زبان حال

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Bronze
Bronze
پست: 275
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۷ شهریور ۱۳۸۶, ۴:۰۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3603 بار
سپاس‌های دریافتی: 1144 بار

زبان حال

پست توسط 110 »

 [FONT=Tahoma,sans-serif]« بسم الله الرحمن الرحيم »  

[FONT=Tahoma,sans-serif]با سلام خدمت شما دوستان ولائي و دوست داشتني  تصویر
.
[FONT=Tahoma,sans-serif]همانطور که ميدانيد ممکن است يک جرقه انسان را از اين رو به اون رو ميکند، 

[COLOR=#eeece1].

[FONT=Tahoma,sans-serif]منظورم اين است که ممکن است تلنگري به او بزند که به کلي مسيرش منقلب گردد  
[FONT=Tahoma,sans-serif] .
[FONT=Tahoma,sans-serif]يا اگر در مسير حق است، متحول شده و در پيمودن آن جديت بيشتري به خرج دهد. 
 [COLOR=#eeece1]..
.
[COLOR=#eeece1].  
حال اين امر جرقه زا ممکن است در قالبهاي گوناگوني ريخته شده و ارائه گردد،
.
گاهي به شکل دکلمه، گاه به حالت شعر، گاه در قالب تصوير و ممکن است حتي يک مقاله باشد.  

[FONT=Tahoma,sans-serif]اين شعري که دوست عزيزمون آقا حميد در تاپيک «[COLOR=#5f497a]      عليك يا بقيه الله »   

[FONT=Tahoma,sans-serif]بر روي تصويري جذابي که توسط ايشان طرحي شده بود قرار داده بودند ممکن است از اين قبيل اشعار باشد.  


 [External Link Removed for Guests] 


[FONT=Tahoma,sans-serif]يکي از علل جذابيت اينگونه اشعار ميتواند اين باشد که از زبان حال اهل بيت سروده شده  
[FONT=Tahoma,sans-serif][COLOR=#eeece1].  
[FONT=Tahoma,sans-serif]و اين امر جلوه خاصي به شعر ميدهد و نسبت به ساير اشعار بيشتر به دل مينشيند. 
.
[FONT=Tahoma,sans-serif]و شايد همين مسئله يکي از علل استقبال از مداحي مشهور مداح اهل بيت نزار القطري بوده  

[FONT=Tahoma,sans-serif][COLOR=#eeece1].  
[FONT=Tahoma,sans-serif]که به راستي نمونه اي بارز از اين دسته از اشعار بود . 

[FONT=Tahoma,sans-serif] 

[FONT=Tahoma,sans-serif]در اينجا از دوستان تقاضا دارم اگر از اين گونه اشعار در دسترس دارند در ارسال آن کوتاهي نفرمايند  تصویر

[FONT=Tahoma,sans-serif]تا به اميد خدا و با همياري دوستان مجوموعه اي از اين سبک اشعار گردآوري شود. 

[FONT=Tahoma,sans-serif]که به طور قطع در هر زمينه اي به کار خواهد آمد. 

 
[FONT=Tahoma,sans-serif][COLOR=#4f6128]اجر شرکت کنندگان در اين تاپيک با بقية الله الاعظم آقا امام زمان روحي و ارواح العالمين له الفداء. تصویر   
آخرین ويرايش توسط 1 on 110, ويرايش شده در 0.
 تصویر  .  .:: الإنسان هو شيعة علي بن أبي طالب عليه أفضل الصلاة و السلام إن عرفه حق معرفته ::.  .  تصویر 
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5884 بار
تماس:

Re: زبان حال

پست توسط محمد علي »

 زبان حال امام سجاد علیه السلام 
   
  دف نزنید، پیش ما صف  
  رأس شهدا این قَدَر کف  
  ما را دگر از زخم زبان، شب  
  بر اشک من و گریه ی زینب  
  از کرب و بلا، وای از شام  
   
  ذکر سلام، ندهیدم  
  به مهمان نزند سنگ کین از لب  
  و نام و مقامم همگی می  
  چه تقصیر و گنه خارجیم می  
  از کرب و بلا، وای از شام  
   
  نبی را ثمرم، من علی را  
  و خاشاک ز بام، کس نریزد به  
  قدر دخت علی را به کنارم  
  به تن خواهر زارم  
  از کرب و بلا، وای از شام  
   
  داغ پدر، عطش و اشک  
  غم زخم زبان، آتشم زد به  
  ام با بدن خسته دعایم می کرد  
  بابا سر نی، گریه برایم می  
  از کرب و بلا، وای از شام  
   
  و سلسله ام، میر این قافله ام  
  رو رأس حسین، همه سو هلهله  
  تن، زخم زبان، قسمت و تقدیر من  
  و همدم من، حلقه ی زنجیر من  
  از کرب و بلا، وای از شام  
   
  دیدم آب، جگرم گشت  
  از سوز درون، گریه بر طفل  
  های عطشش را به دل احساس  
  بی آبی و بی دستی عباس  
  از کرب و بلا، وای از شام  



