خدا
سلام دوستان
شما مي تونيد سروده هاي شخصي و دلنوشته هاي خودتون رو اينجا قرار بديد.
«اللهم عجل لوليك الفرج و العافية والنصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه»
اشعار و دلنوشته هاي شما دوستان...
مدیر انجمن: شورای نظارت

-
- پست: 24
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۸, ۲:۴۴ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 19 بار
- سپاسهای دریافتی: 25 بار
اشعار و دلنوشته هاي شما دوستان...
[HIGHLIGHT=#ffff00]آرمانخواهي انسان" مستلزم صبر بر رنجهاست . پس برادر خوبم " براي جانبازي در راه آرمانها" يادبگير كه در اين سياره رنج " صبورترين انسانها باشي .(شهيد سيد مرتضي آويني) [External Link Removed for Guests]

-
- پست: 24
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۸, ۲:۴۴ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 19 بار
- سپاسهای دریافتی: 25 بار
Re: اشعار و دلنوشته هاي شما دوستان...
یا صاحب الزمان رمز ظهور تو ترک گناه و یکدلی و دعای ماست
سلام مولای من، سلام معشوق عالمیان، سلام انتظار منتظران
میخواهم از جور زمانه بگویم ، میخواهم بگویم و بنویسم از فسادی که جهان را چون پردهای فراگرفته اما زمان فرصتی است اندک و انسان آدمی است ناتوان. پس ذرهای از درد دلم را به زبان می آورم تا بدانی چقدر دلگیر و خستهام.
آغاز نامه به جهانبان جهان و جهانیان خدای هر دو جهان:
مولای من میدانی چند سال است انتظار میکشم. از وقتی سخن گفتهام و معنای سخن خود را فهمیدهام انتظارت را میکشم. بیا و این انتظار مرا پایان بده.
خستهام از دست زمانه ، چقدر جور زمانه را تحمل کنم. چقدر ناله مظلومانه کودکان و معصومانی را که زیر ستم اند بشنوم و سکوت کنم. خودت بیا و این جهان سیاه را پایان بده. بیا و جهان را آباد کن. بیا و از آمدنت جهان را شاد کن. میدانی چند نوجوان هم سن و سال من آوارهاند؟ چندین هزار کودک بی پناهند، خودت بیا و پناه بی پناهان باش.
چند پیش بود که خوابت را دیدیم گفته بودی میآیی و به اندازه تمام سال های نبوده ات با من حرف می زنی و به درد دل من گوش میدهی اما تا خواستی بگوئی کی و کجا؟، از خواب پریدم و از آن شب به بعد دیگر نمی خوابم. راستش میترسم. میترسم بیائی و من خواب باشم. میترسم بیائی، همه تو را ببینند و تنها من از دیدنت محروم بمانم. هنوز هم می ترسم...
حس میکنم با این که شبهاست خواب به چشم ندارم اما در خواب غفلتم. بیا و بیدارم کن. بیا و هشیارم کن. بیا و همه جهانیان را از خواب غفلت بیدار کن. همه به خواب سنگین جهل فرورفته اند و صدای مظلومان و دل شکستگان را نمیشنوند. خودت بیا و همه ما را از این کابوس جهانی نجات بده.
ای منجی عالمیان ، جهان در انتظار توست مسافر من! نیستی تا ببینی مردم روز میلادت یعنی رمز عشق پاک چه میکنند! چگونه بغض سنگین خود را در گلو نگه داشته اند و انتظار می کشند. منتظرند تا کی بیاید و جهان را از عدل پرکند. کسی بیاید و به این جهان بی اساس پایان دهد بیا تا بعد از این در کوچه های غریب شهر روز میلادت را با بودنت جشن بگیریم و خیابانهای تاریک و ظلمات را با نور بودنت چراغانی کنیم. بیا و ببین مردم روز آمدنت چه میکنند؟
روز جمعه، روز خودت، روز منتظرانت به سراغ حافظ رفتم تا با فالی دلِ شکسته و سینهی زخمیام را مرهمی باشم. میدانی چه آمد؟
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور....
