اشعار درباره امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام
مدیر انجمن: شورای نظارت

-
- پست: 175
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۵:۵۶ ب.ظ
- محل اقامت: قم
- سپاسهای ارسالی: 102 بار
- سپاسهای دریافتی: 283 بار
- تماس:
اشعار درباره امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام
از الف اول امام از بعد پيغمبر علي است
آمر امر الهي شاه دينپرور علي است
ب برادر با نبي بيرق فراز دين حق
بحر احسان باب لطف بيحد و بيمر علي است
ت تبارك تاج و طاها تخت و نصراله سپاه
تيغآور خسرو مستغني از لشگر علي است
ث ثري مقدم ثريا متكا ثابت قدم
ثاني احمد به ذات كبريا مظهر علي است
ج جاه و قدرش ار خواهي به نزد ذوالجلال
جل شانه جز نبي از جمله بالاتر علي است
ح حدوثش با قدم مقرون حديثش حرف حق
حاكم حكم اللهي حيه در حيدر علي است
خ خداوند ظفر خيبر گشا مرحب شكار
خسرو ملك ولايت خلق را رهبر علي است
د داماد نبي دست خدا داراي دين
داعي ايجاد موجودات از داور علي است
ذ ذاتش ذوالجلال و ذالمنن وز ذوالفقار
ذلت افزا بر عدوي ملحد ابتر علي است
ر رفيعالقدر و والا رتبه روح افزا سخن
رهنماي خلق عالم ساقي كوثر علي است
ز زبر دست و زكي و زاهد و زهد آفرين
زيب بخش مسجد و زينت ده منبر علي است
س سعيد و سيد و سرور سلوني انتساب
سر لا رطب و لا يا بس سر و سرور علي است
ش شفيع المذنبين شير خدا شاه نجف
شمع ايوان هدايت شافع محشر علي است
ص صديق و صبور و صالح و صاحب كرم
صبح صادق از درون شب پديدآور علي است
ض ضرغام شجاعت پيشهي روشن ضمير
ضاربي كز ضربش المضروب لايخبر علي است
ط طبيب طبعدان مطلوب ارباب طلب
طاق نه كاخ مطبق طرح را لنگر علي است
ظ ظهير ملك و ملت ظاهر و باطن امام
ظل ممدود خداي خالق اكبر علي است
ع عينالله و علي جاه و علام الغيوب
عالم علم علي الاشيا ز خشك و تر علي است
غ غران شير يزدان غيرت الله المبين
غالب اندر غزوهها بر خصم بد گوهر علي است
ف فصيح و فاضل و فخر عرب مير عجم
فارس ميدان مردي فاتح خيبر علي است
ق قلب عالم امكان قسيم خلد و نار
قاضي روز قيامت خواجهي قنبر علي است
ك كنز علم ماكان و علوم مايكون
كاشف سر و علن از اكبر و اصغر علي است
ل لطفش شامل احوال كل ما خلق
لازم التعظيم شاه معدلت گستر علي است
م ممدوح صحف موصوف تورات و زبور
مصحف وز انجيل را مصداق و المصدر علي است
ن نظام نه فلك از نام نيكش وز جمال
نور بخش مهر و ماه و انجم و اختر علي است
و واجب منزلت ممكن نما والا گهر
واقف از ماوقع و از ما وقع يك سر علي است
هـ هوالهادي المضلين في الصراط المستقيم
هر چه بهتر خوانمش صد بار از آن بهتر علي است
ي يدالله فوق ايديهم يكي از مدح او
يك سر از يا تا الف هر حرف را مضمر علي است
آدم و نوح سليمان و خليل بيخلل
موسي با اقتدار و عيسي با فر علي است
جان علي جانان علي ظاهر علي باطن علي
مي علي مينا علي ساقي علي ساغر علي است
گويي ار مدح علي ديگر چه غم داري صغير
ياور خلق جهاني گر ترا ياور علي است
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ٌٌٌٌٌٌhttp://www.tobeh.org
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
آمر امر الهي شاه دينپرور علي است
ب برادر با نبي بيرق فراز دين حق
بحر احسان باب لطف بيحد و بيمر علي است
ت تبارك تاج و طاها تخت و نصراله سپاه
تيغآور خسرو مستغني از لشگر علي است
ث ثري مقدم ثريا متكا ثابت قدم
ثاني احمد به ذات كبريا مظهر علي است
ج جاه و قدرش ار خواهي به نزد ذوالجلال
جل شانه جز نبي از جمله بالاتر علي است
ح حدوثش با قدم مقرون حديثش حرف حق
