" وصف پيامبر اسلام (ص) در نهج البلاغه "

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 802
تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1712 بار
سپاس‌های دریافتی: 2245 بار
تماس:

" وصف پيامبر اسلام (ص) در نهج البلاغه "

پست توسط محب فاطمه »

 في الله وفي الرسول الاكرم 


 [يقرر فضيلة الرسول الكريم] 

[align=center]ومن خطبة له (عليه السلام)


بَعَثَهُ وَالنَّاسُ ضُلاَّلٌ فِي حَيْرَة، وَحَاطِبُونَ، فِي فِتْنَة، قَدِ اسْتَهْوَتْهُمُ الاَْهْوَاءُ، وَاسْتَزَلَّتْهُم الْكِبْرِيَاءُ، وَاسْتَخَفَّتْهُمُا،الْجَاهِلِيِّةُ الْجَهْلاَءُ; حَيَارَى فِي زَلْزَال مَنَ الاَْمْرِ، وَبَلاَء مِنَ


الْجَهْلِ، فَبَالَغَ(صلى الله عليه وآله) فِي النَّصِيحَةِ، وَمَضَى عَلَى الطَّرِيقَةِ، وَدَعَا إِلَى الْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ.



يكى از خطبه‏هائى است كه امام(ع)ايراد فرموده‏و اشاره به مقامات پيامبر(ص)نمود :

او را در زمانى فرستاد كه مردم در حيرت و گمراهى سرگردان بودند،و در فتنه وجهل و فساد غوطه‏ور،

هوا و هوسهاى سركش آنها را به سوى خود جذب كرده،تكبرو خودخواهى آنها را از جاده حق دور ساخته بود،جهل و نادانى آنها را سبك مغز بارآورده

و در كارهاى خود مضطرب و حيران ساخته و به جهل و نادانى مبتلا گشته بودند،دراين هنگام پيامبر(ص)در نصيحت و اندرز آنها كوشش كرد

و آنان را براه راست رهنمون‏شد و به سوى حكمت و دانش و موعظه‏ى نيكو دعوت كرد.
 


[align=left]خطبه 95/ كتاب شريف نهج  
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 802
تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1712 بار
سپاس‌های دریافتی: 2245 بار
تماس:

پست توسط محب فاطمه »

 ويژگي هاي پيامبر صلي الله عليه و اله



ومن خطبة له (عليه السلام)
علّم فيها الناس الصلاة على رسول الله(صلى الله عليه وآله)
[وفيها بيان صفات الله سبحانه وصفة النبي والدعاء له]
[صفات الله]
اللَّهُمَّ دَاحَيَ الْمَدْحُوَّاتِ، وَدَاعِمَ الْمَسْمُوكَاتِ، وَجَابِلَ الْقُلُوب ،عَلَى فِطْرَتِهَ: شَقِيِّهَا وَسَعِيدِهَا.
[صفة النبي]

اجْعَلْ شَرَائِفَ صَلَوَاتِكَ، وَنَوَامِيَ بَرَكَاتِكَ، عَلَى مُحَمَّد عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ، الْخَاتمِ لِمَا سَبَق، وَالْفَاتِحِ لِمَا انْغَلَق، وَالْمُعْلِنِ الْحَقَّ بِالْحَقِّ، وَالدَّافِعِ جَيْشَاتِ الاَْباطِيلِ، وَالدَّامِغِ صَوْلاَتِ الاَْضَالِيلِ، كَمَا حُمِّلَ فَاضْطَلَعَ، قَائِماً بِأَمْرِكَ، مُسْتَوْفِز فِي مَرْضَاتِكَ، غَيْرَ نَاكِل ،عَنْ قُدُم، وَلاَ وَاه فِي عَزْمِ، وَاعِياً لِوَحْيِكَ، حَافِظاً لِعَهْدَكَ، مَاضِياً عَلَى نَفَاذِ أَمْرِكَ; حَتَّى أَوْرَى قَبَسَ الْقَابِسِ، وَأَضَاءَ الطَّرِيقَ لِلْخَابِطِ، وَهُدِيَتْ بِهِ الْقُلُوبُ بَعْدَ خَوْضَاتِ الْفِتَنِ، وَأَقَامَ مُوضِحاتِ الاَْعْلاَم، وَنَيِّرَاتِ الاَْحْكَامِ، فَهُوَ أَمِينُكَ الْمَأْمُونُ، وَخَازِنُ عِلْمِكَ الَْمخْزُونِ، وَشَهِيدُكَ يَوْمَ الدِّينِ، وَبَعِيثُكَ بِالْحَقِّ، وَرَسُولُكَ إِلَى الْخَلْقِ.

