]چرا به خدا ایمان داشته باشم؟
مدیر انجمن: شورای نظارت

-
- پست: 29
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۹, ۵:۴۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2 بار
- سپاسهای دریافتی: 5 بار
Re: ]چرا به خدا ایمان داشته باشم؟
سلام
در پاسخ به اقای "دیونه110":
اول اینکه قبلن گفته بودید خدا را با هر یک از علوم میتوان اثبات کرد ولی حالا گفتید پاسخ شما صرفن فلسفی است.
برهانهای فلسفی که نام بردید را قبلن مطالعه کردم و اشکالاتی که به انها وارد است نیز همینطور.هرکدام که مایل بودید را مطرح کنید تا درباره اش گفتگو کنیم.
برهانهایی که از واجب الوجود یا محرک اول به الله میرسد را لطفن نام ببرید تا درباره اش مطالعه کنم.
درباره سوالها :علیت به نظر من چیزی است که ما به ان عادت کرده ایم نه یک قانون بدیهی و قطعی.چیزی که شما در نظر دارید یعنی وجود علت برای پدیده ها هم در اثر مشاهدات گذشته ما بوجود امده پس نیازی به اثبات ندارد.البته جایی خاندم به تازگی در ازمایشاتی روی اجزا ریز اتمی پدیده های کاملن رندم و بی دلیل مشاهده شده که البته باید بیشتر در اینباره مطالعه کنم ولی عقل انسان نیز حکم میکند علیت یک قانون کلی نیست چرا که در انصورت به بینهایت علت نیازمندیم که منطقی نیست پس مسلمن پدیده های بدون علت نیز وجود دارند. از دیدگاه فلسفی هم فیلسوفانی مثل دیوید هیوم اثبات کرده اند رابطه بین علت و معلول ضروری نیست و از عادت ما بوجود امده است.
سوال کردید ماده چیست و ...:اگر به سبک خودتان جواب بدم باید بگویم کتابهای علوم دوره ابتدایی را مطالعه کنید. تا جایی که من یادم هست همه اجسام و اشیا اطراف ما از ماده تشکیل شده اند .هر ماده از ذرات ریزی بنام مولکول ساخته شده که خود از ترکیب عناصر ساخته شده .تعداد عناصر شناخته شده یادم نیست .کوچکترین ذره از هر عنصر که خواص اون عنصر را دارد اتم است که انهم شامل هسته و الکترنهای اطرافش میشود.خود هسته هم شامل پروتون و نوترونه که اونها هم اجزای ریزتری مثل کوارک و رشته و .. دارند . اکثر این ذرات با میکروسکوپ های قوی قابل مشاهده اند و بعضی هم با ازمایشات خاصی اثبات شده اند.به پدیده هایی که ماده در اونها اثر دارد مادی میگیم که شامل هر پدیده ایست که تاکنون دیده شده.
در رابطه با معجزه و شفا و ... هم باید مطلع باشید این قضایا تا به حال در هیچیک از مجامع عمومی و علمی ثابت نشده و تنها با شنیدن ان از کسی نمیتوان چنین چیزی را واقعی انگاشت .همه اینها ناشی از جهل و کمبود اطلاعات ما در علوم است و قوانین طبیعت از میلیونها سال پیش تا کنون ثابت بوده و خواهد بود. مثلن زنده شدن مرده که در گذشته مشاهده میشد در اثر تشخیص اشتباه مرگ بوده امروزه از نظر پزشکی ایجاد مجدد علایم حیات تا ساعتها پس از قطع ضربان قلب و عملکرد مغز ممکن است وربطی به نیرویی ماورایی ندارد.در مورد بیمارانی که بقول شما شفا میابند نباید از تاثیر تلقین و کارکردهای پیچیده مغزی که با تلقین ایجاد میشود غافل بود.در رابطه با مرتاضان نیز به نظر میرسد بدن انسان دارای پیچیدگیهایی بیش از تصور ماست و با تمرین و ممارست و قابلیت تطبیق فوق العاده بدن ، مرتاضان موفق به انجام کارهای میشوند که از انسانهای معمولی که ان تمرینات را نکرده اند بعید است.
از توجه شما ممنونم
در پاسخ به اقای "دیونه110":
اول اینکه قبلن گفته بودید خدا را با هر یک از علوم میتوان اثبات کرد ولی حالا گفتید پاسخ شما صرفن فلسفی است.
برهانهای فلسفی که نام بردید را قبلن مطالعه کردم و اشکالاتی که به انها وارد است نیز همینطور.هرکدام که مایل بودید را مطرح کنید تا درباره اش گفتگو کنیم.
برهانهایی که از واجب الوجود یا محرک اول به الله میرسد را لطفن نام ببرید تا درباره اش مطالعه کنم.
درباره سوالها :علیت به نظر من چیزی است که ما به ان عادت کرده ایم نه یک قانون بدیهی و قطعی.چیزی که شما در نظر دارید یعنی وجود علت برای پدیده ها هم در اثر مشاهدات گذشته ما بوجود امده پس نیازی به اثبات ندارد.البته جایی خاندم به تازگی در ازمایشاتی روی اجزا ریز اتمی پدیده های کاملن رندم و بی دلیل مشاهده شده که البته باید بیشتر در اینباره مطالعه کنم ولی عقل انسان نیز حکم میکند علیت یک قانون کلی نیست چرا که در انصورت به بینهایت علت نیازمندیم که منطقی نیست پس مسلمن پدیده های بدون علت نیز وجود دارند. از دیدگاه فلسفی هم فیلسوفانی مثل دیوید هیوم اثبات کرده اند رابطه بین علت و معلول ضروری نیست و از عادت ما بوجود امده است.
سوال کردید ماده چیست و ...:اگر به سبک خودتان جواب بدم باید بگویم کتابهای علوم دوره ابتدایی را مطالعه کنید. تا جایی که من یادم هست همه اجسام و اشیا اطراف ما از ماده تشکیل شده اند .هر ماده از ذرات ریزی بنام مولکول ساخته شده که خود از ترکیب عناصر ساخته شده .تعداد عناصر شناخته شده یادم نیست .کوچکترین ذره از هر عنصر که خواص اون عنصر را دارد اتم است که انهم شامل هسته و الکترنهای اطرافش میشود.خود هسته هم شامل پروتون و نوترونه که اونها هم اجزای ریزتری مثل کوارک و رشته و .. دارند . اکثر این ذرات با میکروسکوپ های قوی قابل مشاهده اند و بعضی هم با ازمایشات خاصی اثبات شده اند.به پدیده هایی که ماده در اونها اثر دارد مادی میگیم که شامل هر پدیده ایست که تاکنون دیده شده.