حاكم حكم اللهي حيه در حيدر علي است
خ خداوند ظفر خيبر گشا مرحب شكار
خسرو ملك ولايت خلق را رهبر علي است
د داماد نبي دست خدا داراي دين
داعي ايجاد موجودات از داور علي است
ذ ذاتش ذوالجلال و ذالمنن وز ذوالفقار
ذلت افزا بر عدوي ملحد ابتر علي است
ر رفيعالقدر و والا رتبه روح افزا سخن
رهنماي خلق عالم ساقي كوثر علي است
ز زبر دست و زكي و زاهد و زهد آفرين
زيب بخش مسجد و زينت ده منبر علي است
س سعيد و سيد و سرور سلوني انتساب
سر لا رطب و لا يا بس سر و سرور علي است
ش شفيع المذنبين شير خدا شاه نجف
شمع ايوان هدايت شافع محشر علي است
ص صديق و صبور و صالح و صاحب كرم
صبح صادق از درون شب پديدآور علي است
ض ضرغام شجاعت پيشهي روشن ضمير
ضاربي كز ضربش المضروب لايخبر علي است
ط طبيب طبعدان مطلوب ارباب طلب
طاق نه كاخ مطبق طرح را لنگر علي است
ظ ظهير ملك و ملت ظاهر و باطن امام
ظل ممدود خداي خالق اكبر علي است
ع عينالله و علي جاه و علام الغيوب
عالم علم علي الاشيا ز خشك و تر علي است
غ غران شير يزدان غيرت الله المبين
غالب اندر غزوهها بر خصم بد گوهر علي است
ف فصيح و فاضل و فخر عرب مير عجم
فارس ميدان مردي فاتح خيبر علي است
ق قلب عالم امكان قسيم خلد و نار
قاضي روز قيامت خواجهي قنبر علي است
ك كنز علم ماكان و علوم مايكون
كاشف سر و علن از اكبر و اصغر علي است
ل لطفش شامل احوال كل ما خلق
لازم التعظيم شاه معدلت گستر علي است
م ممدوح صحف موصوف تورات و زبور
مصحف وز انجيل را مصداق و المصدر علي است
ن نظام نه فلك از نام نيكش وز جمال
نور بخش مهر و ماه و انجم و اختر علي است
و واجب منزلت ممكن نما والا گهر
واقف از ماوقع و از ما وقع يك سر علي است
هـ هوالهادي المضلين في الصراط المستقيم
هر چه بهتر خوانمش صد بار از آن بهتر علي است
ي يدالله فوق ايديهم يكي از مدح او
يك سر از يا تا الف هر حرف را مضمر علي است
آدم و نوح سليمان و خليل بيخلل
موسي با اقتدار و عيسي با فر علي است
جان علي جانان علي ظاهر علي باطن علي
مي علي مينا علي ساقي علي ساغر علي است
گويي ار مدح علي ديگر چه غم داري صغير
ياور خلق جهاني گر ترا ياور علي است
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ٌٌٌٌٌٌhttp://www.tobeh.org
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
چون گفتی بنده ای به بندگی اش پایبند و چون خواندی به خداوندی اش به احکامش محکم...
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 175
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۵:۵۶ ب.ظ
- محل اقامت: قم
- سپاسهای ارسالی: 102 بار
- سپاسهای دریافتی: 283 بار
- تماس:
Re: اشعار درباره جناب امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام
ما درس وفا ز حیدر آموخته ایم
در مکتب او دلق ریا سوخته ایم
ما را نبود هیچ نظر بر دگری
تا دیده به لطف مرتضی دوخته ایم
***
ای روی تو آئینه ذات احدی
ای در تو عجین شده صفات صمدی
بار غم ایام مرا پشت شکست
ای حیدر صف شکن خدا را مددی
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ٌٌٌٌٌٌ[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
در مکتب او دلق ریا سوخته ایم
ما را نبود هیچ نظر بر دگری
تا دیده به لطف مرتضی دوخته ایم
***
ای روی تو آئینه ذات احدی
ای در تو عجین شده صفات صمدی
بار غم ایام مرا پشت شکست
ای حیدر صف شکن خدا را مددی
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ٌٌٌٌٌٌ[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
چون گفتی بنده ای به بندگی اش پایبند و چون خواندی به خداوندی اش به احکامش محکم...