[الدعاء للنبي]

اللَّهُمَّ افْسَحْ لَهُ مَفْسَحاً فِي ظِلِّكَ، وَاجْزِهِ مُضَاعَفَاتِ الْخَيْرِ مِنْ فَضْلِكَ.
اللَّهُمَّ أَعْلِ عَلَى بِنَاءِ الْبَانِينَ بِنَاءَهُ، وَأَكْرِمْ لَدَيْكَ مَنْزِلَتَهُ، وَأَتْمِمْ لَهُ نُورَهُ، وَاجْزِهِ مِنَ ابْتِعَاثِكَ لَهُ مَقبُولَ الشَّهَادَةِ، مَرْضِيَّ المَقالَةِ، ذا مَنْطِق عَدْل، وخُطّة فَصْل.
اللَّهُمَّ اجْمَعْ بَيْنَنَا وَبَيْنَهُ فِي بَرْدِ الْعَيشِ، وَقَرَارِ النِّعْمَةِ، وَمُنَى الشَّهَوَاتِ، وَأَهْوَاءِ اللَّذَّاتِ، وَرَخَاءِ الدَّعَةِ وَمُنْتَهَى الْطُمَأْنِينَةِ، وَتُحَفِ الْكَرَامَةِ.



«از خطبه‏هائى است كه امام(ع)در آن طرز فرستادن درود بر پيامبر(ص)و آل او رابه مردم ياد مى‏دهد»

«درود بر پيامبر(ص)»بار خدايا!اى گستراننده گسترده‏ها!و اى نگهدارنده آسمانها و اى كسى كه دلهارا با فطرت مخصوص آفريدى،هم آنان كه سرانجام بدبخت‏شدند و هم آنان كه سعادتمندگرديدند.گرامى‏ترين درودها و افزون‏ترين بركات خود را بر محمد(ص)بنده،و فرستاده‏ات‏قرار ده،همان پيامبرى كه ختم گذشتگان و گشاينده بسته‏ها و پيچيده‏ها بود، دين حق را به حق آشكار كرد،از نادرستيها و باطلهائى كه سر و صدا براه انداخته بودندجلوگيرى نمود،وصولت گمراهيها را در هم شكست،همانطور كه با تمام قدرت، سنگينى‏بار رسالت را تحمل كرد،و به فرمانت قيام نمود،و به سرعت در راه رضا و خشنوديت گام‏برداشت،و حتى يك قدم هم عقب گرد نكرد.

اراده محكمش سست نگشت و در قبول و پذيرش وحى نيرومند بود،پيمان رسالت‏را حافظ و نگهدار بود،آنچنان در اجراى فرمانت كوشش كرد كه شعله فروزان حق را آشكارو راهرا براى جاهلان روشن ساخت،و دلهائى كه در فتنه و گناه فرو رفته بودند به واسطه اوهدايت گرديدند.

پرچمهاى حق را برافراشت،و احكام زنده اسلام را بر پا نمود.

او امين مورد اعتماد و گنجينه‏دار مخزن علوم تو،و شاهد و گواه در روز رستاخيز،وبرانگيخته تو براى بيان حقائق،و فرستاده تو بسوى خلايق است.

دعا براى پيامبر(ص) : :AA:

پروردگارا در سايه لطفت‏برايش جاى با وسعتى بگشاى!

و از فضل و كرمت چندين برابر پاداشش ده!

خداوندا كاخ پر شكوه او را از هر بنائى برتر،و مقام او را در پيشگاه خود گرامى دار.

نورش را كامل گردان،و پاداش رسالتش را پذيرش شهادت(و شفاعت)،و قبول‏گفتار او قرار ده. او كه داراى منطق عادلانه،و طريقى كه جدا كننده حق از باطل بود.

بار خدايا!بين ما و پيغمبرت در جائى كه نعمتش جاويدان،زندگيش خوش،وآرزوهايش مطلوب،خواسته‏هاى آن بر آمده،در كمال آرامش،در نهايت اطمينان و همراه‏با مواهب و هداياى با ارزش است،جمع گردان!
 

[align=left]خطبه 72/ كتاب شريف نهج البلاغه  
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 802
تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1712 بار
سپاس‌های دریافتی: 2245 بار
تماس:

پست توسط محب فاطمه »

  ومن خطبة له (عليه السلام)
[وفيها يبيّن فضل الاسلام ويذكر الرسول الكريم ثمّ يلوم أصحابه]

[دين الاسلام]

الْحَمْدُ للهِ الَّذِي شَرَعَ الاِْسْلاَمَ فَسَهَّلَ شَرَائِعَهُ لِمَنْ وَرَدَهُ، وَأَعَزَّ أَرْكَانَهُ عَلَى مَنْ غَالَبَهُ، فَجَعَلَهُ أَمْناً لِمَنْ عَلِقَهُ، وَسِلْماً لِمَنْ دَخَلَهُ، وَبُرْهَاناً لِمَنْ تَكَلَّمَ بِهِ، وَشَاهِداً لِمَنْ خَاصَمَ بِهِ، وَنُوراً لِمَنِ اسْتَضَاءَ بِهِ، وَفَهْماً لِمَنْ عَقَلَ، وَلُبّاً لَمِنْ تَدَبَّرَ، وَآيَةً لِمَنْ تَوَسَّمَ، وَتَبْصِرَةً لِمَنْ عَزَمَ، وَعِبْرَةً لِمَنِ اتَّعَظَ، وَنَجَاةً لِمَنْ صَدَّقَ، وَثِقَةً لِمَنْ تَوَكَّلَ، وَرَاحَةً لِمَنْ فَوَّضَ، وَجُنَّةلِمَنْ صَبَرَ.
فَهُوَ أبْلَجُ الْمَنَاهج وَاضِحُ الْوَلاَئِجِ، مُشْرَفُ الْمَنَارِ، مُشْرِقُ الْجَوَادِّ، مُضِيءُ الْمَصَابِيحِ، كَرَيمُ الْمِضْمارِ، رَفِيعُ الْغَايَةِ، جَامِعُ الْحَلْبَةِ، مُتَنَافِسُ السُّبْقَةِ، شَرِيفُ الْفُرْسَانِ.
التَّصْدِيقُ مِنْهَاجُهُ، وَالصَّالِحَاتُ مَنَارُهُ، وَالْمَوْتُ غَايَتُهُ، وَالدُّنْيَا مِضْمارُهُ، وَالْقِيَامَةُ حَلْبَتُهُ، وَالْجَنَّةُ سُبْقَتُهُ.

منها: في ذكر النبي(صلى الله عليه وآله)

حَتَّى أَوْرَى قَبَساً لِقَابِس، وَأَنَارَ عَلَماً لِحَابِس، فَهُوَ أَمِينُكَ الْمَأْمُونُ، وَشَهِيدُكَ يَوْمَ الدِّينِ، وَبَعِيثُك، نِعْمةً، وَرَسُولُكَ بِالْحقِّ رَحْمَةً.
اللَّهُمَّ اقْسِمْ لَهُ مَقْسَماً، مِنْ عَدْلِكَ، وَاجْزِهِ مُضَعَّفَاتِ الْخَيْرِ مِنْ فَضْلِكَ.
اللَّهُمَّ أَعْلِ عَلَى بَنَاءِ الْبَانِينَ بَنَاءَهُ، وَأَكْرِمْ لَدَيْكَ نُزُلَهُ، وَشَرِّفْ عِنْدَكَ مَنْزِلَهُ، وَآتِهِ الْوَسِيلَةَ، وَأَعْطِهِ السَّنَاءَ، وَالْفَضِيلَةَ، وَاحْشُرْنَا فِي زُمْرَتِهِ غَيْرَ خَزَايَا، وَلاَ نَادِمِينَ، وَلاَ نَاكِبِينَ، وَلاَ نَاكِثِينَ، وَلاَ ضَالِّينَ، وَلاَ مَفْتُونِينَ.  



از خطبه‏هائى است كه امام(ع)ايراد فرموده:

و در آن برترى اسلام،و ياد آورى رسول اكرم(ص)و سپس سرزنش اصحابش آمده عظمت و شكوه آئين اسلام:


ستايش مخصوص خداوندى است كه اسلامرا تشريع فرمود و راههاى فرا گرفتن وعمل كردن به احكام آن را براى آنان كه خواهانند آسان گردانيد،اركانش را در برابر آنان‏كه به ستيزه بر ميخيزند استوار نمود،و آن را براى كسانى كه دست‏به دامنش زنند پناهگاه امنى‏قرار داد،و براى آنها كه به حريمش گام نهند وسيله صلح و سلامت‏ساخت و براى آنان كه ازمنطقش پيروى كنند دليل و برهان،و براى آنها كه از آن دفاع كنند گواه،و براى افرادى كه از آن‏روشنى بگيرند نور،و براى شخصى كه آن را تعقل كند فهم،و براى آن كه تدبر كند عقل است‏نشانه است‏براى آن كس كه علامتش را بپذيرد،مايه روشن بينى است‏براى آنكه‏عزم بر درك حق دارد درس عبرتى است‏براى آنكه بپذيرد،مايه نجات و رهائى است‏براى‏آنكه تصديقش كند، وسيله آرامش و اطمينان است‏براى كسى كه بر آن تكيه كند،موجب‏آسايش انسانى است كه كار خود را به آن واگذارد،و سپرى است‏براى آنان كه اهل‏استقامتند و بطور خلاصه روشنترين راهها و واضحترين مسلكها است.

دلائل روشنى بخشش بلند و آشكار،جاده‏هايش درخشان،و چراغهايش پر فروغ،به‏ميدان مسابقه‏اى ميماند كه:محيط پاكى براى تمرين دارد،و پرچم نقطه آخر مسابقه بلند و به‏خوبى ديده مى‏شود،اسب‏هاى اصيل و پر ارزشى براى مسابقه مهيا ساخته،جائزه مسابقه دهندگان‏بسيار عالى و سواركارگان آن مردمى شريف مى‏باشند،برنامه اين مسابقه تصديق حق،واعمال صالح راهنماى روشنى بخش،و مرگ پايان،و دنيا ميدان تمرين،و قيامت مركزاجتماع براى مسابقه نهائى،و جايزه بزرگش بهشت است.


قسمتى از اين خطبه كه در باره پيامبر گرامى است.

...تا اينكه خداوند(پيامبرش را فرستاد)و شعله‏اى براى آنها كه ميخواهند روشن‏گردند بر افروخت و چراغى پر فروغ بر سر راه گمشدگان وادى ضلالت قرار داد،خداوندا!

او(پيامبر)امين مورد اطمينان و شاهد و گواه روز رستاخيز تو است او نعمتى است كه بر انگيخته‏اى و رحمتى است كه به حق فرستاده‏اى.

خداوندا!بهره وافرى از عدل خويش به وى اختصاص ده!و از فضل و كرمت پاداش‏مضاعفى به او عطا فرما!بار خدايا بناء آئين او را بلندترين بناها قرار ده،و او را بر سر خوان‏مهمانى خويش گرامى دار!بر شرافت مقام او در نزد خود بيفزا!و وسيله تقرب خويش رابه وى عنايت كن! رفعت و بلندى مقام و فضيلت را به او عطا فرما!و ما را در زمره(دوستان وپيروان او)محشور گردان،در حالى كه بخاطر كرده‏هاى خويش نه رسوا باشيم و نه شرمسارنه پشيمان و نه منحرف،نه پيمان شكن نه گمراه،نه گمراه كنند،و نه فريب خورده.



[align=left]خطبه 106/ كتاب شريف نهج البلاغه  
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 802
تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1712 بار
سپاس‌های دریافتی: 2245 بار
تماس:

پست توسط محب فاطمه »

[align=center]به نام خدا  


 ومن خطبة له (عليه السلام)
[يحمدالله فيها ويثني على رسوله ويصف خلقاً من الحيوان]
[حمد الله تعالى]


الْحَمْدُ لله الَّذِي لاَ تُدْرِكُهُ الشَّوَاهِدُ، وَلاَ تَحْوِيهِ الْمَشَاهِدُ، وَلاَ تَرَاهُ النَّوَاظِرُ، وَلاَ تَحْجُبُهُ السَّوَاتِرُ، الدَّالِّ عَلَى قِدَمِهِ بِحُدُوثِ خَلْقِهِ، وَبِحُدُوثِ خَلْقِهِ عَلَى وجُودِهِ، وَبِاشْتِبَاهِهِمْ عَلَى أَنْ لاَ شَبَهَ لَهُ، الَّذِي صَدَقَ فِي مِيعَادِهِ، وَارْتَفَعَ عَنْ ظُلْمِ عِبَادِه، وَقَامَ بِالْقِسطِ فِي خَلْقِهِ، وَعَدَلَ عَلَيْهِمْ فِي حُكْمِهِ، مُسْتَشْهِدٌ بِحُدُوثِ الاَْشْيَاءِ عَلَى أَزَلِيَّتِهِ، وَبِمَا وَسَمَهَا بِهِ مِنَ الْعَجْزِ عَلَى قُدْرَتِهِ، وَبِمَا اضْطَرَّهَا إِلَيْهِ مِنَ الْفَنَاءِ عَلَى دَوَامِهِ، وَاحِدٌ لاَ بِعَدَ ، وَدَائِمٌ لاَ بِأَمَد، وَقَائِمٌ لاَ بَعَمَد، تَتَلَقَّاهُ الاَْذْهَانُ لاَ بِمُشَاعَرَة، وَتَشْهَدُ لَهُ الْمَرَائِي، لاَ بِمُحَاضَرَة، لَمْ تُحِطْ بِهِ الاَْوْهَامُ، بَلْ تَجَلَّى لَهَا بِهَا، وَبِهَا امْتَنَعَ مِنهَا، وَإِلَيْهَا حَاكَمَهَا، لَيْسَ بِذِي كِبَر امْتَدَّتْ بِهِ النِّهَايَاتُ فَكَبَّرَتْهُ تَجْسِيماً، وَلاَ بِذِي عِظَم تَنَاهَتْ بِهِ الْغَايَاتُ فَعَظَّمَتْهُ تَجْسِيداً بَلْ كَبُرَ شَأْناً، وَعَظُمَ سُلْطَاناً.