در رابطه با معجزه و شفا و ... هم باید مطلع باشید این قضایا تا به حال در هیچیک از مجامع عمومی و علمی ثابت نشده و تنها با شنیدن ان از کسی نمیتوان چنین چیزی را واقعی انگاشت .همه اینها ناشی از جهل و کمبود اطلاعات ما در علوم است و قوانین طبیعت از میلیونها سال پیش تا کنون ثابت بوده و خواهد بود. مثلن زنده شدن مرده که در گذشته مشاهده میشد در اثر تشخیص اشتباه مرگ بوده امروزه از نظر پزشکی ایجاد مجدد علایم حیات تا ساعتها پس از قطع ضربان قلب و عملکرد مغز ممکن است وربطی به نیرویی ماورایی ندارد.در مورد بیمارانی که بقول شما شفا میابند نباید از تاثیر تلقین و کارکردهای پیچیده مغزی که با تلقین ایجاد میشود غافل بود.در رابطه با مرتاضان نیز به نظر میرسد بدن انسان دارای پیچیدگیهایی بیش از تصور ماست و با تمرین و ممارست و قابلیت تطبیق فوق العاده بدن ، مرتاضان موفق به انجام کارهای میشوند که از انسانهای معمولی که ان تمرینات را نکرده اند بعید است.
از توجه شما ممنونم

-
- پست: 199
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۸, ۱۱:۵۴ ق.ظ
- محل اقامت: اصفهان
- سپاسهای ارسالی: 456 بار
- سپاسهای دریافتی: 371 بار
Re: ]چرا به خدا ایمان داشته باشم؟
دوست عزز
فکر کنم تازه داريم به نتايج اوليه ميرسيم.پس جوابهاي شما را يک به يک مرور و بررسي ميکنيم.
گفتم که با هر علمي ميتوان خدا را اثبات کرد.حتما قضيه پيرزني که با چرخ نخ ريسي خود خدا را شناخته بود شنيده ايد که اين ساده ترين مثالي است که ميتوان در اين باره زد.اما سوال شما يک سوال فلسفي است يعني به هر عالمي که بگوئيد آيا فقط ماده وجود دارد و آيا غير ماده هم وجود دارد يا خير به شما ميگويد که جواب خود را از فلسفه و فيلسوف بخواهيد هيچ علم ديگري نميتواند به سوالتان جواب دهد و جالبتر اينکه هر کس ، هرجوابي به اين سوال بدهد جوابش فلسفي تلقي خواهد شد.مثل اينکه شما از ساختار و نحوه فعاليت موتور اتومبيل سوال کنيد و کسي به شما جواب بدهد.در هر صورت اين سوال و جواب فني تلقي ميشود.
درباره براهين عرض کردم که مباحث الهيات را در علوم کلام و فلسفه اسلامي مطالعه کنيد.
نظر شما درمورد عليت همان حرف جناب هيوم است.جناب ديويد هيوم، بزرگترين فيلسوف آمپريست بود که به دليل رد موجود غير مادي مجبورشد عليت را هم نفي کند.اگر جواب ساده بخواهيد کافي بود کسي يک سيلي به گوش ايشان مينواخت و مثلا پرده گوش ايشان را پاره ميکرد.با توجه به حرف خودشان، ديگر حق نخواهند داشت از سيلي زننده طلبکار باشند چرا که سيلي ايشان علت اين ضرر نبوده و اصولا علتي وجود نداشته است.همينطور قاتل هم نيازي نبود مجازات شود و قس عليهذا.جناب هيوم يک مثال ساده دارد و ميگويد اينکه باد مي وزد و برگ درخت تکان ميخورد و افراد ميپندارند باد علت اين تکان است حرفي اشتباه است.باد علت نيست بلکه صرفا بدليل عادت چنين ميپنداريم.از شما ميپرسم کدامين عقل سليمي اين حرف را ميپذيرد؟بگذريم از اين مقال .
کانت در پي هيوم آمد و مکتبي در پي او بنيان نهاد .به نظرياتش جواب داد و پايه اي براي فلسفه غرب شد.بگذريم از اينکه حتي در مکتب پوزيتويسم که افراطي ترين مکتب مادي بود هم اقبال چنداني به تفکرات جناب هيوم نميبينيم.چرا؟شايد مهمترين دليل آن ، اين باشد که تمامي علوم در آزمايشات و مشاهدات و تجربيات خود براي هر پديده دنبال علت تام آن پديده هستند.حال اگر بگوئيم علت نيست بايد تمام نظريات علمي علوم را بر در کوزه اي نهاد و آبش را نوشيد.اگر علتي نباشد علمي هم نخواهد بود.حال اگر علت را بپذيريد و بگوئيد وجود علت در نتيجه مشاهدات گذشته ماست بايد بگوئيم که آنچه ديده ميشود جز يک تقدم و تأخر و توالي چيزي نيست.اين توالي که عليت نيست.در ثاني مشاهدات ما هم که يقين آور نيست چه بسا در آينده چنين چيزي رخ ندهد.آيا دليلي دارد که بگوئيد همواره اين توالي رخ ميدهد؟
گفته ايد« عقل انسان نیز حکم میکند علیت یک قانون کلی نیست چرا که در انصورت به بینهایت علت نیازمندیم که منطقی نیست پس مسلمن پدیده های بدون علت نیز وجود دارند ». دوست عزيز براهيني که گفته ايد مطالعه نموده ايد همين مشکل را حل کرده اند.آن علت بي علت راعله العلل يا علت نخستين يا واجب الوجود ميگويند. تا جائيکه واجب الوجود است ممکن است الله باشد يا ماده اوليه باشد يا هر چيزي که فکر کنيد.اما با بررسي و اثبات صفات آن نتيجه ميگيرند که هيچ ماده اي نميتواند چنين صفاتي را به خود بگيرد بلکه بايد غير مادي باشد و وراي زمان و مکان باشد و فلان باشد و بهمان باشد.
پرسيدم ماده چيست.شما چه جوابي داده ايد؟ آيا اين جواب خود شما را قانع ميکند؟ منظورتان اين است که ماده چيزي است که اتم دارد؟آيا خواب اتم دارد؟آيا مشاهده کردن ، درست يا غلط بودن ، ... اتم دارند؟آيا عقيده و نظر اتم دارد؟هزاران چيز را موجود ميدانيد که اتم و الکترون و پروتون و ... ندارند.آيا اينها ير مادي هستند؟اگر غير مادي نيستند بايد تعريف ماده را اصلاح کنيد.
اما زير سوال بردن معجزه و شفا شايد بي اساس ترين حرفي باشد که مطرح کرده ايد.کافي است يک هفته زحمت بکشيد و در حرم امام رضا عليه السلام ياحضرت معصومه عليها السلام بنشينيد و با چشمان خود شفا يافتن کور مادرزاد و فلج و مريضهاي جواب شده را ببينيد.پرونده هاي بسياري از اين افراد در بزرگترين مراکز علمي جهان وجود دارد اما نکته اينجاست که ماده و ماديون دراين مورد سکوت ميکنند چون حرفي ندارند که بزنند.همينطور ميتوانيد به هند مراجعت کنيد و نيروي شگرف مرتاضين را ببينيد. ميتوانيد وصف حال هر يک را در مورد دوران چله نشيني مطالعه کنيد و ببينيد کدامين آن مربوط به ماده است. آنها ضعيف ترين جسمها را دارند ولي وح خود را که امري غير مادي است تقويت کرده اند.از کساني که در عرصه متافيزيک فعاليت يکنند چه ميدانيد؟کساني که روح خود را از بدنشان جدا ميکنند و کارهاي عجيبي انجام ميدهند.