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 175
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۵:۵۶ ب.ظ
- محل اقامت: قم
- سپاسهای ارسالی: 102 بار
- سپاسهای دریافتی: 283 بار
- تماس:
Re: اشعار درباره جناب امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام
كس را چه زور و زهره كه وصف على كند
جبار در مناقب او گفته هل اتى
زور آزماى قلعه خيبر كه بند او
در يكديگر شكستببازوى لا فتى
مردى كه در مصاف، زره پيش بسته بود
تاپيش دشمنان نكند پشتبر غزا
شير خدا و صفدر ميدان و بحر جود
جان بخش در نماز و جهانسوز در دعا
ديباچه مرمت و ديوان معرفت
لشگركش فتوت و سردار اتقياء
فردا كه هر كسى به شفيعى زنند دست
مائيم و دست و دامن معصوم مرتضى
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ٌٌٌٌٌٌhttp://www.tobeh.org
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
جبار در مناقب او گفته هل اتى
زور آزماى قلعه خيبر كه بند او
در يكديگر شكستببازوى لا فتى
مردى كه در مصاف، زره پيش بسته بود
تاپيش دشمنان نكند پشتبر غزا
شير خدا و صفدر ميدان و بحر جود
جان بخش در نماز و جهانسوز در دعا
ديباچه مرمت و ديوان معرفت
لشگركش فتوت و سردار اتقياء
فردا كه هر كسى به شفيعى زنند دست
مائيم و دست و دامن معصوم مرتضى
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ٌٌٌٌٌٌhttp://www.tobeh.org
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
چون گفتی بنده ای به بندگی اش پایبند و چون خواندی به خداوندی اش به احکامش محکم...
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 175
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۵:۵۶ ب.ظ
- محل اقامت: قم
- سپاسهای ارسالی: 102 بار
- سپاسهای دریافتی: 283 بار
- تماس:
Re: اشعار درباره جناب امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام
علی مرتضی میر خلایق
بزرگ عارفان نور حقایق
شعاع نور خورشید هدایت
نخستین موج دریای ولایت
علی جان جهان و نور هستی
یگانه مظهر عهد الستی
نباشد گر علی، عالم نباشد
شرف در دوده آدم نباشد
علی تنها كلید فهم قرآن
كزو پیدا شود اسرار پنهان
علی رمز وجود آفرینش
علی نور چراغ اهل بینش
علی بر حق، امام اولین است
شكوه آسمان، فرّ زمین است
علی مجلس فروز اهل راز است
ز خونش سرخ، محراب نماز است
علی بنیاد هستی را قوام است
علی اوضاع گیتی را نظام است
علی با ذوالفقارش گفت و گو داشت
خدا را در همه جا پیش رو داشت
علی سالار میدان نبرد است
به روز جنگ و هیجا مرد مرد است
علی مرد عطا؛ مرد سخا بود
علی لشكر شكن؛ خیبر گشا بود
ز نور او منور ملك هستی
زمین و آسمان بالا و پستی
علی نور و علی عشق و علی جان
به سختی چاره و بر درد درمان
علی امید جان، نور دل ما
علی آسان نمای مشكل ما
علی با درد جانش آشنا بود
تمام دردمندان را شفا بود
علی گاهی طبیب و گاه دهقان
گهی در كار كشت و گاه درمان
علی انسان كامل بود و عادل
نبُد یك دم ز كار خلق غافل
علی گنج نهانی سینهاش بود
چو آئینه دل بی كینهاش بود
علی بر كفش پاره پینه میزد
گره بر سینه بیكینه میزد
علی فرمانده حكم قضا بود
به منشور قدر فرمانروا بود
علی اسرار دل با چاه میگفت
گهرهای درون بنهفته میسفت
علی اندر تفكر بود دائم
به صبر و حلم، همچون كوه، قائم
علی اسلام را بود و نبود است