نه؛ غم میخورم؛ غم میخورم بخاطر روزهایی که نبودهای تا لحظات تلخ غم را کنارم باشی. غم میخورم به خاطر روزهایی که به یادت نبودهام و با گناه شب شدهاند. همان روزهایی که در تقویم خاطرهها در منجلاب گناه و زشتی با قلم جهل ثبت کردهام.
بهترین روز تنها روز ظهور توست. کی میآید؟ کی میشود که با قلم عقل و راستی بر صفحه دل حک کنم و با صدای بلند فریاد بزنم و به گوش جهانیان برسانم.«بهترین روز ، روز ظهور مولاست»
با تمام جهل و مستی تصمیم گرفتهام دفترچه رزوگار را با پاک کنِ مهر و عطوفت پاک کنم و از اول با نام تو روزگار را آغاز کنم. هنوز در نخستین صفحات آن ماندهام و مطلبی برای نوشتن ندارم. تا پایان نوشتن انتظارت میکشم.
دیوانه مسلمانی که در روزهای انتظار هزار بار به دیوانگیاش ایمان میآورد....
سلام مولای من، سلام معشوق عالمیان، سلام انتظار منتظران
میخواهم از جور زمانه بگویم ، میخواهم بگویم و بنویسم از فسادی که جهان را چون پردهای فراگرفته اما زمان فرصتی است اندک و انسان آدمی است ناتوان. پس ذرهای از درد دلم را به زبان می آورم تا بدانی چقدر دلگیر و خستهام.
آغاز نامه به جهانبان جهان و جهانیان خدای هر دو جهان:
مولای من میدانی چند سال است انتظار میکشم. از وقتی سخن گفتهام و معنای سخن خود را فهمیدهام انتظارت را میکشم. بیا و این انتظار مرا پایان بده.
خستهام از دست زمانه ، چقدر جور زمانه را تحمل کنم. چقدر ناله مظلومانه کودکان و معصومانی را که زیر ستم اند بشنوم و سکوت کنم. خودت بیا و این جهان سیاه را پایان بده. بیا و جهان را آباد کن. بیا و از آمدنت جهان را شاد کن. میدانی چند نوجوان هم سن و سال من آوارهاند؟ چندین هزار کودک بی پناهند، خودت بیا و پناه بی پناهان باش.
چند پیش بود که خوابت را دیدیم گفته بودی میآیی و به اندازه تمام سال های نبوده ات با من حرف می زنی و به درد دل من گوش میدهی اما تا خواستی بگوئی کی و کجا؟، از خواب پریدم و از آن شب به بعد دیگر نمی خوابم. راستش میترسم. میترسم بیائی و من خواب باشم. میترسم بیائی، همه تو را ببینند و تنها من از دیدنت محروم بمانم. هنوز هم می ترسم...
حس میکنم با این که شبهاست خواب به چشم ندارم اما در خواب غفلتم. بیا و بیدارم کن. بیا و هشیارم کن. بیا و همه جهانیان را از خواب غفلت بیدار کن. همه به خواب سنگین جهل فرورفته اند و صدای مظلومان و دل شکستگان را نمیشنوند. خودت بیا و همه ما را از این کابوس جهانی نجات بده.
ای منجی عالمیان ، جهان در انتظار توست مسافر من! نیستی تا ببینی مردم روز میلادت یعنی رمز عشق پاک چه میکنند! چگونه بغض سنگین خود را در گلو نگه داشته اند و انتظار می کشند. منتظرند تا کی بیاید و جهان را از عدل پرکند. کسی بیاید و به این جهان بی اساس پایان دهد بیا تا بعد از این در کوچه های غریب شهر روز میلادت را با بودنت جشن بگیریم و خیابانهای تاریک و ظلمات را با نور بودنت چراغانی کنیم. بیا و ببین مردم روز آمدنت چه میکنند؟
روز جمعه، روز خودت، روز منتظرانت به سراغ حافظ رفتم تا با فالی دلِ شکسته و سینهی زخمیام را مرهمی باشم. میدانی چه آمد؟
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور....