چون جواب ديگري نداده ايد من هم بتبع سکوت ميکنم.
موفق باشيد.
در کوچه های شهر و در انظار مردمان
دیوانه وار نعــــره زنــــم رو به آسمـــان
آن دم که خواست حب علی از دلم رود
ای خالق جهان به دمی جان من ستان
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 29
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۹, ۵:۴۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2 بار
- سپاسهای دریافتی: 5 بار
Re: ]چرا به خدا ایمان داشته باشم؟
سلام
در پاسخ به اقای دیونه110
شما گفته بودید خدا را در هر علمی میتوان اثبات [COLOR=#000000]کرد نه ادعا کرد پس لطفن دلایل اثباتی بیاورید.
براهینی که از واجب الوجوب به الله میرسند اسم دارند یا نه. اگر دارند بگویید تا راحتتر پیدا کنم یا خودتان بطور مختصر برداشت خودتان را از انها بگید.
در مورد علیت: چرا اینقدر مساله را پیچیده میکنید؟اینکه هر چیزی علتی دارد یا درست است یا نیست.اگر درست است نیاز به بینهایت علت داریم مثلن شما باید بگویید علت خدا چیست بعد علت علت خدا چیست و الی اخر.اگر درست نیست پس نتیجه میگیریم بعضی چیزها هست که علت ندارد.شما اسم واجب الوجود به ان گذاشتید ولی من به این اسم علاقه ای ندارم (چون واژه واجب و ال برام نااشناست)من بهش میگم چیزهای بی علت و فکر نکنم اسم تفاوتی در نتیجه داشته باشه. خب حالا این چه ربطی به یافته های علمی داره که اونها را زیر سوال ببره؟ چرا به صورت مطلق فکر میکنید یعنی اگر چیزی بی علت یافت شد همه چیزها بی علت میشوند؟این چه نوع استدلالی است؟
در مورد ماده: همه چیزهاییی که نام بردید از جمله خواب دیدن ، مشاهده کردن ، فکر کردن و هزاران پدیده دیگر که به مغز مربوط میشود همه اند. مغز از میلیاردها میلیارد سلول مغزی تشکیل شده در ارتباط با یکدیگر کارکردهای پیچیده ای اجرا میکنند که بسیاری از انها کشف شده و برخی هم در دست بررسی است. برای اطلاعات بیشتر میتوانید از یک دکتر مغز و اعصاب و روان بپرسید ما چگونه خواب میبینیم؟ با جزئیات کامل برای شما خاهد گفت.گفتن اینکه خواب دیدن و ... عملی ماورائ طبیعه و غیر مادی است در دنیای امروز و با پیشرفت های علم پزشکی و روان پزشکی بسیار عجیب است.
در مورد معجزه و شفا هم بنظر من بی اساس ترین استدلالی است که مطرح کرده اید. لطفن نام یکی از این مراکز علمي جهان را که در ازمایشی یا بررسی علمی بیطرفانه وقوع معجزه و را تایید میکنند نام ببرید؟؟؟من در سالهای گذشته بطور ناپیوسته در مجموع بیش از یک ماه در این جاهایی که نام بردید بوده ام و چنین چیزی ندیدم.
قبلن هم گفتم که علم امروز بشر کامل نیست در زمینه پزشکی هم ما همه چیز را نمیدانیم پس نمیتوان اتفاقاتی که با علم امروز غیر عاذی مینماید را خارج از قوانین و واکنشهایی مشخص و ثابت که بر بدن ما حاکم است بدانیم.
در پاسخ به اقای دیونه110
شما گفته بودید خدا را در هر علمی میتوان اثبات [COLOR=#000000]کرد نه ادعا کرد پس لطفن دلایل اثباتی بیاورید.
براهینی که از واجب الوجوب به الله میرسند اسم دارند یا نه. اگر دارند بگویید تا راحتتر پیدا کنم یا خودتان بطور مختصر برداشت خودتان را از انها بگید.
در مورد علیت: چرا اینقدر مساله را پیچیده میکنید؟اینکه هر چیزی علتی دارد یا درست است یا نیست.اگر درست است نیاز به بینهایت علت داریم مثلن شما باید بگویید علت خدا چیست بعد علت علت خدا چیست و الی اخر.اگر درست نیست پس نتیجه میگیریم بعضی چیزها هست که علت ندارد.شما اسم واجب الوجود به ان گذاشتید ولی من به این اسم علاقه ای ندارم (چون واژه واجب و ال برام نااشناست)من بهش میگم چیزهای بی علت و فکر نکنم اسم تفاوتی در نتیجه داشته باشه. خب حالا این چه ربطی به یافته های علمی داره که اونها را زیر سوال ببره؟ چرا به صورت مطلق فکر میکنید یعنی اگر چیزی بی علت یافت شد همه چیزها بی علت میشوند؟این چه نوع استدلالی است؟
در مورد ماده: همه چیزهاییی که نام بردید از جمله خواب دیدن ، مشاهده کردن ، فکر کردن و هزاران پدیده دیگر که به مغز مربوط میشود همه اند. مغز از میلیاردها میلیارد سلول مغزی تشکیل شده در ارتباط با یکدیگر کارکردهای پیچیده ای اجرا میکنند که بسیاری از انها کشف شده و برخی هم در دست بررسی است. برای اطلاعات بیشتر میتوانید از یک دکتر مغز و اعصاب و روان بپرسید ما چگونه خواب میبینیم؟ با جزئیات کامل برای شما خاهد گفت.گفتن اینکه خواب دیدن و ... عملی ماورائ طبیعه و غیر مادی است در دنیای امروز و با پیشرفت های علم پزشکی و روان پزشکی بسیار عجیب است.
در مورد معجزه و شفا هم بنظر من بی اساس ترین استدلالی است که مطرح کرده اید. لطفن نام یکی از این مراکز علمي جهان را که در ازمایشی یا بررسی علمی بیطرفانه وقوع معجزه و را تایید میکنند نام ببرید؟؟؟من در سالهای گذشته بطور ناپیوسته در مجموع بیش از یک ماه در این جاهایی که نام بردید بوده ام و چنین چیزی ندیدم.
قبلن هم گفتم که علم امروز بشر کامل نیست در زمینه پزشکی هم ما همه چیز را نمیدانیم پس نمیتوان اتفاقاتی که با علم امروز غیر عاذی مینماید را خارج از قوانین و واکنشهایی مشخص و ثابت که بر بدن ما حاکم است بدانیم.

