انشالله که در سایت خودتون فعالیتهای قابل توجهی داشته باشید .
در پاسخ به سوال شما باید گفت که :
دلیل اصلی نصوص هست یعنی روایاتی که می فرماید لا صلاة الا بفاتحة الكتاب .
از آنجا كه در قرآن كريم، فقط كليات دين مطرح شده و جزئيات و تفسير آيات، به پيامبر اكرمو امامان معصوم (ع)
سپرده شده است، در روایات چنين آمده است:
. از امام باقرع دربارة حكم كسي كه در نمازش "فاتحة الكتاب" قرائت نكرده بود، سؤال شد; حضرت فرمود: "لاصلاة له إلاّ ان يقرأ بها; نمازش، نماز شمرده نميشود، مگر اينكه در آن "فاتحة الكتاب"را قرائت كند". . در روايت ديگر ميفرمايند: "كل صلاة لايقرأ فيها بفاتحة الكتاب فهي خداج; هر نمازي كه در آن"فاتحة الكتاب" خوانده نشود; پس آن نماز، ناقص است".(وسائل الشيعه، شيخ حر عاملي، ج 6، باب قرأة في الصلاة، ص 37 و 39، ح 1 و 6، مؤسسه آل البيت:لاحيأ التراث.)
3.اميرالمؤمنين امام عليميفرمايند: "فاذا... فاقرأ الحمد و سورة معها...; هر گاه تكبيرة الافتتاح را گفتي، پس سوره حمد را قرائت كن و سورة ديگري كه به آن اجازه داده شده، همراه آن بخوان...".(من لايحضره الفقيه، شيخ صدوق;، ج 9، باب في وصف الصلاة، ص 266، ح 7، دارالتعارف للمطبوعات، بيروت.)
. از پيامبر گرامياسلامنقل شده كه در مورد سوره حمد فرمود: "قسم به كسي كه جان من به دست اوست،خداوند نه در تورات و نه در انجيل و نه در زبور و نه حتي در قرآن، مثل اين سوره را نازل نكرده است و اين سوره امالكتاب (مادر كتاب) است."(مجمعالبيان، للشيخ ابيعلي طبرسي;، ج 1، ص 48، مؤسس اعلمي، بيروت.)
شايد دليل اين امر، با اندكي تأمل در محتواي سورة مذكور روشن ميشود;زيرا اين سوره در حقيقت فهرستي از مجموع قرآن كريم است; به اين معنا كه بخشي از آن اشاره به، توحيد و شناخت صفات خداوند دارد، قسمتي درباره معاد و رستاخيز سخن ميگويد ودر بخش ديگر آن ازهدايت و ضلالت ـ كه خط فاصل مؤمنان و كافران است ـ بحث ميكند. همچنين در اين سوره به حاكميت مطلق پروردگار و مقام ربوبيت و نعمتهاي بيپايانش و مسأله عبادت و بندگي و اختصاص آن به ذات پاك اواشاره شده است. سوره مباركه حمد بيانگر توحيد ذاتي، صفاتي، افعالي، عبادي است.(ر.ك: تفسير نمونه، آيت الله مكارم شيرازي و ديگران، ج 1، ص 3و4، دارالكتبالاسلاميه.)
از اين رو به دلايل فوق (تأكيد و سفارش پيشوايان معصوم و محتواي كمنظير اين سوره) [HIGHLIGHT=#ffff00]
موظفيم در همة آن را بخوانيم.
البته همانطور که میدانیم ، دلایل احتمالی ذکر شده فقط نَمی از یَم می باشد .
احکام جدای از اصول اعتقادی است که دلیل پذیر هستند ،
[HIGHLIGHT=#ffff00] احکام شرط اصلی عبودیت است و چرایی احکام معنا ندارد .
در راه کسب معارف و حقایق شیعی موفق و پیروز باشید .