[HR]

سبک خوندن این شعر نیز بصورت فایل صوتی :

 آه از کرب وبلا 
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
Iron
Iron
پست: 266
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۸۶, ۹:۴۰ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 71 بار
سپاس‌های دریافتی: 568 بار

Re: زبان حال

پست توسط راوي »

 زبان حال امام زمان (عج) با مدعيان عشق

کيستم من اي که در هر روز وشب
ميکني از حق ، ظهورم را طلب

کيستم من ديدي آيا روي من ؟
يا مشامت حس نموده بوي من؟

کيستم من غرق احساس مني
ميهمان سفره وخوان مني

کيسيتم من لاف عشقم ميزني
نام من بر لوح قلبت ميکني

کيستم من ميکني گه ياد من
گه بسوزاني دل ناشاد من

کيستم من ساعتي با من خوشي
ساعتي با نفس و اهريمن خوشي

کيستم من گه توئي در کوي من
گاه خنجر ميکشي بر روي من

کيستم من قدر من نشناختي
آمدي اندر حريمم تاختي

کيستم من مهدي(ع) زهرا(س) منم
مصطفي(ص) وحيدر(ع) والا منم

کيستم من بارها در غصه ام انداختي
بارها ديدي مرا نشناختي

بارها ديدم تو را کردم سلام
تو جواب من ندادي يک کلام

بارها ديدم که در هر انجمن
مست اغيار مني غافل زمن

بارها ديدم گنهکاري تو
گريه کردم بر تبهکاري تو

بارها شد گفتمت ای ناسپاس
با عدوي من چرا داري تماس ؟

بارها جايت خجل گرديده ام
شرمسارو منفعل گرديده ام

بارها بر هر گناه وهر بدي
آمدي بر روي من سيلي زدي

بس کنم من ديگر اين گفت وشنود
زمزمی اندر گلويم مانده بود ... 
.
تصویر
Bronze
Bronze
پست: 275
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۷ شهریور ۱۳۸۶, ۴:۰۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3603 بار
سپاس‌های دریافتی: 1144 بار

Re: زبان حال

پست توسط 110 »

 « بسم الله الرحمن الرحيم »  .  .  « زبان حال حضرت زینب سلام الله عليها در اربعین حسینی »
.
.
اگرچه در سفر شام رنج و صدمه کشيدم
[COLOR=#eeece1].

هزار شکر شها ماندم و مزار تو ديدم
.
.
چگونه شرح دهم نازنين برادر زينب
.
تو خود گواه منی کاندرين سفر چه کشيدم
.
.
به زير نيزه و شمشير و سنگ و خنجر و پيکان
.
چو يافتم بدنت مرگ خويشتن طلبيدم
.
.
شب و خرابه و آه يتيم و غربت و ظلمت
.
چنان نمود که دل از حيات خويش بريدم
.
.
ازان زمان که تو گفتی ز تشنگی جگرم سوخت
.
من آب سرد و گوارا بدون غم نچشيدم
.
.
گمان مدار که ديگر زياد زنده بمانم
.
گواه قامت خمگشته است و موی سپيدم    .... 
 تصویر  .  .:: الإنسان هو شيعة علي بن أبي طالب عليه أفضل الصلاة و السلام إن عرفه حق معرفته ::.  .  تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

Re: زبان حال

پست توسط محدثه »

.

 زبان حال حضرت زينب كبری(س) در غروب عاشورا 
 تصویر 

  دشت كربلا، جمعی پريشان ماند و من ماندم
فراز نيزه‌ها، آوای قرآن ماند و من ماندم



من غارت‌زده خسته، ز هر سو راه من بسته
ز ياران خيمه‌ها خالی، بيابان ماند و من ماندم



به گوش من طنين‌افكن، صدای اكبر و قاسم
كه دائم اشك‌ريزانم، به دامان ماند و من ماندم



دلم خون شد خداوندا، از اين اشك عزاداران
به دنبال پدر يك طفل گريان ماند و من ماندم



به خاك و خون دو بازوی بلند و پرچم و مَشكی
ميان شعله‌ها يك فوج عطشان ماند و من ماندم



ز تيری بسته شد راه گلوی تشنه‌لب اصغر
رباب از اين جفای خصم، حيران ماند و من ماندم



ز طوفان بلا گل‌های سرخ من همه پرپر
از اين طوفان مرا يك سرو عريان ماند و من ماندم



به‌هم پيوست جوشان چشمه‌‌های خون و دريا شد
از اين طوفان هايل موج و طوفان ماند و من ماندم



نمانده طاقتم ديگر كه بينم قتلگاهش را
برفت و اين دل بی‌تاب و سوزان ماند و من ماندم



"حسان" گويی كه اين مصرع زبان حال زينب بود
تهی شد باغم از گل، عطر جانان ماند و من  





   
 
تصویر 
ارسال پست

بازگشت به “شعر”