من و دودمانم و من و خاندانم. که علي است مظهر.......... که علي است مذهب. به خداي کعبه................ که علي است ياور. دل اگر که خواهي.......... نگري خدارا....... به خدا علي بين..... به خدا علي را. چو حرم دلت را . حرم علي کن.!!!!!!!!!! چو نبي دو ديده......... بگشا علي بين. همه يا علي گو...همه با علي رو.. همه دم علي جو.. همه جا علي بين. به جهان علي بين.....به جنان علي بين.. به زمين علي بين..به سما علي بين. به علي مطيعم... به علي مريدم..... به علي محبم..... به علي غلامم. به علي حياتم .. به علي مماتم.. که علي اميرم. ... بود او امامم.!! اللهم عجل لولیک الفرج
[HIGHLIGHT=#ff0000][HIGHLIGHT=#92d050][HIGHLIGHT=#ff0000]الحمدلله الذي جعل كمال دينه و تمام نعمته بولايه اميرالمومنين
[HIGHLIGHT=#ff0000][HIGHLIGHT=#92d050]
[HIGHLIGHT=#92d050]
[HIGHLIGHT=#92d050][HIGHLIGHT=#ff0000] حضرتعلي ابن ابيطالب عليه السلام
[FONT=Tahoma,sans-serif]علائم آخرالزمان از زبان اميرمؤ منان [FONT=Tahoma,sans-serif] [FONT=Tahoma,sans-serif] [FONT=Tahoma,sans-serif]و از بعض خطب حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام نقل شده
[HIGHLIGHT=#ff0000][HIGHLIGHT=#92d050][HIGHLIGHT=#ff0000]الحمدلله الذي جعل كمال دينه و تمام نعمته بولايه اميرالمومنين
[HIGHLIGHT=#ff0000][HIGHLIGHT=#92d050]
[HIGHLIGHT=#92d050]
[HIGHLIGHT=#92d050][HIGHLIGHT=#ff0000] حضرتعلي ابن ابيطالب عليه السلام
[قال الشريف أقول الحذاء السريعة و من الناس من يرويه جذاء [بالجيم و الذال أي انقطع درها و خيرها]
و از گفتار آن حضرت است
اى مردم! همانا بر شما از دو چيز بيشتر مىترسم: از
خواهش نفس پيروى كردن، و آرزوى دراز در سر
پروردن، كه پيروى [SIZE=150]خواهش نفس، آدمى را از راه حقّ
[SIZE=150]باز مىدارد، و [SIZE=150]آرزوى دراز، آخرت را به فراموشى
[SIZE=150]مىسپارد.
آگاه باشيد كه دنيا پشت كرده است و شتابان مىرود،
و از آن جز اندكى باقى نيست، همچون قطرههاى
مانده بر ظرفى كه آب آن را ريختهاند و
تهى است. آگاه باشيد كه آخرت روى آورده است [COLOR=#4bacc6] [COLOR=#4bacc6]و هر يك از اين دو را فرزندانى است. از فرزندان آخرت [COLOR=#4bacc6] [COLOR=#4bacc6]باشيد و از فرزندان دنيا مباشيد، كه روز رستاخيز هر [COLOR=#4bacc6] [COLOR=#4bacc6]فرزند به مادر خود پيوندد. همانا امروز روز كار است و [COLOR=#4bacc6] [COLOR=#4bacc6]روز شمار نباشد، و فردا روز شمار است و كس را مجال
[COLOR=#4bacc6]كار نباشد.
[مىگويم، «حذّاء» به معنى «شتابان» است، و بعضى «جذّاء» روايت كردهاند و آن به