یگانه نسخه ملك وجود است
علی شب در عبادت بود بیدار
ولی در روزها پیوسته در كار
علی بر تیره شب، فجر سحر بود
یتیمان را به سر سایه پدر بود
علی هر روز تا شب كار میكرد
ولی با نان جو افطار میكرد
علی سرچشمه انعام و احسان
علی كانون فیض و قطب امكان
علی بوتراب از عالم خاك
به یك لحظه شدی تا قرب افلاك
علی نور خدا جان جهان است
مرا در وصف او الكن زبان است
بزرگ عارفان نور حقایق
شعاع نور خورشید هدایت
نخستین موج دریای ولایت
علی جان جهان و نور هستی
یگانه مظهر عهد الستی
نباشد گر علی، عالم نباشد
شرف در دوده آدم نباشد
علی تنها كلید فهم قرآن
كزو پیدا شود اسرار پنهان
علی رمز وجود آفرینش
علی نور چراغ اهل بینش
علی بر حق، امام اولین است
شكوه آسمان، فرّ زمین است
علی مجلس فروز اهل راز است
ز خونش سرخ، محراب نماز است
علی بنیاد هستی را قوام است
علی اوضاع گیتی را نظام است
علی با ذوالفقارش گفت و گو داشت
خدا را در همه جا پیش رو داشت
علی سالار میدان نبرد است
به روز جنگ و هیجا مرد مرد است
علی مرد عطا؛ مرد سخا بود
علی لشكر شكن؛ خیبر گشا بود
ز نور او منور ملك هستی
زمین و آسمان بالا و پستی
علی نور و علی عشق و علی جان
به سختی چاره و بر درد درمان
علی امید جان، نور دل ما
علی آسان نمای مشكل ما
علی با درد جانش آشنا بود
تمام دردمندان را شفا بود
علی گاهی طبیب و گاه دهقان
گهی در كار كشت و گاه درمان
علی انسان كامل بود و عادل
نبُد یك دم ز كار خلق غافل
علی گنج نهانی سینهاش بود
چو آئینه دل بی كینهاش بود
علی بر كفش پاره پینه میزد
گره بر سینه بیكینه میزد
علی فرمانده حكم قضا بود
به منشور قدر فرمانروا بود
علی اسرار دل با چاه میگفت
گهرهای درون بنهفته میسفت
علی اندر تفكر بود دائم
به صبر و حلم، همچون كوه، قائم
علی اسلام را بود و نبود است
یگانه نسخه ملك وجود است
علی شب در عبادت بود بیدار
ولی در روزها پیوسته در كار
علی بر تیره شب، فجر سحر بود
یتیمان را به سر سایه پدر بود
علی هر روز تا شب كار میكرد
ولی با نان جو افطار میكرد
علی سرچشمه انعام و احسان
علی كانون فیض و قطب امكان
علی بوتراب از عالم خاك
به یك لحظه شدی تا قرب افلاك
علی نور خدا جان جهان است
مرا در وصف او الكن زبان است
چون گفتی بنده ای به بندگی اش پایبند و چون خواندی به خداوندی اش به احکامش محکم...
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 175
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۵:۵۶ ب.ظ
- محل اقامت: قم
- سپاسهای ارسالی: 102 بار
- سپاسهای دریافتی: 283 بار
- تماس:
Re: اشعار درباره جناب امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام
شعر از حکیم ابوالقاسم فردوسی:
ايا شاه محمود كشور گشاي
ز كس گر نترسي بترس از خداي
كه پيش تو شاهان فراوان بدند
همه تاجداران كيهان بدند
فزون از تو بودند يكسر به جاه
به گنج و كلاه و به تخت و سپاه
نكردند جز خوبي و راستي
نگشتند گرد كم و كاستي
همه داد كردند بر زير دست
نبودند جز پاك يزدان پرست
نجستند از دهر جز نام نيك
وزان نام جستن سرانجام نيك
هرآن شد كه دربند دينار بود
به نزديك اهل خرد خوار بود
گر ايدون كه شاهي به گيتي ترا است
نگويي كه اين خيره گفتن چرااست
نديدي تو اين خاطر تيز من
نيانديشي از تيغ خونريز من
كه بد دين و بد كيش خواني مرا
منم شير نر ميش خواني مرا
مرا غمز كردند كان بد سخن