نه؛ غم میخورم؛ غم میخورم بخاطر روزهایی که نبودهای تا لحظات تلخ غم را کنارم باشی. غم میخورم به خاطر روزهایی که به یادت نبودهام و با گناه شب شدهاند. همان روزهایی که در تقویم خاطرهها در منجلاب گناه و زشتی با قلم جهل ثبت کردهام.
بهترین روز تنها روز ظهور توست. کی میآید؟ کی میشود که با قلم عقل و راستی بر صفحه دل حک کنم و با صدای بلند فریاد بزنم و به گوش جهانیان برسانم.«بهترین روز ، روز ظهور مولاست»
با تمام جهل و مستی تصمیم گرفتهام دفترچه رزوگار را با پاک کنِ مهر و عطوفت پاک کنم و از اول با نام تو روزگار را آغاز کنم. هنوز در نخستین صفحات آن ماندهام و مطلبی برای نوشتن ندارم. تا پایان نوشتن انتظارت میکشم.
دیوانه مسلمانی که در روزهای انتظار هزار بار به دیوانگیاش ایمان میآورد....
[HIGHLIGHT=#ffff00]آرمانخواهي انسان" مستلزم صبر بر رنجهاست . پس برادر خوبم " براي جانبازي در راه آرمانها" يادبگير كه در اين سياره رنج " صبورترين انسانها باشي .(شهيد سيد مرتضي آويني) [External Link Removed for Guests]

-
- پست: 66
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۵ دی ۱۳۸۸, ۵:۰۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 322 بار
- سپاسهای دریافتی: 86 بار
Re: اشعار و دلنوشته هاي شما دوستان...
بسم الله الرحمن الرحيم
اكَر انسان در زندكَي خودش به فكر جزئيات باشد اصل زندكَي اش را از دست ميدهد
برادران هيجوقت اصل زندكَي خود را به جزئيات نفروشيد
اللهم عجل لوليك الفرج
لابه دعا
اكَر انسان در زندكَي خودش به فكر جزئيات باشد اصل زندكَي اش را از دست ميدهد
برادران هيجوقت اصل زندكَي خود را به جزئيات نفروشيد
اللهم عجل لوليك الفرج
لابه دعا
با عشق حسین لطمه و دیوانه دلی را عشق است
این عشق پر اوازه و عهد ازلی را عشق است
مجنون که دو چشمش به حسین و حرم افتاد چنین گفت
لیلی به درک فقط حسین بن علی را عشق است
این عشق پر اوازه و عهد ازلی را عشق است
مجنون که دو چشمش به حسین و حرم افتاد چنین گفت
لیلی به درک فقط حسین بن علی را عشق است

-
- پست: 5
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۸, ۸:۰۸ ق.ظ
- محل اقامت: یزد . میبد
- سپاسهای ارسالی: 11 بار
- سپاسهای دریافتی: 9 بار
- تماس:
Re: اشعار و دلنوشته هاي شما دوستان...
زندگی دکمه بازگشت ندارد
این شعار تبلیغاتی یک شرکته ساخت دوربین های فیلمبرداری است . اما حقیقت بزرگی در اون نهفته است . سعی کنیم بدانیم که اعمال ما ضبط و ثبت میشود . وسعی کنیم بخاطر بسپاریم که هر اتفاقی . رفتاری . سخنی و حادثه ای قابل جبران نیست. پس بیشتر دقت کنیم .
این شعار تبلیغاتی یک شرکته ساخت دوربین های فیلمبرداری است . اما حقیقت بزرگی در اون نهفته است . سعی کنیم بدانیم که اعمال ما ضبط و ثبت میشود . وسعی کنیم بخاطر بسپاریم که هر اتفاقی . رفتاری . سخنی و حادثه ای قابل جبران نیست. پس بیشتر دقت کنیم .
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم