@@@@@ مشاعره مذهبی @@@@@

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Moderator
Moderator
پست: 2099
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۸, ۹:۳۱ ب.ظ
محل اقامت: اي كاش كربلا بود
سپاس‌های ارسالی: 745 بار
سپاس‌های دریافتی: 2043 بار

Re: @@@@@ مشاعره مذهبی @@@@@

پست توسط دموع الأنتظار »

   
     
     
  نخواهم اين جهان و آن جهان را
 

      
  مرا اين بس كه دانم رمز جان ر[COLOR=#002060]ا   
     
     
     
   
مناجات و مداحي در مورد امام زمان ( عج )


بر در ياقوت با خط طلا بنوشته اند

شيعيان حاجي شدند چون دور حيدر گشته اند

هر كه دور حيدر نباشد مطمئناً كافرست

اهل سنّت دور كعبه از ازل ول گشته اند
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

Re: @@@@@ مشاعره مذهبی @@@@@

پست توسط قهرمان علقمه »

 آن شب که ابوتراب با قلب حزین بسپرد تن اُم ابیها به زمین

دانی که چرا خاک ز دستش افشاند یعنی که تمام هستی ام بود  
!
  
Iron
Iron
پست: 199
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۸, ۱۱:۵۴ ق.ظ
محل اقامت: اصفهان
سپاس‌های ارسالی: 456 بار
سپاس‌های دریافتی: 371 بار

Re: @@@@@ مشاعره مذهبی @@@@@

پست توسط divoone110 »

 

ناله نیـــــزه در این لحظه بـه گوش آمده بود

خون خورشید از این صحنه به جوش آمده بود

سعی می کرد زمیــــــن جانب شط بگریزد

نیـــــــزه می خواست که از واقعیت بگریزد





 
آخرین ويرايش توسط 1 on divoone110, ويرايش شده در 0.

در کوچه های شهر و در انظار مردمان

دیوانه وار نعــــره زنــــم رو به آسمـــان

آن دم که خواست حب علی از دلم رود

ای خالق جهان به دمی جان من ستان

[External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

Re: @@@@@ مشاعره مذهبی @@@@@

پست توسط قهرمان علقمه »

 دادم دل شب غسل و نمودم کفنش در خاک سپردم منِ دل خون، بدنش

تشییع کنندگان زهرا آن شب من بودم و زینب و حسین و  
  
Member
Member
پست: 52
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۸ دی ۱۳۸۸, ۴:۲۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 227 بار
سپاس‌های دریافتی: 79 بار

Re: @@@@@ مشاعره مذهبی @@@@@

پست توسط منتظر313 »

شعله تا از داغ غربت سرخ شد

میخ کم کم از خجالت سرخ شد

گفت با در رحم کن سویش مرو

غنچه دارد سوی پهلویش مرو
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

Re: @@@@@ مشاعره مذهبی @@@@@

پست توسط قهرمان علقمه »

   زخــم سـیـنـه گـیـرد از مــیــخ در نشـانه

دارد حــســن شـکـایـت از کـیـنـه مغیره

ریـــزد ز دیـــدگـــانـــش یــاقـــوت دانـه دانـه

بـا پـهـلـوی شـکـسـته، چون مـرغ بـال بسته

زهـرا بـه خـون نـشسـته در کـنج  
   
Moderator
Moderator
پست: 2099
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۸, ۹:۳۱ ب.ظ
محل اقامت: اي كاش كربلا بود
سپاس‌های ارسالی: 745 بار
سپاس‌های دریافتی: 2043 بار

Re: @@@@@ مشاعره مذهبی @@@@@

پست توسط دموع الأنتظار »

   
     
     
  هر كه او را از محبت رنگ و بوست
 

      
  در نگاهم هاشم و محمود اوس[COLOR=#002060]ت   
     
     
     
   
مناجات و مداحي در مورد امام زمان ( عج )


بر در ياقوت با خط طلا بنوشته اند

شيعيان حاجي شدند چون دور حيدر گشته اند

هر كه دور حيدر نباشد مطمئناً كافرست

اهل سنّت دور كعبه از ازل ول گشته اند
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

Re: @@@@@ مشاعره مذهبی @@@@@

پست توسط قهرمان علقمه »

 تا رخصت حضور نيابد، شب طلوع

مهتاب از ادب نتراود به روزنش

تا کعبه راز سنگ کرامت نيفکند

از چشم روزگار نهان است  
  
Moderator
Moderator
پست: 2099
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۸, ۹:۳۱ ب.ظ
محل اقامت: اي كاش كربلا بود
سپاس‌های ارسالی: 745 بار
سپاس‌های دریافتی: 2043 بار

Re: @@@@@ مشاعره مذهبی @@@@@

پست توسط دموع الأنتظار »

   
     
     
  شكر خدا كه امشب وا شد گره زكارم  
     
  تا وصل روي زهرا جز يك نفس     
     
     
     
   
مناجات و مداحي در مورد امام زمان ( عج )


بر در ياقوت با خط طلا بنوشته اند

شيعيان حاجي شدند چون دور حيدر گشته اند

هر كه دور حيدر نباشد مطمئناً كافرست

اهل سنّت دور كعبه از ازل ول گشته اند
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

Re: @@@@@ مشاعره مذهبی @@@@@

پست توسط قهرمان علقمه »

 مـحـسـن فـتاده چـون گـل پرپر در آستانه

در پشت زانـوی غم پژمان نشسته حـیـدر

مانده حـسـیـن مظـلوم، حیران در آن میانه

از نقش خون و دیوار پرسد ز حال  
  
ارسال پست

بازگشت به “شعر”