به مهر نبي و علي شد كهن
هر آن كس كه در دلش كين علي است
از او خوارتر در جهان گو كه نيست
منم بندهي هر دو تا رستخيز
اگر شه كند پيكرم ريز ريز
من از مهر اين هر دو شه نگذرم
اگر تيغ شه بگذرد بر سرم
نباشد جز از بيپدر دشمنش
كه يزدان بسوزد به آتش تنش
منم بندهي اهل بيت نبي
ستايندهي خاك پاي وصي
مرا سهم دادي كه در پاي پيل
تنت را بسايم چو درياي نيل
نترسم كه دارم ز روشندلي
به دل مهر جان نبي و علي
چه گفت آن خداوند تنزيل و وحي
خداوند امر و خداوند نهي
كه من شهر علمم عليم در است
درست اين سخن گفت پيغمبر است
گواهي دهم كاين سخن راز او است
تو گويي دو گوشم كه آواز او است
چو باشد ترا عقل و تدبير و راي
به نزد نبي و علي گير جاي
گرت زين بد آيد گناه من است
چنين است اين رسم و راه من است
به اين زادهام هم به اين بگذرم
چنان دان كه خاك پي حيدرم
ابا ديگران مر مرا كار نيست
بر اين در مرا جاي گفتار نيست
اگر شاه محمود از اين بگذرد
مر او را به يك جو نسنجد خرد
چو بر تخت شاهي نشاند خداي
نبي و علي را به ديگر سراي
گر از مهرشان من حكايت كنم
چو محمود را صد حمايت كنم
جهان تا بود شهرياران بود
پيامم بر تاجداران بود
كه فردوسي توسي پاك جفت
نه اين نامه بر نام محمود گفت
به نام نبي و علي گفتهام
گهرهاي معني بسي سفتهام
ايا شاه محمود كشور گشاي
ز كس گر نترسي بترس از خداي
كه پيش تو شاهان فراوان بدند
همه تاجداران كيهان بدند
فزون از تو بودند يكسر به جاه
به گنج و كلاه و به تخت و سپاه
نكردند جز خوبي و راستي
نگشتند گرد كم و كاستي
همه داد كردند بر زير دست
نبودند جز پاك يزدان پرست
نجستند از دهر جز نام نيك
وزان نام جستن سرانجام نيك
هرآن شد كه دربند دينار بود
به نزديك اهل خرد خوار بود
گر ايدون كه شاهي به گيتي ترا است
نگويي كه اين خيره گفتن چرااست
نديدي تو اين خاطر تيز من
نيانديشي از تيغ خونريز من
كه بد دين و بد كيش خواني مرا
منم شير نر ميش خواني مرا
مرا غمز كردند كان بد سخن
به مهر نبي و علي شد كهن
هر آن كس كه در دلش كين علي است
از او خوارتر در جهان گو كه نيست
منم بندهي هر دو تا رستخيز
اگر شه كند پيكرم ريز ريز
من از مهر اين هر دو شه نگذرم
اگر تيغ شه بگذرد بر سرم
نباشد جز از بيپدر دشمنش
كه يزدان بسوزد به آتش تنش
منم بندهي اهل بيت نبي
ستايندهي خاك پاي وصي
مرا سهم دادي كه در پاي پيل
تنت را بسايم چو درياي نيل
نترسم كه دارم ز روشندلي
به دل مهر جان نبي و علي
چه گفت آن خداوند تنزيل و وحي
خداوند امر و خداوند نهي
كه من شهر علمم عليم در است
درست اين سخن گفت پيغمبر است
گواهي دهم كاين سخن راز او است
تو گويي دو گوشم كه آواز او است
چو باشد ترا عقل و تدبير و راي
به نزد نبي و علي گير جاي
گرت زين بد آيد گناه من است
چنين است اين رسم و راه من است
به اين زادهام هم به اين بگذرم
چنان دان كه خاك پي حيدرم
ابا ديگران مر مرا كار نيست
بر اين در مرا جاي گفتار نيست
اگر شاه محمود از اين بگذرد
مر او را به يك جو نسنجد خرد
چو بر تخت شاهي نشاند خداي
نبي و علي را به ديگر سراي
گر از مهرشان من حكايت كنم
چو محمود را صد حمايت كنم
جهان تا بود شهرياران بود
پيامم بر تاجداران بود
كه فردوسي توسي پاك جفت
نه اين نامه بر نام محمود گفت
به نام نبي و علي گفتهام
گهرهاي معني بسي سفتهام
چون گفتی بنده ای به بندگی اش پایبند و چون خواندی به خداوندی اش به احکامش محکم...
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 175
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۵:۵۶ ب.ظ
- محل اقامت: قم
- سپاسهای ارسالی: 102 بار
- سپاسهای دریافتی: 283 بار
- تماس:
Re: اشعار درباره جناب امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام
ميكنم با نام يزدان اين سخن را ابتدا
آن كه پيدا نيست او را ابتدا و انتها
پس درود ما بود بر مصطفي ختم رسل
آن كه دارد سروري و مهتري بر ما سوا
بعد از آن با نام حيدر كام خود خوشبو كنم
آن كه باشد بعد احمد عالمي را پيشوا
از درون كعبه تا آمد علي اندر وجود
چشم عالم گشت روشن يكسر از نور خدا
عالم هستي بهوجد آمد چو شد ماه رجب
تا قدم بنهاد در عالم علي مرتضا
آمدي در كعبه بيتاله اعظم در وجود
پس تو عين حقي و حق نيست از ذاتت جدا
شد خجل از نور رويت مهر و ماه و مشتري
هم عطارد را ز درگاهت تمناي عطا
نور رويت ميكند روشن همه ذرات را
خاك درگاهت بود هر ديدهاي را توتيا
افتخارت بس كه بودي رهبر شرع نبي
امتيازت بس كه گشتي پادشاه اوليا
گاه بودي مر يتيمان را به غمخواري جليس
گاه چون شير ژيان بودي به هنگام غزا
غير عشق حق نبودي در سرت شوري دگر
غير حق را نيست اندر ساحتت قدر و بها
رهنمايي مومنان را هم به گفتار و عمل
رهبري مر سالكان را سوي انوار هدا
پاي در راه خطا ننهادهاي چون غافلان
دست برخوان جهان هرگز نيالودي چو ما
گاه گشتي صفشكن در جنگ با اعداي دين
گاه بودي بتشكن بر دوش ختم انبيا
ظالمين را دشمن و مظلوم را يار آمدي
سرگرفتي از عدو و دست از هر بينوا
نيست كس را زهره تا آيد ترا در كارزار
پادشاهان را به درگاه تو روي التجا
گه لباس جنگ پوشيدي و كردي صفدري
گاه بهر حفظ گنج دين به كنج انزوا
همتت باشد بسي برتر ز چرخ نيلگون
دولتت را تا خدا باشد همي باشد بقا
معضلات علم نزد تو بديهيات شد
مشگلي نبود كه او را نيستي مشگل گشا
گاه در ارضي و خواهد آسمان گردد زمين
گاه در عرشي زمين خواهد كه گردد چون سما
در عبادت گوي سبقت بردهاي از عابدان
عادلي برسان تو نبود به هنگام قضا
چرخ گردون همچو گويي در خم چوگان تو
عرش و كرسي و ملايك حضرتت را آشنا
مصطفي را ابن غم و صهر و ياور آمدي
مومنين را رهنما و متقين را مقتدا
با لباس كهنه بنمودي به عالم سلطنت
از همه خوان جهان كردي به ناني اكتفا
گرچه با نقس نبي مانوس گشتي در علن
ليك با پيغمبران محشور بودي در خفا
گر نبودي، بود يونس قرنها در بطن حوت
از ولايت خصر لب تو كرد از آب بقا
گاه از لطفت شود آتش گلستان بر خليل
گاه فرعون از تو اندر قعر دريا مبتلا
گاه كردي جلوه بر يوسف به سيماي پدر
گاه دادي بر كف موساي پيغمبر عصا
گه نمودي جلوه چون آتش به موساي كليم
گاه ديگر كشتي نوح نبي را ناخدا
دست موسي را نبودي از يد بيضا خبر
گر به دامانت نمييازيد دست التجا
جز نبيات تا كنون ديگر كسي نشناخته
جز تو با نفس نبي ديگر نشد كس آشنا
غالي ناديده حق داند خدايت در ظهور
قالي شيطان صفت سب تو گويد برملا
اين دو را فرمودهاي در راه ما هالك بوند
حبذا آن دوستدار با حقيقت حبذا
افتخاري به از اين نبود كه در جنگ احد
داد جبريل اين ندا از پيشگاه كبريا
لا فتي الا علي لا سيف الا ذوالفقار
اين نشان از بينشان آمد به تاج انما
تا نباشد مهر تو روشن نميگردد دلي
محفلي بي نام تو هرگز نميگيرد صفا
بي ولايت طاعت ثقلين ميگردد هدر
چون نبي فرمود بيحب تو هر طاعت هبا
ميزنم دم از ولايت تا كه جان دارم به تن
