اشعار عاشورايي

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

اشعار عاشورايي

پست توسط طهورا »

 




 تصویرتصویر تصویر 
    
    
    
    
  رنگين کمان خون

مي خواهم از خشکيدن دريا بگويم

از تشنه کاميهاي ماهي ها بگويم

روزي که آب از شرم وخجلت آب مي شد

از داغ آن آلاله ها بي تاب مي شد

مي سوخت از سوز جگرهاي عطشناک

گلهاي پرپر گشته وافتاده برخاک

مي خواست تا از بستر خود پر بگيرد

گلهاي سرخ تشنه را در بگيرد



من حرف ها از ظهر بي خورشيد دارم

من شکوه ها از ماه، از ناهيد دارم

اي کاش آنروز آسمان خون گريه مي کرد

هم ابر، هم رنگين کمان ، خون گريه مي کرد

روزي که ساقي بود ، اما آب ناياب

لبها زسوز تسنگي سيرابِ سيراب

آن روز دست مهرباني را بريدند

پرهاي مرغ آسماني را بريدند

روزي که ني از آن سر بي تن نوا داشت

برخنجر خود حنجرخون خدا داشت

ني ناله ها از ني نوا در سينه دارد

بر پا ز زخم سنگ فتنه پينه دارد



قومي که از پس مانده ي نمرود بودند

از روسياهي چهره دوداندود بودند

در ناجوانمردانگي مشهور بودند

فرسنگها تا مرز پاکي دور بودند

مردم فريبي را عبادت مي شمردند

ويرانگريها را عمارت مي شمردند،

آن آيه هاي زنده را انکار کردند

با دست فتنه در دل گل خار کردند

خورشيد را آن شب پرستان سر بريدند

پروانه هاي عاشقي را پر بريدند

بشکسته بادا دست اين نامرد مردم!

داغ ابد بر سينه ي اين سرد مردم!
  

  
  
 تصویر 
  
 
 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: اشعار عاشورايي

پست توسط طهورا »

 تصویر




 روز عاشــــــورا همه اهل حلب


        باب انطاکيه اندر تا به شب


گرد آيد مرد وزن جمعي عظـيم


        ماتم آن خاندان دارد مقــيم


ناله و نوحه کنــــــند اندر بـــکا


        شيـــعه عاشورا براي کربلا


بشـــشمرند آن ظلمها و امتحان


        کز يزيد و شمر ديد آن خاندان
  
    
  تصویر   
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: اشعار عاشورايي

پست توسط طهورا »

 تصویر 
 


 گويند تمام روز ها عاشوراست


گويند تمامي زمين كرببلاست


اين حرف بجاست چون كسي مثل حسين


هر موقع و هر كجا كه باشد تنهاست
  

  
  
 تصویر  
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: اشعار عاشورايي

پست توسط طهورا »

 تصویر


روزیست اینکه حادثه کوس بلازده‌ست
کوس بلا به معرکه‌ی کربلا زده‌ست

روزیست اینکه دست ستم ، تیشه جفا
بر پای گلبن چمن مصطفا زده‌ست

روزیست اینکه بسته تتق آه اهل بیت
چتر سیاه بر سر آل عبا زده‌ست

روزیست اینکه خشک شد از تاب تشنگی
آن چشمه‌ای که خنده بر آب بقا زده‌ست

روزیست اینکه کشته‌ی بیداد کربلا
زانوی داد در حرم کبریا زده‌ست

امروز آن عزاست که چرخ کبود پوش
بر نیل جامه خاصه پی این عزا زده‌ست

امروز ماتمی‌ست که زهرا گشاده موی
بر سر زده ز حسرت و واحسرتا زده‌ست

یعنی محرم آمد و روز ندامت است
روز ندامت چه ، که روز قیامت است


تصویر
 
 
 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: اشعار عاشورايي

پست توسط طهورا »

   

تصویر 
  حسین ای معنی دریــــــــای رحمت

کلید اعــــظـــــم درهــــــــای رحمت

تو آن عطشان دشت خون،که هستی؟

که در هر قطره خـــــــــونم نشستی

نه تنها اولیــــــا سرمست جــــــامت

خـدا هم عشق می ورزد به نــــامت

نه تنهـــــــا روی دل سوی تو باشد

خدا هم عــــــاشق روی تو بـــــاشد

تورا روح تقدس مــــــــی شنــاسم

خدای عشق فطرس می شنــــــاسم

یکی احســـــان تو بعد از ولادت

یکی ایثار تو قبل از شهــــــــــادت

ملائک در عزایت گریـــه کردند

رسولان هم برایت گریه کـــــردند

من از هر قطره ی آبی که نوشم

به یاد آن لب عطشـــــــان خروشم
 
 
 تصویر 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: اشعار عاشورايي

پست توسط طهورا »

 تصویر
 
 
روح القدس که پیش لسان فرشته‌هاست  
 
از پیروان مرثیه خوانان کربلاست  
 
این ماتم بزرگ نگنجد در این جهان
 
 
آری در آن جهان دگر تیر این عزاست  
 
کرده سیاه حله نور این عزای کیست
 
 
خیرالنسا که مردمک چشم مصطفاست  
 
بنگر به نور چشم پیمبر چه می‌کنند
 
 
این چشم کوفیان چه بلا چشم بی‌حیاست  
 
یاقوت تشنگی شکند از چه گشت خشک
 
 
آن لب که یک ترشح از او چشمه‌ی بقاست 
 
بلبل اگر ز واقعه کربلا نگفت
 
 
گل را چه واقعست که پیراهنش قباست
 
 
از پا فتاده است درخت سعادتی 
 
کزبوستان دهر چو او گلبنی نخاست
 
 
شاخ گلی شکست ز بستان مصطفا
 
 
کز رنگ و بو فتاد گلستان مصطفا
 
   
 
 تصویر
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
ارسال پست

بازگشت به “شعر”