-
- پست: 29
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۹, ۵:۴۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2 بار
- سپاسهای دریافتی: 5 بار
Re: ]چرا به خدا ایمان داشته باشم؟
nastooh نوشته شده:bistعزیزم سلام .
از سوال شما ممنونم و از جواب دوستان بیشتر ممنون . این چند خط فقط برای اینه که بگم جور دیگه ای هم میشه به این قضیه نگاه کرد طوری که استارت خداشناسی من از همینجا آغاز شد (الحمدلله) . شاید جواب سوال شما نباشه ولی مطمئنم حداقل براتون جالبه !
ما اینو میدونیم که همه کشفیات علمی عالم مراحلی رو طی کردند اول سوال . دوم شک . سوم فرضیه ای بر اساس اون سوال و سپس بر اساس اون فرضیه عملیات آزمایش و خطا و در آخر کشف جدید ! این روش رو ما علم مینامیم . حال چه در علوم طبیعی چه در علوم انسانی یا بهتر بگم فلسفه . خوب حالا بر اساس این روش علمی من از خودم سوالی پرسیدم ! اون سوال اینه اگر من گرفتار یک حادثه ( اعم از تصادف با ماشین ! اختلاف با همسر و نزدیکان ! ورشکستگی و... ) بشم عقل به من میگه طلب کمک کنم ! به همین سادگی ! یعنی اگر تصادف کردم از دکتر متخصص اگر مشکلات روحی داشتم از یک روانشناس ..... در حقیقت از کسی کمک میخوام که حداقل از من تو اون زمینه هم اطلاعاتش بیشتره هم تواناییش که میتونه دستمو بگیره و نجاتم بده ! تا اینجای مطلب فکر میکنم روشنه !
bistعزیزم من ابتدا از خودم سوال کردم که آیا خدایی هست ؟ سپس شک کردم که اگر نبودچه ؟ اگر بود چه؟ فرض کردم بر حسب یک تصادف وسط یک اقیانوس گیر افتادم ! (قسمت آزمون و خطا ): فرضیه داروین اومد تو ذهنم (البته این زمانیست که داشتم غرق میشدم !) منطق و عقل بهم گفت اجدادمیمونت هیچ کمکی بهت نمیتونند بکنند ! حداقل با خیال راحت و آرامش بمیرم ! بیگ بنگی هم در کار نبود که تقی به توقی بخوره من نجات پیدا کنم ! تنها چیزی که میتونستم ازش کمک بخوام نیرو ویا انرژی و یا قدرت مافوقی بود که به محض اینکه داد بزنم کمک اون نیرو به طور معجزه آسایی کمکم کنه ! من اسمش رو گذاشتم (خدا)! این اتفاق (یعنی غرق شدن) ممکنه برای من و تو نیافتاده باشه ولی مطمئنم از این دست اتفاقات در زندگی ما کمرنگ و پررنگ هر روز میافته ! و هر زمان برای من افتاده تنها چیزی که میگم اینه : یا الله !
ادعونی استجب لکم . چون خودش گفته بخوانید تا اجابت کنم شما را ! به نظر من اثبات وجودش رو از خودش بخواه باور کن بهت میگه !
موفق باشی و همیشه دوست خوبی مثل تو برایم محترم . یا ولی العافیه یا حق
با سلام به اقای نستوه و تشکر از اینکه نظرتون را بیان کردید
در مورد اینکه گفتید هر سوالی را باید از کسی که تو اون زمینه استاده بپرسیم در رابطه با علوم طبیعی این حرف صادقه ولی سوال در مورد وجود خدا را از کی باید پرسید؟؟ بسیاری از دانشمندان و فیلسوفان هستند که وجود خدا ار قبول ندارد.بسیاری هم هستند که قبول دارند.حالا ما اگر تشخیص دادیم باید از یکی از این گروهها سوال کنیم دیگر سوالی باقی نمیماند و جواب مشخص است.بنظر من باید گفته های دو طرف را بشنویم و هر یک منطقی تر بود بپذیریم.
در مورد تصوراتی هم که گفتید درست است که میتوان در زمانی که مثلن در وسط اقیانوس درحال غرق شدنیم به نیرویی ماورایی امید داشته و کمی تسکین یابیم.میتوان تصور کرد که در ان زمان طنابی از اسمان برای نجات ما پایین میافتد، یا یک پری دریایی به نجات ما میاید و ما را به ساحل میرساند.همه اینها زیبا و ارامش دهنده بنظر میرسد.
ولی بنظر من زیباتر از همه اینها واقعیت است، حتی اگر منجر به غرق شدن ما باشد.

-
- پست: 13
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۹, ۱:۱۴ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 17 بار
- سپاسهای دریافتی: 6 بار
Re: ]چرا به خدا ایمان داشته باشم؟
سلام
سوال زياد و بحثهاي پراكنده هرچند در حول يك موضوع؟؟و ان خدا
اصولا در روانشناسي بهترين روش پاسخ گويي را پاسخ با سوال مي دانند و همه دوستان گويا رواشناسند از جمله بيست عزيز
بحث در زمينه اثبات خدا بحثي نيست كه بشود با يك موضوع در يك انجمن انهم نه بصورت رو دررو جواب داد هرچند به نظر دوستان جوابهاي قانع كنندهايي داده اند
من هم طبق همان نظريه روانشناسانه چند سوال دارم كه در صورت پاسخ بيست عزيز اقدام به جواب خواهم كرد به شرطي كه با سوال جواب ندهند
1-خدا را قبول داريد يا نه؟ با بلي يا خير جواب بدهيد
2- بنظر شما ايا نظريه سازنده يا خالق ومخلوق مي تواند درست باشد يا نه؟
3-چرا به خدا ايمان نداشته باشيم؟
4- در يكي از پستها گفته ايد كه :مشخص است که بیگ بنگ یک فرضیه است ولی با استفاده از قوانین فیزیکی که قابل ازمایش و مشاهده اند پیدایش کائنات را توضیح میدهد و تا کنون نیز بااستدلال علمی رد نشده است پس ما باید انرا قبول کنیم (مجبوریم).؟
اولا:طبق گفته شما استدلال علمي ندارد
دوما :طبق ديگر فرمايشات شما هرچيزي كه پايه علمي ندارد را نبايد قبول كرد.((نقل قول ازشما:فرضیه های دیگر از جمله فرضیه افرینش توسط موجودی هوشمند قابل اثبات با شواهد و مستدلات علمی نیستند (بنظر من)))
پس چرا مجبوريم؟؟؟
5-بازهم طبق فرمايش شما:((مسلمه که علم امروز بشر ناقصه .ما همه چیز را نمیدونیم ولی این دلیل نمیشه که چیزی را که علتش را نمیدونیم ماورائ طبیعه بنامیم...))
پس
آلف) با اين علم ناقص مواردي كه نمي دانيد را به كل انكار مي كنيد حتي اگر وجود داشته باشد؟؟
ب)شما كه دليل و برهاني برعدم وجود صادر نكرده ايد ايا مشود اين مواردي كه علتش را نمي دانيم البته طبق گفته شما چه بناميم؟؟
منتظر هستم در صورت پاسخ صريح من هم در ادامه وارد بحث ميشوم...
سوال زياد و بحثهاي پراكنده هرچند در حول يك موضوع؟؟و ان خدا
اصولا در روانشناسي بهترين روش پاسخ گويي را پاسخ با سوال مي دانند و همه دوستان گويا رواشناسند از جمله بيست عزيز
بحث در زمينه اثبات خدا بحثي نيست كه بشود با يك موضوع در يك انجمن انهم نه بصورت رو دررو جواب داد هرچند به نظر دوستان جوابهاي قانع كنندهايي داده اند
من هم طبق همان نظريه روانشناسانه چند سوال دارم كه در صورت پاسخ بيست عزيز اقدام به جواب خواهم كرد به شرطي كه با سوال جواب ندهند
1-خدا را قبول داريد يا نه؟ با بلي يا خير جواب بدهيد
2- بنظر شما ايا نظريه سازنده يا خالق ومخلوق مي تواند درست باشد يا نه؟
3-چرا به خدا ايمان نداشته باشيم؟
4- در يكي از پستها گفته ايد كه :مشخص است که بیگ بنگ یک فرضیه است ولی با استفاده از قوانین فیزیکی که قابل ازمایش و مشاهده اند پیدایش کائنات را توضیح میدهد و تا کنون نیز بااستدلال علمی رد نشده است پس ما باید انرا قبول کنیم (مجبوریم).؟
اولا:طبق گفته شما استدلال علمي ندارد
دوما :طبق ديگر فرمايشات شما هرچيزي كه پايه علمي ندارد را نبايد قبول كرد.((نقل قول ازشما:فرضیه های دیگر از جمله فرضیه افرینش توسط موجودی هوشمند قابل اثبات با شواهد و مستدلات علمی نیستند (بنظر من)))
پس چرا مجبوريم؟؟؟
5-بازهم طبق فرمايش شما:((مسلمه که علم امروز بشر ناقصه .ما همه چیز را نمیدونیم ولی این دلیل نمیشه که چیزی را که علتش را نمیدونیم ماورائ طبیعه بنامیم...))
پس
آلف) با اين علم ناقص مواردي كه نمي دانيد را به كل انكار مي كنيد حتي اگر وجود داشته باشد؟؟
ب)شما كه دليل و برهاني برعدم وجود صادر نكرده ايد ايا مشود اين مواردي كه علتش را نمي دانيم البته طبق گفته شما چه بناميم؟؟

منتظر هستم در صورت پاسخ صريح من هم در ادامه وارد بحث ميشوم...
خدایا...
من در این کلبه ی فقرانه ی خود
چیزی را دارم ، که تو در عرش کبریای خود نداری
من چون تویی دارم و تو چون خود نداری
وبلاگ عصر ايمان [External Link Removed for Guests]
من در این کلبه ی فقرانه ی خود
چیزی را دارم ، که تو در عرش کبریای خود نداری
من چون تویی دارم و تو چون خود نداری
وبلاگ عصر ايمان [External Link Removed for Guests]

-
- پست: 199
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۸, ۱۱:۵۴ ق.ظ
- محل اقامت: اصفهان
- سپاسهای ارسالی: 456 بار
- سپاسهای دریافتی: 371 بار
Re: ]چرا به خدا ایمان داشته باشم؟
بیست عزیز، من گفتم که خدا را با هر علمی میتوان اثبات کرد و هنوز هم معتقدم. از ساده ترین نمونه های آن - که حتما شنیده اید - داستان آن پیرزن است که با چرخ نخ ریسی خود خدا را شناخت.
در مورد براهین هم عرض کرده بودم که میتوانید به قسمت الهیات و توحید کتب کلامی و فلسفی مراجعه کنید.
در مورد علیت بحث را پیچیده نکردم اما گاهی تنگنای الفاظ سخن را به درازا میکشاند.بین واجب الوجودی که من میگویم و پدیده بی علت شما تفاوت بسیار است که در آخر همین پست کمی توضیح میدهم.
اما اینکه پدیده هائی که من نام بردم را مادی بدانید بسیار جالب است.منکر این نیستم که با تفکر در مغز فعالیتهائی صورت میپذیرد اما خود فکر چیست؟ماده؟خواب ماده است؟دوست من آنچه علمای آزمایشگاهی میگویند فقط توضیح فرآیندهائی است که هنگام تفکر یا خواب و ... در مغز مشاهده میکنند.اما آیا فکر و خواب و رویا هم اتم و الکترو ن و ... دارد؟یا از جنس عناصر مکشوف غیر مکشوف است؟
در مورد شفا یافتن: زیادند کسانی که در بزرگترین مراکز پزشکی جهان پرونده های پزشکی داشته اند ولی وقتی نا امید شدند به جای دیگری پناه آوردند و شفا یافتند.سپس توسط همان مراکز علمی انواع آزمایشها روی آنها انجام شده و سلامتشان تائید شد.بماند که در مقابل آن سکوت میکنند.اما آنچه شما در امکن مزکور ندیدید بنده دیده ام.
برای ایجاد انگیزه تیتر وار قسمتی از یکی از راههای اثبات خدا را مطرح میکنم و تفصیل را به علاقمندان وامیگذارم.
نظم و هماهنگی جهان حاکی از قوانین مدون است که روابط موجودات را کنتزل میکند.شناخته شده ترین قانون طبیعی، علیت است که فروعی هم از آن نتیجه گرفته میشود.ما میپذیریم که هر پدیده علتی دارد.همانطور که اشاره کردید پذیرش این حرف یعنی پذیرش علتهای نامتناهی که ما آنرا تسلسل علل مینامیم و با براهین متعدد محال بودن آنرا اثبات میکنیم. وقتی علل را پذیرفتیم و وقتی تسلسل علل را محال شمردیم ضرورتا ختم علل به یک علت واحد را پذیرفته ایم که آنرا عله العلل یا علت نخستین یا واجب الوجود مینامیم.واضح است که فرض پذیرش عله العلل مساوی است با نفی وجود هر موجود دیگری پیش از آن.بعبارت دیگر واجب الوجود نقطه شروع پیدایش است و علت همه پدیده های بعد از خود میباشد و خودش علتی ندارد چون پیش از او هیچ نبوده.براهین اثبات واجب الوجود هم متعددند که خودتان میدانید.