ميكنم خود را نثار مقدمت سر تا به پا
بيرضايت دم نزد يكدم رضايي روز و شب
آرزو دارد كه گيري دست او روز جزا
آن كه پيدا نيست او را ابتدا و انتها
پس درود ما بود بر مصطفي ختم رسل
آن كه دارد سروري و مهتري بر ما سوا
بعد از آن با نام حيدر كام خود خوشبو كنم
آن كه باشد بعد احمد عالمي را پيشوا
از درون كعبه تا آمد علي اندر وجود
چشم عالم گشت روشن يكسر از نور خدا
عالم هستي بهوجد آمد چو شد ماه رجب
تا قدم بنهاد در عالم علي مرتضا
آمدي در كعبه بيتاله اعظم در وجود
پس تو عين حقي و حق نيست از ذاتت جدا
شد خجل از نور رويت مهر و ماه و مشتري
هم عطارد را ز درگاهت تمناي عطا
نور رويت ميكند روشن همه ذرات را
خاك درگاهت بود هر ديدهاي را توتيا
افتخارت بس كه بودي رهبر شرع نبي
امتيازت بس كه گشتي پادشاه اوليا
گاه بودي مر يتيمان را به غمخواري جليس
گاه چون شير ژيان بودي به هنگام غزا
غير عشق حق نبودي در سرت شوري دگر
غير حق را نيست اندر ساحتت قدر و بها
رهنمايي مومنان را هم به گفتار و عمل
رهبري مر سالكان را سوي انوار هدا
پاي در راه خطا ننهادهاي چون غافلان
دست برخوان جهان هرگز نيالودي چو ما
گاه گشتي صفشكن در جنگ با اعداي دين
گاه بودي بتشكن بر دوش ختم انبيا
ظالمين را دشمن و مظلوم را يار آمدي
سرگرفتي از عدو و دست از هر بينوا
نيست كس را زهره تا آيد ترا در كارزار
پادشاهان را به درگاه تو روي التجا
گه لباس جنگ پوشيدي و كردي صفدري
گاه بهر حفظ گنج دين به كنج انزوا
همتت باشد بسي برتر ز چرخ نيلگون
دولتت را تا خدا باشد همي باشد بقا
معضلات علم نزد تو بديهيات شد
مشگلي نبود كه او را نيستي مشگل گشا
گاه در ارضي و خواهد آسمان گردد زمين
گاه در عرشي زمين خواهد كه گردد چون سما
در عبادت گوي سبقت بردهاي از عابدان
عادلي برسان تو نبود به هنگام قضا
چرخ گردون همچو گويي در خم چوگان تو
عرش و كرسي و ملايك حضرتت را آشنا
مصطفي را ابن غم و صهر و ياور آمدي
مومنين را رهنما و متقين را مقتدا
با لباس كهنه بنمودي به عالم سلطنت
از همه خوان جهان كردي به ناني اكتفا
گرچه با نقس نبي مانوس گشتي در علن
ليك با پيغمبران محشور بودي در خفا
گر نبودي، بود يونس قرنها در بطن حوت
از ولايت خصر لب تو كرد از آب بقا
گاه از لطفت شود آتش گلستان بر خليل
گاه فرعون از تو اندر قعر دريا مبتلا
گاه كردي جلوه بر يوسف به سيماي پدر
گاه دادي بر كف موساي پيغمبر عصا
گه نمودي جلوه چون آتش به موساي كليم
گاه ديگر كشتي نوح نبي را ناخدا
دست موسي را نبودي از يد بيضا خبر
گر به دامانت نمييازيد دست التجا
جز نبيات تا كنون ديگر كسي نشناخته
جز تو با نفس نبي ديگر نشد كس آشنا
غالي ناديده حق داند خدايت در ظهور
قالي شيطان صفت سب تو گويد برملا
اين دو را فرمودهاي در راه ما هالك بوند
حبذا آن دوستدار با حقيقت حبذا
افتخاري به از اين نبود كه در جنگ احد
داد جبريل اين ندا از پيشگاه كبريا
لا فتي الا علي لا سيف الا ذوالفقار
اين نشان از بينشان آمد به تاج انما
تا نباشد مهر تو روشن نميگردد دلي
محفلي بي نام تو هرگز نميگيرد صفا
بي ولايت طاعت ثقلين ميگردد هدر
چون نبي فرمود بيحب تو هر طاعت هبا
ميزنم دم از ولايت تا كه جان دارم به تن
ميكنم خود را نثار مقدمت سر تا به پا
بيرضايت دم نزد يكدم رضايي روز و شب
آرزو دارد كه گيري دست او روز جزا
چون گفتی بنده ای به بندگی اش پایبند و چون خواندی به خداوندی اش به احکامش محکم...