[الرسول الاعظم]

وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ الصَّفِيُّ، وَأَمِينُهُ الرَّضِيُّ(صلى الله عليه وآله وسلم) أَرْسَلَهُ بِوُجُوبِ الْحُجَجِ، وَظُهُورِ الْفَلَج، وَإِيضَاحِ الْمَنْهَجِ، فَبَلَّغُ الرِّسَالَةَ صَادِعاً بِهَا، وَحَمَلَ عَلَى الْـمَحَجَّةِ دالاًّ عَلَيْهَا، وَأَقَامَ أَعْلاَمَ الاْهْتِدَاءِ وَمَنَارَ الضِّيَاءِ، وَجَعَلَ أَمْرَاسَ، الاِْسْلاَمِ مَتِينَةً، وَعُرَا الاِْيمَانِ وَثِيقَةً.

منها: في صفة عجيب خلق أصناف من الحيوان

وَلَوْ فَكَّروا فِي عَظِيمِ الْقُدْرَةِ، وَجَسِيمِ النِّعْمَةِ، لَرَجَعُوا إِلَى الطَّرِيقِ، وَخَافُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ، وَلكِنَّ الْقُلُوبَ عَلِيلَةٌ، وَالاَبْصَارَ مَدْخُولَةٌ!
ألاَ تَنْظُرُونَ إِلَى صَغِيرِ مَا خَلَقَ اللهُ، كَيْفَ أَحْكَمَ خَلْقَهُ، وَأَتْقَنَ تَرْكِيبَهُ، وَفَلَقَ لَهُ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ، وَسَوَّى لَهُ الْعَظْمَ وَالْبَشَرَ!
انْظُرُوا إِلَى الَّنمْلَةِ فِي صِغَرِ جُثَّتِهَا، وَلَطَافَةِ هَيْئَتِهَا، لاَ تَكَادُ تُنَالُ بِلَحْظِ الْبَصَرِ، وَلاَ بِمُسْتَدْرَكِ الْفِكَرِ، كَيْفَ دَبَّتْ عَلَى أَرْضِهَا، وَصَبَتْ عَلَى رِزْقِهَا، تَنْقُلُ الْحَبَّةَ إِلَى جُحْرِهَا، وَتُعِدُّهَا فِي مُسْتَقَرِّهَا. تَجْمَعُ فِي حَرِّهَا لِبَرْدِهَا، وَفِي وُرُودِهَا لِصَدَرِهَا، مَكْفُولٌ بِرِزْقِهَا، مَرْزُوقَةٌ بِوِفْقِهَ]، لاَ يُغْفِلُهَا الْمَنَّانُ، وَلاَ يَحْرِمُهَا الدَّيَّانُ، وَلَوْ فِي الصَّفَا[الْيَابِسِ، وَالْحَجَرِ الْجَامِسِ!
وَلَوْ فَكَّرْتَ فِي مَجَارِي أُكْلِهَا، وَفِي عُلْوهَا وَسُفْلِهَا، وَمَا فِي الجَوْفِ مِنْ شَرَاسِيفِ، بَطْنِهَا، وَمَا فِي الرَّأسِ مِنْ عَيْنِهَا وَأُذُنِهَا، لَقَضَيْتَ مِنْ خَلْقِهَا عَجَباً، وَلَقِيتَ مِنْ وَصْفِهَا تَعَباً!
فَتَعَالَى الَّذِي أَقَامَهَا عَلَى قَوَائِمِهَا، وَبَنَاهَا عَلَى دَعَائِمِهَا! لَمْ يَشْرَكْهُ فِي فِطْرَتِهَا فَاطِرٌ، وَلَمْ يُعِنْهُ عَلَى خَلْقِهَا قَادِرٌ.
وَلَوْ ضَرَبْتَ فِي مَذَاهِبِ فِكْرِكَ لِتَبْلُغَ غَايَاتِهِ، مَا دَلَّتْكَ الدَّلاَلَةُ إِلاَّ عَلَى أَنَّ فَاطِرَ الَّنمْلَةِ هُوَ فَاطِرُ النَّخْلَةِ، لِدَقِيقِ تَفْصِيلِ كُلِّ شَيْء، وَغَامِضِ اخْتِلاَفِ كُلِّ حَيّ، وَمَا الْجَلِيلُ وَاللَّطِيفُ، وَالثَّقِيلُ والخَفِيفُ، وَالْقَوِيُّ وَالضَّعِيفُ، فِي خَلْقِهِ إِلاَّ سَوَاءٌ.