حال سوال اینکه واجب الوجود از کجا آمده و چطور موجود شده است.چون گفتیم هر موجود علتی برای وجود دارد و موجود بودن واجب الوجود را هم پذیرفتیم دو حالت برای جواب تصور میشود اول اینکه خودش علت خودش باشد و دوم اینکه بدون علت باشد.بطلان حالت اول بدیهی است چرا که علت باید بر معلول مقدم باشد و محال است چیزی مقدم بر خودش شود.حالت دوم همان پدیده بی علت شما میشود که از نظر ما باطل است چرا که هیچ چیز نمیتواند بدون علت موجود شود و از عدم مطلق موجود حاصل نمیشود و ... .وقتی همه فرضهای بوجود آمدن واجب الوجود باطل شد یک نتیجه بدست میآید و آن اینکه واجب الوجود همیشه بوده است( ازلی بودن) حتی وقتی که نه زمان بوده و نه مکان. پذیرش این امر مساوی است با جمع همه آنچه تاکنون پذیرفتیم بدون اینکه اشکالی پیش بیاید. خب واجب الوجود اثبات شد اما سوال « ماهیت(چیستی) آن چیست» هنوز باقی است. شاید مادی باشد شاید غیر مادی.
نکته بعد که باید ذکر شود این است که عله العلل باید بسیط محض باشد یعنی هیچ جزئی نداشته باشد(نه داخلی و نه بیرونی) چرا که اگر واجب الوجود را مرکب از اجزا بدانیم ناچارا پذیرفته ایم که اجزای آن پیش از خودش موجود شده اند و با ترکیب آنها واجب الوجود شکل گرفته و نیز پذیرفته ایم که چیزی اجزا را با هم ترکیب کرده ولی قبلا گفتیم که نباید پیش از واجب الوجود چیزی موجود باشد پس فرض مرکب بودن واجب الوجود هم باطل میشود.
با پذیرش ازلی بودن و بسیط بودن یک نتیجه به دست میآید و آن بینهایت بودن واجب الوجود است بعبارتی واجب الوجود در زمان و مکان محاط نیست و ورای آنها است.
خب فکر میکنم تا اینجا بسنده باشد چون با همین چند نکته نتیجه بدست میآید و معلوم میگردد واجب الوجود نمیتواند مادی باشد چون ماده بسیط نیست و بینهایت نیست و غیره. در ادامه حکما با اثبات صفات دیگر نتیجه میگیرند که واجب الوجود همان الله اسلام است و اغلب در براهین نام واجب تعالی را صدا میکنند تا حرمت الله حفظ شود. دوست من، هر مطلبی که اینجا ذکر شد در کتب مبسوط با براهین متعدد اثبات شده است و این خلاصه تنها برای آن بود که بدانید در منابع جواب وجود دارد و از مطالعه آن ضرری نمیکنید.
در کوچه های شهر و در انظار مردمان
دیوانه وار نعــــره زنــــم رو به آسمـــان
آن دم که خواست حب علی از دلم رود
ای خالق جهان به دمی جان من ستان
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 15
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۵ مرداد ۱۳۸۹, ۲:۵۳ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 4 بار
- سپاسهای دریافتی: 11 بار
Re: ]چرا به خدا ایمان داشته باشم؟
سلام به bist عزیزم . نظری که دادید بسیار منطقی است . ولی منظور من مقایسه با مثالم نبود که اگر مثلا در مسایل پزشکی کمکی احتیاج داشتید میتوانید به صدها نفر پزشک در آنزمینه مراجعه نمایید . جدا از خود خالق ما آدمها چه خداپرست و چه کسانیکه به خدا اعتقادی ندارند در یک مسئله وجه اشتراک داریم ! و آن یگانگی اوست . یعنی آن عده ای هم که نبودن خدا را زیر سوال بردند میگویند خدای یکتا وجود ندارد ! من دقیقا منظورم خود خدا بود یعنی بیاییم از اینجا شروع کنیم که اگر فردی مثلا 40 ساله با دلیل علمی و منطقی درگیر است که چگونه میشود خدا را با برهانهای عقلی و علمی خدا را ثابت کرد ؟ با همان دلایل بیاید جور دیگه ای به این مسئله و حل آن برای خودش بیاندیشد و بگوید : حال که من 20 سال است با روش علمی و حواس 5 گانه به هیچ نتیجه ای دال بر نبودن خدا نرسیدم و نتوانستم به کسی به طور علمی نبودن خالق را ثابت کنم ( دقت کنید ! نبودن !) پس بیایم و 40 روز با حسن نیت بدون قضاوت بنشینم و از همان خدایی که به آن شک کردم وجودش را جویا شوم .
از شما bistعزیزم خواهشمندم اینکار را انجام دهید . بدون هیچ تمسخری نسبت به هم .
اگر جوابت رو گرفتی (الحدلله) و اگر نه ! منتظر نظر بعدیت خواهم بود .
از شما bistعزیزم خواهشمندم اینکار را انجام دهید . بدون هیچ تمسخری نسبت به هم .
اگر جوابت رو گرفتی (الحدلله) و اگر نه ! منتظر نظر بعدیت خواهم بود .


-
- پست: 137
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۸, ۱۱:۴۸ ق.ظ
- محل اقامت: تهران
- سپاسهای ارسالی: 166 بار
- سپاسهای دریافتی: 279 بار
Re: ]چرا به خدا ایمان داشته باشم؟
سلام
ببخشید پابرهنه می پرم وسط حرفاتون ....
(شاید قسمتون بشه پابرهنه بریم کرب و بلا ان شاء الله )
من قصد جر و بحث ندارم (حال و حوصله اش رو هم ندارم ، شاید هم همین یه تایپک و التماس دعا) فقط از باب " قل الله ثم ذرهم فی خوضهم یلعبون" مطالبی رو خدمت دوستان بویژه ایجاد کننده محترم این موضوع عرض کنم :
أفی الله شک فاطر السموات و الآرض .....
شک در وجود خدا شک در ابده بدیهیات است، واقعا جای تعجب دارد که تو قرن بیست و یکم !!!!! کسانی هم باشند که منکر وجود خدا (علت العلل) باشند ، باید خجالت بکشند !!!!
اگر قانون علیت رو قبول ندارید چرا بحث از بینک بنک می کنید ؟ اصلا چگونه زندگی می کنید ؟ شاید خوردن شما علت سیر شدنتان نباشد ، پس نخورید !! شاید نفس کشیدن شما یکی از علل حیات شما نباشد پس نفس نکشید !!! اصلا شاید شما این نباشید که دارید این مطالب رو می نویسید و همینطوری بدون اینکه عملی از شما صادر بشه این کلمات در نت و در سایت نقش می بنده و ما فکر می کنیم که شما اینو نوشتید !!! شاید هم ....
خیلی جالبه شما می فرمایید : " عقل انسان نیز حکم میکند علیت یک قانون کلی نیست چرا که در انصورت به بینهایت علت نیازمندیم که منطقی نیست "
به حضرت ابو الفضل قسم !! که اینطوری نیست ، عقل کدوم انسانی سالمی چنین مزخرف حکم نمی کند ؟ شما چون می خواهید خدا رو قبول نداشته باشید (حالا یا واقعا یا جدلا) می گویید بی نهایت علت داشتن غیر منطقی است خب بله من هم می گویم بی نهایت علت داشتن غیر منطقی که هیچ اصلا چون تسلسل باطل است هیچ چیزی بوجود هم نمی آمد. اما خب عزیز من تسلسل باطل شده. یعنی حالا که خلق و موجوداتی به این وسعت و کثرت و دقت بوجود آمده پس تسلسلی نیست و علت العللی حکیم و علیم و قدیری دارند.
لو کانوا یعقلون
(یه توضیحی مختصر درباره تسلسل می دهم و می گذرم چون صرفا همچین بنایی داشتم ) مثلا کمونیستها قبلا اینطوری سوال می کردند : که تخم مرغ از مرغ هست یا مرغ از تخم مرغ
یعنی اولیش کدومه ؟ اگر بگیم تخم مرغ خب می پرسه اون تخم مرغ چچوری بدون مرغ بوجود اومده ؟؟!! اگر هم بگیم مرغ میگه این مرغ چچوری بدون تخم مرغ بوجود اومده ؟؟!! یعنی اینکه اگر تخم مرغ را صرفا از مرغ بدانیم یا مرغ از تخم مرغ (یعنی علت هریک را منحصر بدانیم) دیگر نه مرغ خواهیم داشت و نه تخم مرغ، چون وجود هریک متعلق به دیگری است و تا اون یکی بوجود نیاید قطعا دیگری هم بوجود نخواهد آمد. اما حال که هر دوی أنها به وجود أمده اند پس قطعا خالقی که خود نه تخم است نه تخم مرغ اونها رو بوجود اورده و این تسلسل رو شکونده ، یعنی فرقی نمی کند که ما اولی را تخم مرغ بدانیم یا مرغ اما مهم این است که برای اولین مرغ یا اولین تخم مرغ معتقد به وجود خالقی باشیم که خود قبل از اونها وجود داشته است .....
أولم یکف بربک أنه علی کل شیء قدیر
مطالب تایپک زیاد شد و من ترجیح می دهم تو تایپک بعدی روشنترین أیه خدا رو مطرح کنم
پس تا تایپک بعدی ..
ببخشید پابرهنه می پرم وسط حرفاتون ....
(شاید قسمتون بشه پابرهنه بریم کرب و بلا ان شاء الله )من قصد جر و بحث ندارم (حال و حوصله اش رو هم ندارم ، شاید هم همین یه تایپک و التماس دعا) فقط از باب " قل الله ثم ذرهم فی خوضهم یلعبون" مطالبی رو خدمت دوستان بویژه ایجاد کننده محترم این موضوع عرض کنم :
أفی الله شک فاطر السموات و الآرض .....
شک در وجود خدا شک در ابده بدیهیات است، واقعا جای تعجب دارد که تو قرن بیست و یکم !!!!! کسانی هم باشند که منکر وجود خدا (علت العلل) باشند ، باید خجالت بکشند !!!!
اگر قانون علیت رو قبول ندارید چرا بحث از بینک بنک می کنید ؟ اصلا چگونه زندگی می کنید ؟ شاید خوردن شما علت سیر شدنتان نباشد ، پس نخورید !! شاید نفس کشیدن شما یکی از علل حیات شما نباشد پس نفس نکشید !!! اصلا شاید شما این نباشید که دارید این مطالب رو می نویسید و همینطوری بدون اینکه عملی از شما صادر بشه این کلمات در نت و در سایت نقش می بنده و ما فکر می کنیم که شما اینو نوشتید !!! شاید هم ....
خیلی جالبه شما می فرمایید : " عقل انسان نیز حکم میکند علیت یک قانون کلی نیست چرا که در انصورت به بینهایت علت نیازمندیم که منطقی نیست "
به حضرت ابو الفضل قسم !! که اینطوری نیست ، عقل کدوم انسانی سالمی چنین مزخرف حکم نمی کند ؟ شما چون می خواهید خدا رو قبول نداشته باشید (حالا یا واقعا یا جدلا) می گویید بی نهایت علت داشتن غیر منطقی است خب بله من هم می گویم بی نهایت علت داشتن غیر منطقی که هیچ اصلا چون تسلسل باطل است هیچ چیزی بوجود هم نمی آمد. اما خب عزیز من تسلسل باطل شده. یعنی حالا که خلق و موجوداتی به این وسعت و کثرت و دقت بوجود آمده پس تسلسلی نیست و علت العللی حکیم و علیم و قدیری دارند.
لو کانوا یعقلون(یه توضیحی مختصر درباره تسلسل می دهم و می گذرم چون صرفا همچین بنایی داشتم ) مثلا کمونیستها قبلا اینطوری سوال می کردند : که تخم مرغ از مرغ هست یا مرغ از تخم مرغ
یعنی اولیش کدومه ؟ اگر بگیم تخم مرغ خب می پرسه اون تخم مرغ چچوری بدون مرغ بوجود اومده ؟؟!! اگر هم بگیم مرغ میگه این مرغ چچوری بدون تخم مرغ بوجود اومده ؟؟!! یعنی اینکه اگر تخم مرغ را صرفا از مرغ بدانیم یا مرغ از تخم مرغ (یعنی علت هریک را منحصر بدانیم) دیگر نه مرغ خواهیم داشت و نه تخم مرغ، چون وجود هریک متعلق به دیگری است و تا اون یکی بوجود نیاید قطعا دیگری هم بوجود نخواهد آمد. اما حال که هر دوی أنها به وجود أمده اند پس قطعا خالقی که خود نه تخم است نه تخم مرغ اونها رو بوجود اورده و این تسلسل رو شکونده ، یعنی فرقی نمی کند که ما اولی را تخم مرغ بدانیم یا مرغ اما مهم این است که برای اولین مرغ یا اولین تخم مرغ معتقد به وجود خالقی باشیم که خود قبل از اونها وجود داشته است .....أولم یکف بربک أنه علی کل شیء قدیر
مطالب تایپک زیاد شد و من ترجیح می دهم تو تایپک بعدی روشنترین أیه خدا رو مطرح کنم
پس تا تایپک بعدی ..

-
- پست: 137
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۸, ۱۱:۴۸ ق.ظ
- محل اقامت: تهران
- سپاسهای ارسالی: 166 بار
- سپاسهای دریافتی: 279 بار
Re: ]چرا به خدا ایمان داشته باشم؟
الله الرحمن
سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ {فصلت/53}
برای اثبات وجود خدا !!! هم آیات آفاقی داریم هم آیات انفسی. مطالبی که دوستان عنوان می کردند نوعا جزو آیات افاقی محسوب می شوند، حال بنده اگر خدا توفیق دهد ایه انفسی می خواهم خدمت دوستان عرض کنم.
(می گویند عربی وقتی ایه " فَوَرَبِّ السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ " رو شنید گفت : چقدر ما انسانها بی انصافیم که باعث شدیم خدا برای حرفاش قسم یاد کنه (که ما حرفاشو قبول کنیم) حالا واقعا چقدر ما بی انصافیم که ....
به قول جناب (عاقل) دیوانه 110 : بگذریم ....
این دلیل، قلبی است و درونی و شاید خاص کسانی است که : لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ لذا قابل مجادله و جر و بحث نیست (التماس نکنید!!