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 175
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۵:۵۶ ب.ظ
- محل اقامت: قم
- سپاسهای ارسالی: 102 بار
- سپاسهای دریافتی: 283 بار
- تماس:
Re: اشعار درباره جناب امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام
گویند که نا پاک مبر نام علی من نام علی برم که پاکم سازند
چون گفتی بنده ای به بندگی اش پایبند و چون خواندی به خداوندی اش به احکامش محکم...
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 465
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲ تیر ۱۳۸۸, ۱۱:۴۳ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2007 بار
- سپاسهای دریافتی: 991 بار
Re: اشعار درباره جناب امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام
پیش از تو هیچ اقیانوسی را نمی شناسم که عمود بر زمین ایستاده باشد ؛ یا علی...
همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود "- یک کم کنجکاوی پشت" همین طوری پرسیدم " - قدری احساسات پشت"به من چه اصلا " - مقداری خرد پشت " چه بدونم " -و اندکی درد پشت " اشکالی نداره" هست.

-
- پست: 2
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۵ فروردین ۱۳۸۸, ۴:۲۴ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 4 بار
- سپاسهای دریافتی: 7 بار
- تماس:
Re: اشعار درباره جناب امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام
مرا در تن بود تا جان علي گويم علي جويم
بجنبد تا رگم در جان علي گويم علي جويم
ز پيدا و ز پنهانم همين يك حرف را دانم
كه در پيدا و در پنهان علي گويم علي جويم
اگر اهل خراباتم وگر شيخ مناجاتم
به هر آئين ، به هر دستان علي گويم علي جويم
علي دين است و ايمانم ،علي درد است و درمانم
چه با درد و چه با درمان علي گويم علي جويم
علي حلال مشكل ها ،علي آرامش دلها
كند تا مشكلم آسان علي گويم علي جويم
اگر در خانقه افتم وگر در ميكده خفتم
به هر معموره و ويران علي گويم علي جويم
ز مهر او سرشت من ، جمال او بهشت من
هم اندر روضه ي رضوان علي گويم علي جويم
علي باب الله عرفان ،علي سرالله سبحان
به نور دانش و عرفان علي گويم علي جويم
اگر درويش و مسكينم وگر ديندار و بي دينم
چه با كفر و چه با ايمان علي گويم علي جويم
اگر تسبيح مي گويم وگر زنار مي جويم
به هر اسم و به هر عنوان علي گويم علي جويم
ز سوره سوره ي قرآن ، ز ياسين و ز الرحمان
به هر آيه ز هر تبيان علي گويم علي جويم
اگر از وصل خوشحالم وگر از هجر نالانم
چه با وصل و چه با هجران علي گويم علي جويم
به محشر چون برآرم سر ، به نزد خالق اكبر
به گاه پرسش و ميزان علي گويم علي جويم
به نقل از وبلاگ: [External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 175
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۵:۵۶ ب.ظ
- محل اقامت: قم
- سپاسهای ارسالی: 102 بار
- سپاسهای دریافتی: 283 بار
- تماس:
Re: اشعار درباره جناب امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام
شاهی که به اسرار جهان دانا بود
از رتبه به کل ما سوا مولا بود
شب ها به خرابه ها ز روی شفقت
همدم به جذامیان نابینا بود
چون گفتی بنده ای به بندگی اش پایبند و چون خواندی به خداوندی اش به احکامش محکم...
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]