[خلقة السماء والكون]

وَكَذلِكَ السَّماءُ وَالْهَوَاءُ، وَالرِّيَاحُ وَالْمَاءُ.
فَانْظُرْ إِلَى الشَّمْسِ وَالْقَمَرِ، وَالنَّبَاتِ وَالشَّجَرِ، وَالْمَاءِ وَالْحَجَرِ، وَاخْتِلاَفِ هذَا اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ، وَتَفَجُّرِ هذِهِ الْبِحَارِ، وَكَثْرَةِ هذِهِ الْجِبَالِ، وَطُولِ هذِهِ الْقِلاَلِ، وَتَفَرُّقِ هذِهِ اللُّغَاتِ، وَالاَْلْسُنِ الْـمُخْتَلِفَاتِ.
فَالوَيْلُ لِمَنْ جَحَدَ الْمُقَدِّرَ، وَأَنْكَرَ الْمُدَبِّرَ! زَعَمُوا أَنَّهُمْ كَالنَّبَاتِ مَا لَهُمْ زَارعٌ، وَلاَ لاِخْتِلاَفِ صُوَرِهِمْ صَانِعٌ، وَلَمْ يَلْجَأُوا، إِلَى حُجَّة فِيَما ادَّعَوا، وَلاَ تَحْقِيق لِمَا أَوْعَوْا، وَهَلْ يَكُونُ بِنَاءٌ مِنْ غَيْرِ بَان، أَوْ جِنَايَةٌ مِن غَيْرِ جَان؟!

[خلقة الجرادة]

وَإِنْ شِئْتَ قُلْتَ فِي الْجَرَادَةِ، إِذْ خَلَقَ لَهَا عَيْنَيْنِ حَمْرَ اوَيْنِ، وَأَسْرَجَ لَهَا حَدَقَتَيْنِ قَمْرَاوَيْنِ، وَجَعَلَ لَهَا السَّمْعَ الْخَفِيَّ، وَفَتَحَ لَهَا الْفَمَ السَّوِيَّ، وَجَعَلَ لَهَا الْحِسَّ الْقَوِيَّ، وَنَابَيْنِ بِهِمَا تَقْرِضُ، وَمِنْجَلَيْنِ بِهِمَا تَقْبِضُ، يَرْهَبُهَا الزُّرَّاعُ فِي زَرْعِهمْ، وَلاَ يَسْتَطِيعُونَ ذَبَّهَ]، وَلَوْ أَجْلَبُوا بِجَمْعِهِم، حَتَّى تَرِدَ الْحَرْثَ فِي نَزَوَاتِهَا، وَتَقْضِي مِنْهُ شَهَوَاتِهَا، وَخَلْقُهَا كُلُّهُ لاَ يُكَوِّنُ إِصْبَعاً مُسْتَدِقَّةً.
فَتَبَارَكَ اللهُ الَّذِي (يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماوَاتِ وَالاَْرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً)، وَيُعَفِّرُ لَهُ خَدّاً وَوَجْهاً، وَيُلْقِي بِالْطَّاعَةِ إلَيْهِ سِلْماً وَضَعْفاً، وَيُعْطِي الْقِيَادَ رَهْبَةً وَخَوْفاً!
فَالطَّيْرُ مُسَخَّرَةٌ لاَِمْرِهِ، أَحْصَى عَدَدَ الرِّيشِ مِنْهَا وَالنَّفَسَ، وَأَرْسَى قَوَائِمَهَا عَلَى النَّدَى وَالْيَبَسِ، قَدَّرَ أَقْوَاتَهَا، وَأَحْصَى أَجْنَاسَهَا، فَهذَا غُرابٌ وَهذَا عُقَابٌ، وَهذَا حَمَامٌ وَهذَا نَعَامٌ، دَعَا كُلَّ طَائِر بَاسْمِهِ، وَكَفَلَ لَهُ بِرِزْقِهِ.
وَأَنْشَأَ (السَّحَابَ الثِّقَالَ)، فَأَهْطَلَ، دِيَمَهَا، وَعَدَّدَ قِسَمَهَا، فَبَلَّ الاَْرْضَ بَعْدَ جُفُوفِهَا، وَأَخْرَجَ نَبْتَهَا بَعْدَ جُدُوبِهَا. 



از خطبه‏هاى امام(ع)كه در آن از ستايش خداوند،ثناى بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و اسرار آفرينش گروهى از حيوانات‏سخن به ميان آورده است.
ستايش خداوند متعال‏ستايش مخصوص خداوندى است كه حواس،وى را درك نكنند،و مكانها وى را دربر نگيرند،ديده‏ها او را نبينند،و پوشش‏ها وى را مستور نسازند با حدوث آفرينش، ازليت‏خود را آشكار ساخته،و با اسرار خلقت،وجود خود را نشان داده است،همانند بودن‏آفريده‏ها دليل بر آن است كه براى او همانندى نيست،همو كه در وعده‏هايش صادق و بالاتر ازآن است كه بر بندگان خود ستم كند.

در باره مخلوقاتش به عدل و داد رفتار مى‏كند،و در اجراى احكام به عدالت‏بر آنها حكم‏مينمايد،حادث بودن اشياء گواه بر هميشگى او،و ناتوانى آنها نشانه قدرت او،و نابودى‏قهرى موجودات شاهد و گواه دوام او است.

يكى است اما نه به شماره،هميشگى است ولى نه اينكه زمانى دارد،بر قرار است ولى‏چيزى نگهدارنده او نيست(بلكه قائم بذات است)چشم دل،وى را دريابد نه حواس ظاهر، آنچه مشاهده مى‏گردد بر بود وى گواهند نه بر حضور وى،انديشه‏ها بر او احاطه ندارند،بلكه‏با آثار عظمتش بر آنها متجلى شده،با نيروى عقل مسلم شده،كه كنه ذاتش را درك نتوان‏كرد،و انديشه‏هاى ژرف انديشى كه ادعاى پى بردن و احاطه بر كنه ذات را دارند به محاكمه‏مى‏كشد! .(او بزرك است)اما نه به اين معنى كه حد و مرز جسمش طولانى است،.(او با عظمت‏است) اما نه آن عظمتى كه جسدش را بزرك جلوه دهد،نه،بلكه شان و مقامش بزرك،وحكومتش با عظمت است.

پيامبر بزرك ماگواهى ميدهم كه‏«محمد»(ص)بنده و فرستاده‏اى برگزيده و امين او است وى را با برهانهائى روشن،و پيروزى بر كفر و شرك،و واضح نمودن راه راست گسيل داشت‏و او نيز رسالت‏حق را آشكارا ابلاغ كرد،و انسانها را به جاده حق رهنمون شد،پرچمهاى‏هدايت را بر افراشت و نشانه‏هاى روشن را بر قرار ساخت رشته‏هاى اسلام را محكم،ودستگيره‏هاى ايمان را استوار گردانيد.



قسمتى ديگر از اين خطبه پيرامون آفرينش حيرت انگيز بعضى از جانداران‏اگر در عظمت قدرت،و بزرگى نعمت او مى‏انديشيدند به راه راست‏باز مى‏گشتند،واز آتش سوزان مى‏ترسيدند اما دلها بيمار و چشمها معيوب است.

آيا به مخلوقات كوچكش نمى‏نگرند كه چگونه آفرينش آنها را استحكام بخشيده وتركيب و بهم پيوستگى آنها را متقن گردانيده است و گوش و چشم براى آنان به وجودآورده و استخوان پوستشان را نظام بخشيده.به همين مورچه با آن جثه كوچك و اندام‏ظريفش بنگريد كه چگونه لطافت‏خلقتش با چشم و انديشه درك نمى‏گردد:نگاه كنيد چگونه روى‏زمين راه مى‏رود و براى بدست آوردن روزيش تلاش مى‏كند،دانه‏ها را به لانه نقل مينمايد، و در جايگاه مخصوص نگهدارى مى‏كند.

در فصل گرما براى زمستان،و به هنگام امكان، براى زمانى كه جمع كردن برايش ممكن نيست،ذخيره مى‏كند،روزيش تضمين گرديده،وخوراك لازم و موافق طبعش آفريده شده خداوند منان از او غفلت نمى‏كند و پروردگارپاداش ده محرومش نمى‏سازد،گو اينكه در دل سنگى سخت و صاف و يا در ميان صخره‏اى‏خشك و بى‏رطوبت‏باشد اگر در مجارى خوراك،و قسمتهاى بالا و پائين دستگاه گوارشش‏و عضلات و اعضائى كه براى حفظ اين دستگاه آفريده،و چشمها و گوشهايش،انديشه نمائى‏در تعجب فرو رفته و به شگفتى خلقتش اعتراف خواهى كرد،و از توصيف آن به زحمت‏خواهى افتاد!(و خواهى گفت) خداوندى كه مورچه را بر روى دست و پايش بر قرار،وپيكره وجودش را با استحكام خاصى بنا گذارد،از همه چيز برتر و بالاتر است، هيچ آفريننده‏اى در آفرينش اين حشره با او شركت نداشته!

و هيچ قدرتى در آفرينش آن وى را يارى نكرده.اگر طريق و راههاى خرد را بپيمائى‏تا به آخر برسى،دلايل به تو مى‏گويند كه آفريننده اين مورچه كوچك همان آفريدگار درخت‏عظيم الجثه خرما است زيرا با تمام تفاوتهائى كه دارند هر دو ساختمانشان دقيق و پيچيده‏است‏«و بهر حال‏»موجودات بزرك و كوچك سنگين و سبك،توانا و ناتوان همه در خلقتش‏يكسانند(و در برابر قدرت او بى تفاوت)است‏آفرينش آسمان و جهان‏همين گونه است آفرينش آسمان و هوا و باد و آب،اكنون به خورشيد و ماه،گياه ودرخت آب و سنگ و اختلاف اين شب و روز و جريان درياها و كوههاى فراوان و بلندى‏قله‏ها و تفرق جدائى اين لغات و زبانهاى گوناگون بنگر،(تا خدا را بشناسى)واى بر آن كس‏كه ناظم و مدبر اينها را انكار كند گروهى مى‏پندارند كه آنها همچون گياهند و زارعى ندارندو براى اشكال گوناگون آنها آفريننده‏اى نيست.اينها براى ادعاى خود دليلى اقامه نكرده‏اند وبراى آنچه در مغز خود پرورانده تحقيقى به عمل نياورده‏اند.آيا ممكن است‏ساختمانى بدون‏سازنده،و يا حتى جنايتى بدون جنايتگر پديد آيد؟!

آفرينش ملخ!

و اگر خواهى در باره ملخ بينديش كه خداوند براى او دو چشم سرخ،دو حدقه،همچون‏ماه تابان،و گوش پنهان،آفريده و دهانى به تناسب خلقتش به او داده:حواسى نيرومندو دو دندان كه با آنها(شاخه‏هاى گياهان و برگهاى درختان را)چيده و جدا مى‏كند و دو وسيله‏همچون داس كه با آنها خوراكش را جمع آورى مى‏نمايد.كشاورزان براى زراعت‏خود از آنها مى‏ترسند و قادر بر دفعشان نيستند حتى اگر همه دست‏بدست هم بدهند،آنها همچنان نيرومندانه پيش مى‏آيند تا وارد كشتزار شوند و آنچه ميل داشته باشند بخورند.در حالى كه تمام پيكرشان به اندازه يك انگشت‏باريك نيست!

بزرك است‏خداوندى كه‏«تمام كسانى كه در آسمانها و زمينند از روى اختيار يا به اجباردر برابرش خضوع مى‏كنند»و صورت و جبين برايش به خاك مى‏سايند،و طوق اطاعت او رادر حال تندرستى و ناتوانى به گردن مى‏اندازند،و از روى ترس و بيم زمام اختيار خود را به اومى‏سپارند.پرندگان مسخر فرمان وى هستند،و او تعداد پرها و موى پرهاى آنها(از كوچك‏و بزرك)و شماره نفسهاى آنان را احصاء كرده است.عده‏اى را بگونه‏اى آفريده كه دردرون آب زندگى كنند،و گروهى در خشكى!،روزى آنها را مقدر فرموده(و آن چه با دستگاه‏گوارش و بدن آنها تناسب دارد بر ايشان آفريده)،و اصناف آنها را احصاء نموده است.

اين كلاغ است و آن عقاب،اين كبوتر است،و آن شتر مرغ،هر پرنده‏اى را به نامى دعوت‏كرده و روزيش را تكفل نموده.ابرهاى سنگين را ايجاد فرموده،و باران‏هاى پر پشت و پى در پى‏از آن فرو فرستاده،قسمت و سهم باران هر مكانى را مشخص ساخته است(و با اين كار) زمينهاى‏خشك را آبيارى نموده و گياهان را بعد از خشك سالى رويانده است.


[align=left]خطبه 158/ كتاب شريف نهج البلاغه  
ارسال پست

بازگشت به “پیغمبر شناسی”