)
(شاید تعبیر دلیل هم برای این جور مسائل درست نباشد بلکه اینها بیشتر اشاره است به واقعیت و حقیقت)
هر انسانی اگر با خود خودش خلوت کند و از تمام مسائل و علوم مادی خود را مجرد کند (یعنی هر چه یاد گرفته کنار بگذاره ... از هر علمی حتی علوم دینی ) و ذهن خود را از تمام این محفوظات پاک کند یا به اصطلاح می گوییم کلاه خود را قاضی کند،( قبول دارم کار سختی است اما شدنی است) می یابد
می یابد که خدایی دارد. چون از اوست ...
این دیگر علم نیست ایمان است
لا حجاب بینه و بین خلقه غیر خلقه
یا هو
سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ {فصلت/53}
برای اثبات وجود خدا !!! هم آیات آفاقی داریم هم آیات انفسی. مطالبی که دوستان عنوان می کردند نوعا جزو آیات افاقی محسوب می شوند، حال بنده اگر خدا توفیق دهد ایه انفسی می خواهم خدمت دوستان عرض کنم.
(می گویند عربی وقتی ایه " فَوَرَبِّ السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ " رو شنید گفت : چقدر ما انسانها بی انصافیم که باعث شدیم خدا برای حرفاش قسم یاد کنه (که ما حرفاشو قبول کنیم) حالا واقعا چقدر ما بی انصافیم که ....

به قول جناب (عاقل) دیوانه 110 : بگذریم ....
این دلیل، قلبی است و درونی و شاید خاص کسانی است که : لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ لذا قابل مجادله و جر و بحث نیست (التماس نکنید!!
)(شاید تعبیر دلیل هم برای این جور مسائل درست نباشد بلکه اینها بیشتر اشاره است به واقعیت و حقیقت)
هر انسانی اگر با خود خودش خلوت کند و از تمام مسائل و علوم مادی خود را مجرد کند (یعنی هر چه یاد گرفته کنار بگذاره ... از هر علمی حتی علوم دینی ) و ذهن خود را از تمام این محفوظات پاک کند یا به اصطلاح می گوییم کلاه خود را قاضی کند،( قبول دارم کار سختی است اما شدنی است) می یابد
می یابد که خدایی دارد. چون از اوست ...این دیگر علم نیست ایمان است
لا حجاب بینه و بین خلقه غیر خلقه
یا هو

-
- پست: 29
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۹, ۵:۴۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2 بار
- سپاسهای دریافتی: 5 بار
Re: ]چرا به خدا ایمان داشته باشم؟
msit.ir نوشته شده:سلام
سوال زياد و بحثهاي پراكنده هرچند در حول يك موضوع؟؟و ان خدا
اصولا در روانشناسي بهترين روش پاسخ گويي را پاسخ با سوال مي دانند و همه دوستان گويا رواشناسند از جمله بيست عزيز
بحث در زمينه اثبات خدا بحثي نيست كه بشود با يك موضوع در يك انجمن انهم نه بصورت رو دررو جواب داد هرچند به نظر دوستان جوابهاي قانع كنندهايي داده اند
من هم طبق همان نظريه روانشناسانه چند سوال دارم كه در صورت پاسخ بيست عزيز اقدام به جواب خواهم كرد به شرطي كه با سوال جواب ندهند![]()
1-خدا را قبول داريد يا نه؟ با بلي يا خير جواب بدهيد
2- بنظر شما ايا نظريه سازنده يا خالق ومخلوق مي تواند درست باشد يا نه؟
3-چرا به خدا ايمان نداشته باشيم؟
4- در يكي از پستها گفته ايد كه :مشخص است که بیگ بنگ یک فرضیه است ولی با استفاده از قوانین فیزیکی که قابل ازمایش و مشاهده اند پیدایش کائنات را توضیح میدهد و تا کنون نیز بااستدلال علمی رد نشده است پس ما باید انرا قبول کنیم (مجبوریم).؟
اولا:طبق گفته شما استدلال علمي ندارد
دوما :طبق ديگر فرمايشات شما هرچيزي كه پايه علمي ندارد را نبايد قبول كرد.((نقل قول ازشما:فرضیه های دیگر از جمله فرضیه افرینش توسط موجودی هوشمند قابل اثبات با شواهد و مستدلات علمی نیستند (بنظر من)))
پس چرا مجبوريم؟؟؟
5-بازهم طبق فرمايش شما:((مسلمه که علم امروز بشر ناقصه .ما همه چیز را نمیدونیم ولی این دلیل نمیشه که چیزی را که علتش را نمیدونیم ماورائ طبیعه بنامیم...))
پس
آلف) با اين علم ناقص مواردي كه نمي دانيد را به كل انكار مي كنيد حتي اگر وجود داشته باشد؟؟
ب)شما كه دليل و برهاني برعدم وجود صادر نكرده ايد ايا مشود اين مواردي كه علتش را نمي دانيم البته طبق گفته شما چه بناميم؟؟
منتظر هستم در صورت پاسخ صريح من هم در ادامه وارد بحث ميشوم...
سلام
جواب سوال ها از نظر من اين است:
1-خير
2-خير
3-چون دليل علمي ،منطقي و عقلي براي اثبات وجود ان وجود ندارد.
4-اول بگويم که در اين گفته من يک اشتباه کرده ام و از اين بابت پوزش ميخاهم چون شايد باعث برداشت اشتباه از حرف من شده باشد و ان اينکه بيگ بنگ را فرضيه خاندم در حاليکه يک نظريه است.فرق اينها در اينست که فرضيه اي که با بررسي ها و ازمايشات به درستي مطابقت کند و مشاهدات را بدرستي توضيح دهد و با دليل علمي رد نشود نظريه ميگويند.مثلن گردش زمين بدور خورشيد هم يک نظريه است.همانطور که در پستي که اورديد گفتم اين نظريه با استفاده از قوانين فيزيکي که قابل ازمايش و مشاهده اند پيدايش کائنات را توضيح ميدهد و تا کنون نيز بااستدلال علمي رد نشده است پس ما بايد انرا قبول کنيم (مجبوريم). پس اولن: کاملن استدلال علمي دارد
دومن:همانطور که گفتم هيچ نظريه علمي و مستدل ديگري وجود ندارد.پس ما اين نظريه (بيگ بنگ )را قبول ميکنيم.البته مجبور نيستيم همانطور که مجبور نيستيم گردش زمين بدور خورشيد را بپذيريم.
5-الف)خير انکار نميکنيم بلکه تا جاي ممکن تحقيق ميکنيم و جواب را ميابيم.البته فرضيه هايي براي توضيح انچه نميدانيم وجود دارد معقول ترين انها را ميپذيريم (تا يافتن جواب دقيق)
ب)مجهولات.
از همه دوستان ميخاهم پرسشهايي را هم که من در پستهاي قبلي مطرح کرده ام جواب دهند