باسمه تعالی
عرض سلام خدمت دوستان عزیز پاسخ جو و مهدی یار !
مقصود من از سوال مطرح شده این بود که مطلب جبر بر پایه علم ازلی به صورت تحلیلی حل شود یعنی با توجه به تحلیل های عقلی آیا امکان پذیر است که این شبهه حل
شود یا خیر ؟ مقدمتا بگویم مطلبی که بعضا با مطلب دیگر خلط می شود این است که اگر کسی ایجاد سوال کرد حتما باور به آن مطلب ندارد اما من اختیار را قبول دارم و
مطمئنم که انسان فاعل مختار است لکن در فلسفه گفته می شود که بعضی از مطالبی که دیگران در مقابل مسائل فلسفی می گویند شبهه در مقابل امر بدیهی
است که البته آن امر بدیهی را دچار خدشه نمی کند مانند مسئله اجتماع نقیضین که محال است محقق شود لکن هگل فیلسوف آلمانی استدلالی( بهتر بگویم بیان
شاعرانه ای دارد) که در آن اجتماع نقیضین را نه تنها ممکن و بلکه ضروری می داند.
به هر حال این که بسیاری از مطالب اعتقادی را باید با تحلیل های عقلی پیش برد نه با آیات و روایات (فقط) خود یک بحث مستقل است( عجالتا به کتاب مهر تابان اثر
علامه تهرانی رجوع شود ، بحثی تحت این عنوان که فهم روایات اصولیه بدون مقدمات فلسفیه ممکن نیست )
اما مطلب مورد بحث که جناب مهدی یار گفته بودند جواب ما تکرار ادعا نیست
من در صدد اثبات این مطلب نیستم که فرمایشات شما تکرار ادعا است بلکه با خواندن جواب ها این را در یافتم که این مطالب جواب نیست بلکه بیان دیگری از ادعای اختیار است
اما اصل مطلب این که بحث جبر بر پایه علم ازلی به دو صورت قابل طرح است که یکی از آن ها چندان مشکلی ندارد لکن آنچه برای من سوال است این است که :
علم ازلی علم خالق است نه صرفا علم یک موجود به این که در آینده اتفاقی می افتد چه این که این صورت در بسیاری از مثالهای عرفی موجود است و سبب جبر و ضرورت آنها نمی شود علم ازلی علمی است که سبب ایجاد است و تحقق اشیاء غیر از آن علم نیست به شعر زیر توجه کنید :
و الکل من نظامه الکیانی ینشأ من علمه الربانی
فکر کنم این شعر از حاجی سبزواری است که ترجمه اش این است که تمام نظام جهان از علم خداوند نشأت می گیرد یعنی در جواب هایی که به این شبهه داده می
شود علم خداوندرا با علم خودمان به اشیا مقایسه می کنیم نتیجه این می شود که جواب ها چیزی غیر از سوال باشد علم خداوند عین ایجاد اشیاء است نه این که
شی تحقق داشته باشد چه نزد خود او یا در جای دیگر و بعد خداوند علم به آن پیدا کند( دقت کنید منظورم از این بعد بودن بعد بودنِ زمانی نیست منظورم این است که
علم خداوند جدای از اشیاء نیست بلکه عین تحقق آنها ست ، در قرآن کریم تعبیر هایی وجود دارد مثل این که الآن یعلم الله .... این علم همان است که مورد سوال
است این علم ایجاد اشیاء است در خارج نه این که خداوند قبلا نمی دانست و حالا که فعل صورت گرفت عالم شده است .
بنا براین اگر تحقق فعل خارجی عین علم الهی است آن علم سابق که سبب ایجاد است و فعل معلول آن است نمی شود یعنی محال است که بر خلاف آن تحقق پیدا
کند چون علم فعلی یعنی ایجاد عین همان علم سابق است نه علم جدا گانه لکن به قول فلاسفه در عین این که قبلا به صورت اجمال موجود بوده الآن تفصیلا تحقق می
پذیرد.
امیدوارم توانسته باشم مطلب را برسانم.
اما نکته ای که از نوشته های شما یادم مانده این است که گفته بودید اگر دنبال گناه کار نگردیم حسن و قبح عقلی را انکار کرده ایم :
اولا من برای تصحیح اعتقاداتم از حسن و قبح عقلی استفاده نمی کنم چه این که به تبیعت از فلاسفه مسلمان آن را جدلی می دانم نه برهانی ( نه این که غلط است
بلکه منظور این است که بسته به سطح مخاطب متفاوت است )
ثانیا الآن وقت اذانه بقیه اش باشه برای بعد !!!
